هر آن كو خاطر مجموع و يار نازنين دارد سعادت همدم او گشت و دولت همنشين دارد
توسط : MCLAREN
هر آن كو خاطر مجموع و يار نازنين دارد
سعادت همدم او گشت و دولت همنشين دارد
حريم عشق را درگه بسي بالاتر از عقل است
كسي آن آستان بوسد كه جان در آستين دارد
دهان تنگ شيرينش مگر ملك سليمان است
كه نقش خاتم لعلش جهان زير نگين دارد
لب لعل و خط مشكين چو آنش هست و اينش هست
بنازم دلبر خود را كه حسنش آن و اين دارد
به خواري منگر اي منعم ضعيفان و نحيفان را
كه صدر مجلس عشرت گداي رهنشين دارد
چو بر روي زمين باشي توانايي غنيمت دان
كه دوران ناتواني ? ها بسي زير زمين دارد
بلاگردان جان و تن دعاي مستمندان است
كه بيند خير از آن خرمن كه ننگ از خوشه چين دارد
صبا از عشق من رمزي بگو با آن شه خوبان
كه صد جمشيد و كيخسرو غلام كمترين دارد
و گر گويد نمي ? خواهم چو حافظ عاشق مفلس
بگوييدش كه سلطاني گدايي همنشين دارد
 
M C L A R E N s u p e r S P O R T
دوشنبه 5/4/1385 - 0:8
پسندیدم 0
UserName