کد: 929926

پرسش

با عرض سلام میخواستم درباره ی امام علی سوالی بکنم چه طور امام علی ای که هنگام نماز وقتی تیر از پای مبارکشان درآوردند متوجه نشد موقع نماز متوجه سائل شد و انگشترش را به او بخشید؟ و این که چرا نام امام علی مستقیما در قرآن نیامده؟

پاسخ

باسلام. ائمه(ع) در حالات خود مراتب گوناگونى داشته‏اند نحوه حضور قلب آنان در نماز به حالات مختلفی متصور است: گاهى توجه به خدا بگونه‏اى بوده كه هیچ چیز دیگر را متوجه نمى‏شدند و نمونه‏هاى بسیارى از این قبیل از ائمه نقل گردیده است. گاه ممكن است در ضمن حضور قلب كامل، از آنجا كه به عنوان انسان كامل مظهر صفات و اسماء الهی هستند ، به برخى از مسائل توجه داشته و عكس‏العمل نشان دهند بدون آن كه مانع توجه آنان به خدا باشد از این نمونه همان اعطاى انگشتر توسط امیرالمومنین(ع) به سائل است. در استغاثه ی فقیر، امام مظهر لطف و عطای الهی میشود. عرفا گویند این مرتبه از حضور قلب كاملتر از مرتبه اول است زیرا در اولى توجه به خداوند حجاب و مانع عالم كثرات است ولى در این مرحله آنچنان فانى در رب و وصل به اوست كه از آن مرتبه به شهود عالم مى‏پردازد و به اصطلاح مرتبه عدم حجاب مطلق است. در استغاثه ی فقیر امام مظهر لطف و عطای الهی میشود اما در تیر از پا در آوردن چون به جنبه ی شخصی حضرت مربوط است توجهی ندارند. بنابر این هر دو درست است و تضادی ندارند.
با سلام. هرچند در قرآن آیاتی وجود دارد كه به گفتة شیعه و اهل‌سنت جز بر علی‌ علیه السلام و ائمه‌ معصومین ، بر هیچ‌كس دیگری قابل انطباق نیست‌، مثل‌: آیه ولایت (مائده‌، 55)، آیه مباهله (آل‌عمران‌، 61)، و... ولی به‌خاطر مصالحی نام ائمه‌ به صراحت در قرآن نیامده است‌. یکی از علل مهم نیامدن نام حضرت به صورت صریح در قرآن مصون ماندن قرآن از تحریف است . خداوند برای مصون ماندن قرآن از تحریف تدبیراتی اتخاذ کرده است و لذا فرموده إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ (حجر: 9). محفوظ بودن قرآن از تحریف، ناشی از تدبیرات الهی است که یکی از آن تدابیر همین است که در قرآن نام امامان را نیاورده این یکی از تدابیری است که قرآن را از تحریف مصون و محفوظ داشته است . به تعبیر شهید مطهری «««هم از اشاره خود قرآن و هم از روایات ائمه ما استفاده مى شود كه در میان تمام دستورات اسلامى هیچ دستورى ، مثل امامت امیرالمومنین نبوده است كه اینهمه كم شانس اجرا داشته باشد به این معنا كه به دلیل تعصباتى كه در عمق روح مردم عرب وجود داشت , آمادگى بسیار بسیار كمى براى این مطلب به چشم مى خورد . حتی در جریان غدیر خم با اینكه به پیغمبر اكرم راجع به امیرالمومنین دستور رسید , حضرت این بیم و نگرانى را داشت كه اگر بگوید , منافقینى كه قرآن پیوسته از آنها نام مى برد مى گویند ببینید ! ( به اصطلاح معروف ) دارد براى خانواده خودش نان مى پزد . در صورتى كه رسم و شیوه پیغمبر ( ص ) در زندگى این بود كه در هیچ موردى براى خودش اختصاص قائل نمى شد و اخلاقش این بود و دستور اسلام هم همین بود كه فوق العاده اجتناب داشت از اینكه میان خودش و دیگران امتیاز قائل بشود و همین جهت عامل بسیار بزرگى بود براى موفقیت پیغمبر اكرم. این مسئله[ یعنى ابلاغ اینكه جانشین من على ( ع ) است] امر و دستور خدا بود اما پیغمبر ( ص ) مى دانست كه اگر آنرا بیان بكند عده اى ضعیف الایمان كه همیشه بوده اند خواهند گفت ببینید ! دارد براى خودش امتیاز درست مى كند . لذا در آیه الیوم اكملت لكم دینكم چنین آمده : الیوم یئس الذین كفروا من دینكم فلا تخشوهم و اخشون »»»ـ
یكی دیگر از دلیل‌های نیامدن نام ائمه در قرآن این است كه‌، در قرآن تنها كلیات مسایل آمده و تبیین جزئیات آن به پیامبر واگذار شده است‌. شخصی به نام ابی‌بصیر گوید:
از امام صادق‌پرسیدم‌، مردم می‌گویند:
چرا از حضرت علی‌و اهل‌بیت او نامی در قرآن كریم نیامده است‌؟ امام فرمودند: به كسانی كه چنین اعتراضی را می‌كنند، بگویید: همان‌گونه كه نماز در قرآن آمده‌، ولی 3 یا چهار ]ركعت‌[ بودن آن مشخص نشده و پیامبر9 آن را برای مردم تفسیر كرد، همچنین زكات در قرآن نازل شده ولی مقدار آن مشخص نشده و رسول خدا آن را برای مردم تفسیر كرد. و... همین طور در قرآن نازل شده است كه‌:
"أطیعوا اللّه و أطیعوا الرسول و أولی‌الأمر منكم‌"، از خدا و رسولش و اولی‌الامر اطاعت كنید.( نسأ، 59. ) این آیه درباره علی و حسن و حسین‌
نازل شده و پیامبر فرمود: هركس من مولای او هستم پس علی مولای او است‌.
همان‌گونه كه تفسیر جزئیات نماز، زكات و حج به پیامبر واگذار شده كه دستورات الهی را به مردم ابلاغ كنند، معرفی اولی‌الامر نیز به پیامبر واگذار شده و پیامبر نیز آنها را به مردم معرفی كردند. سپس امام صادق‌سایر آیه‌ها و روایت‌هایی كه در این باره آمده را فرموده است‌.( ر.ك‌: غایة‌المرام‌، محدّث بحرینی‌، ص 265، چاپ سنگی‌، حدیث سوّم‌، باب 59، فصل دوّم از مقصد دوّم‌. )
سوم از حكمت‌های نیامدن نام علی و اهل‌بیت‌ در قرآن این است كه‌; در این كتاب الهی آیه‌هایی درباره اهل‌بیت نازل شده كه بسان تصریح به نام آنان و بهتر از تصریح است‌، مانند آیه 55 سوره مائده كه می‌فرماید: "ولی‌ّ و سرپرست شما تنها خداوند و پیامبرش و افراد مؤمن هستند، افراد مؤمنی كه نماز برپای داشته و در حال ركوع زكات می‌دهند." دانشمندان شیعه واهل‌سنت نقل كرده‌اند كه‌; تنها كسی كه در حال ركوع انگشتر خود را به فقیر داد، حضرت علی‌بود.( ر.ك‌: پیام قرآن‌، آیت‌الله مكارم شیرازی‌، ج 9، ص 201 ـ 213، انتشارات مدرسة امیرالمؤمنین‌. ) در نتیجه تفاوتی نداشت كه خداوند متعال بفرماید: "سرپرست شما خداوند و رسولش و حضرت علی هستند،یا اینكه صفاتی را نقل كند كه منحصر به فرد است و تنها بر حضرت علی‌منطبق است‌." كسی كه به دنبال حقیقت باشد، از هر دو گفتار یك مطلب را می‌فهمد; با این تفاوت كه اگر نام حضرت علی‌به صراحت در قرآن می‌آمد، به احتمال زیاد، نااهلان قرآن را تحریف كرده و به خاطر خصومت با آن حضرت و حذف نام ایشان ازقرآن‌، در قرآن دست می‌بردند ؛ چنانكه تا مدتی تدوین احادیث پیامبراكرم‌را به همین منظور ممنوع كردند. ولی در صورتی كه با ذكر اوصاف گفته شود، دیگر افراد نااهل دست به تحریف آیات قرآن نزده و ولایت امیرمؤمنان علی‌نیز برای حقیقت‌جویان روشن می‌شود. شیعه و اهل‌سنت متفقند كه پیامبر فرمود:
من از میان شما می‌روم ولی دو چیز گران‌بها بین شما به یادگار می‌گذارم كه اگر به آن دو متمسك شوید، هیچ‌گاه گمراه نمی‌شوید:
كتاب خدا... و اهل‌بیتم‌، خداوند دانا به من خبر داده است كه این دو هیچ گاه از یكدیگر جدا نمی‌شوند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند. (در غایة‌المرام‌، ص 211 ـ 235، 82 منبع از اهل‌سنت و 39 منبع از شیعه كه این حدیث را نقل كرده‌اند، آمده است‌) ولی عدّه‌ای در مریضی منجر به وفات پیامبر فریاد برآوردند كه كتاب خدا ما را كافی است و اجازه ندادند وصیت پیامبر نوشته شود. چون می‌دانستند كه می‌خواهد درباره اهل‌بیتش وصیت كند.( اجتهاد در مقابل نص‌، سیدعبدالحسین شرف‌الدین‌، ترجمه علی دوانی‌، ص 167 ـ 181، نشر كتابخانه بزرگ اسلامی‌. ) وانگهی آنانكه صدها روایت از پیامبر را جمع‌آوری كرده و همه را سوزاندند،( اجتهاد در مقابل نص‌، همان‌، ص 156 ـ 162. ) بعید نبود كه جهت مطامع دنیوی‌، به فکر تحریف قرآن هم بیافتند. موفق باشید.

مشاور : آقای روحاني | پرسش : پنج شنبه 26/8/1390 | پاسخ : سه شنبه 8/9/1390 | | دبيرستان | 16 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 24 بار

تگ ها :

UserName
x