يه روزي يه جايي جنگلي بود كه درخت نداشت يه شكارچي بود كه تفنگ نداشت يه تفنگ بود كه فشنگ نداشت
توسط : MCLAREN
يه روزي يه جايي جنگلي بود كه درخت نداشت
يه شكارچي بود كه تفنگ نداشت
يه تفنگ بود كه فشنگ نداشت
بعد اون شكارچي كه تفنگ نداشت
با اون تفنگي كه فشنگ نداشت
تو اون جنگلي كه درخت نداشت
يه گوزن شكار كرد كه شاخ نداشت
بعد اون گوزني رو كه شاخ نداشت
انداخت تو يه گوني كه ته نداشت
اين داستان نويسنده نداشت
نويسنده اش هم اسم نداشت
هر چند اين داستان سر و ته نداشت
ولي ارزش سر كار گذاشتن شما يكي رو داشت




شرمنده اخلاق طنزيتون كه همش سره كارتون ميزارم
منتظر نظر هايه گرمتون هستم(فقط جون من اسماتون رو هم بگيد ممنون از لطفتون)









MCLAREN@roshd.ir پله ارتباطي من و شما




قربون دلايه پاكو صافتون مهدي zigil







M C L A R E N R I N G S P O R T 2 0 0 6
دوشنبه 25/7/1384 - 5:25
پسندیدم 0
UserName