با نام و ياد خدا و سلام سلام بچه ها حالتون چطوره ؟ من از امروز اومدم كه مطلب بنويسم از همون روزاي
توسط : دوست
با نام و ياد خدا و سلام
سلام بچه ها حالتون چطوره ؟
من از امروز اومدم كه مطلب بنويسم از همون روزاي اوليه ثبت مطلب از اين بخش خوشم ميومد و مطالبشو ميخوندم با نوع نوشتن و انشاي خيلياتون آشنام با نوشته هاتون مثل خودتون شاد شدم وغمگين، به فكر فرو رفتم و گاه يكه خوردم، درس گرفتم و آموختم، پيامهاتون روهم كه براي هم مينوشتيد رو مي خوندم اونام در نوع خودشون جالب بودند و خواندني براي همينه ميگم خيلي از شما ها رومي شناسم اگرچه شما منو نمي شناسيد كه اين هم مهم نيست از همون روزاي اولي كه آقا صباغ مطلباي كامپيوتري مي نوشت و اطلاعات خوبي رو بي هيچ سرو صدايي (اينو جدي نگيريد ) در اختيار بقيه مي گذاشت يا آقا ي زمين پيما پيامهاي غذايي و بدنسازي مي نوشت، بشارت ودردانه كه يه بارم وبلاگش ظاهرا توي مسابقه ماه رمضون برنده شد اسمشم گذاشته بود تبيان ، هذيان گوي بيدار كه بيشتر از پائولونقل ميكرد ومطالب جالبي هم مي نوشت وهنوزم مي نويسه .هميشه دوست داشتم با خوندن مطالبتون بدونم جووناي ما چجوري فكرميكنن چطوري توي فضاي مجازي حرفاشونو به هم منتقل مي كنن با چه لحني و چه انشايي.

خلاصه اومدم بنويسم براي شمايي كه دوستتون دارم و مي شناسمتون ادب اجتماعي حكم ميكنه كه خودمم معرفي كنم .من پويه هستم و اومدم خاطراتمو از تبيان بگم ( فكرنكنيد كه فقط جناب دكتر طالبپور مدير عامل محترم تبيان فقط خاطره نويسي ميكنن ما كاربرام يه چيزايي بلديم بنويسيم اونم از تبيان شايد خدا رو چه ديديد ايشون خوندند و از ديد كاربرا نسبت به تبيان بيشتر آگاه شدند اگرچه ميدونم ارتباط خوبي با كاربرا دارند مخصوصا در بخشي كه شروع به نوشتن كردند وبچه ها براشون پيام ميدادند)

فعلا خدا حافظي ميكنم چون شايد زياد بنويسم خسته كننده بشه البته حتما دوباره خدمت مي رسم .
خوشحال ميشم برام پيام بگذاريد ولي اصرارنمي كنم .
شنبه 9/7/1384 - 0:49
پسندیدم 0
UserName