کد: 930344

پرسش

سلام من الان 19 ساله ام.وقتی 15و16ساله بودم خدا رو دوست داشتم .یک دفعه ای باخداشدم الان هم یک دفعه ای جدا شدم.نماز دیروقت میخونم.نه دعایی نه نیایشی .خودمم خسته شدم ولی دیگه خدا رودوست ندارم که بخوام برگردم به سمتش.دست خودم نیست
چکارکنم

پاسخ

با سلام و احترام
خواهر گرامی
نکاتی خدمت شما بیان می گردد که اگر دقت کنید و آن نکاتی را عمل کنید امید است که محبت خداوند در درل شما افزایش یابد ولی ریشه دور شدن از خداوند ضعف در ایمان است و لذا هرچقدر ایمان شما قوی شود محبت شما نیز به خداوند افزایش خواهد پیدا کرد.

معرفت خیلى مهمّ است و محبّت شاید نتیجه ی معرفت باشد. ما تا اندازه اى که معرفت به خدا داریم محبّت نداریم والاّ باید منفجر شویم. چون معرفت ما مشکوک است و جدّى نیست والاّ خدائى که از رگ گردن به تو نزدیکتر است، خدایى که این همه مهربانى می کند، چطور شب می خوابى و یک «یا اللّه» نمی گویى؟ چطور می خوابى و لحظاتى از محبت شدید به خدا گریه نمی کنى؟ چطور خدا را از خودت جدا مى‏دانى؟

همه جا هست اگر دوستش ندارى، نافهمى، غافلى، لذا غفلت نداشته باش. موقع خواب بگو: «یا اللّه» چطور وقتى می خواهى چشمت به نامحرم نیفتد «یا اللّه» می گویى، شیطان را از خودت دور کن و «یا اللّه» بگو.

اگر انسان معرفت پیدا کند محبّت هم پیدا می شود و وقتى محبّت پیدا شد انسان نمى‏تواند به یاد محبوبش نباشد. لذا کوشش کنید معرفتتان را به ذات مقدّس پروردگار از طریق فکر در آیات آفاقیّه و انفسیّه زیاد کنید.مقدارى در خودتان فکر کنید، در نعمتهاى پروردگار فکر کنید، یک مقدارى هم از روایات و گفته هاى دانشمندان کمک بگیرید چون وقتى معرفت زیاد شود خواهى‏نخواهى محبّت هم زیاد می شود.

چگونه مى‏توان به خداى تعالى محبّت داشت؟

یکى از صفات مؤمن و علائم مؤمن این است که خداوند را بیشتر از همه چیز دوست داشته باشد.
کسانى که ایمان به خداوند دارند حبّشان به خداى تعالى شدیدتر است تا دیگر افراد و نقطه ی حسّاس محبّتشان تعلّق به ذات اقدس متعال دارد و هر چیزى که تعلّقش به خداوند بیشتر باشد آن چیز را بیشتر دوست دارند.
اگر محبّت انسان حساب شده باشد طبعا محبّت و علاقه به متعلّقات محبوب هم دارد.
یعنى هر چیزى که تعلّقش به محبوب بیشتر باشد بیشتر دوست دارد و هر چیزى که تعلّقش به محبوب کمتر باشد کمتر دوست دارد.
ما می گوییم خدا را دوست داریم در حالى که در عمل شاید خداوند در صف آخر باشد! به جهت اینکه ما محبّتمان به هر چیزى بیشتر باشد به همان چیز بیشتر اهمیّت مى‏دهیم.
مثلاً گاهى انسان به خاطر زن و فرزند و زندگى و حتّى رفیق به معصیت می افتد و گاه گاهى هم متوجّه معصیتش می شود و بعد هم می گوید: خدا چه کار کند فلانى را که مرا به معصیت انداخت!

خداى تعالى در آیه اى از قول بندگانش در روز قیامت می فرماید: اى کاش من با فلانى دوست نمی شدم چرا که مرا از خداوند دور کرد.
البتّه درست است که رفیق بد انسان را از خدا غافل می کند ولى اگر انسان قوى باشد و داراى قدرت روحى باشد او باید رفیقش را به خدا نزدیک کند و در آن شخص تأثیر بگذارد.
خیلى از افراد بودند که با داشتن رفیق خوب به خداوند عزّوجل نزدیک شدند.
کسى که ضعیف است تحت تأثیر شخص قوى قرار می گیرد و اگر انسان قوى باشد باید محیط را تحت تأثیر خودش قرار دهد و یا لااقل آن قدر محکم باشد که دیگران در او اثر نگذارند.

خداى تعالى در قرآن شریف می فرماید: بگو آیا پدران و یا فرزندانتان و یا اموالتان نزد شما محبوب ترند یا خدا؟

اگر کسى محبّت به خدا نداشته باشد آن طورى که باید داشته باشد و در این مرحله بماند مثل مرده اى است متحرّک که در مادّیت و محبّت به غیر خدا مرده است، در حالى که انسان باید به خداوند و بعد به متعلّقاتش عشق بورزد.
متعلّقات خداوند که هستند؟ اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام .اینها تعلّقشان به خداوند از هر موجودى بیشتر است چرا که اینها ید اللّه هستند، اُذُن اللّه هستند، وجه اللّه هستند، لسان اللّه هستند، عین اللّه هستند و بالاخره نفس اللّه هستند .

و من الله توفیق

مشاور : موسسه پرتو نور | پرسش : جمعه 27/8/1390 | پاسخ : سه شنبه 1/9/1390 | | دانشجو | 19 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 17 بار

تگ ها :

UserName
x