کد: 52384

پرسش

مسائلی در حد یك كنفرانس 1 ساعته در مورد توحید صفاتی و افعالی دز مقطع كارشناسی به زبان ساده

پاسخ

با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
ما در این نوشتار فقط به تعریف و شرح مختصری از توحید صفاتی و افعالی بسنده نموده و بیش از آن را به عهده خود شما می گذاریم.
الف) توحید صفاتی:
اعتقاد به یگانگی صفات ذاتیّه خدا با خود ذات الهی و نفی صفات زائد بر ذات به نام "توحید صفاتی" نامیده، و در لسان روایات به عنوان "نفی صفات" مطرح شده است؛ در برابر كسانی(مانند اشاعره) كه صفات الهی را اموری زائد بر ذات پنداشته، و قائل به "قدماء ثمانیه" شده اند.
دلیل بر توحید صفاتی این است كه اگر هر یك از صفات الهی، مصداق و "ما بازاء" جداگانه ای داشته باشد، از چند حال خارج نخواهد بود:
یا مصادیق آن ها در داخل ذات الهی فرض می شوند و لازمه اش این است كه ذات الهی، مركب از اجزاء باشد؛ كه در جای ثابت شده كه چنین چیزی محال است.
و یا این كه مصادیق آن ها خارج از ذات الهی، و واجب الوجود تصور می گردند، و یا این كه ممكن الوجود و آفریده خدا انگاشته می شوند. اما فرض واجب الوجود بودن آن ها به معنای تعدد ذات و شرك صریح است و گمان نمی رود كه هیچ مسلمانی ملتزم به آن شود؛ و اما فرض ممكن الوجود بودن صفات، مستلزم این است كه ذات الهی كه علی الفرض فاقد این صفات است آن ها را بیافریند، و سپس به آن ها متّصف گردد، مثلا با این كه ذاتاً فاقد حیات است، موجودی را به نام "حیات" بیافریند و بوسیله آن، دارای حیات گردد، و همچنین در مورد علم و قدرت و…؛ در صورتی كه محال است علت هستی بخش، ذاتاً فاقد كمالات مخلوقاتش باشد؛ و از آن دشوارتر این كه در سایه آفریدگانش دارای حیات و علم و قدرت، و متّصف به سایر صفات كمالیّه شود!
با بطلان این فرض ها روشن می شود كه صفات الهی مصادیق جداگانه ای از یكدیگر و از ذات الهی ندارند، بلكه همگی مفاهیمی هستند كه عقل، از مصداق واحد بسیطی كه همان ذات مقدّس الهی است، انتزاع می كند. همانطور كه به اشاره گذشت، این معنا به وضوح در روایات معصومین هم آمده است.
ب) توحید افعالی:
1. در لسان فلاسفه و متكلّمین "توحید افعالی" این است كه همه چیز به ارده الهی واقع می شود، و خدای متعال در انجام كارهای خودش نیازی به هیچ كس و هیچ چیز ندارد، و هیچ موجودی نمی تواند هیچ گونه كمكی به او بكند.
این مطلب با توجه به ویژگی علّت هستی بخش كه همان قیّومیّت نسبت به همه معلولاتش می باشد ثابت می گردد، زیرا معلول چنین علّتی با تمام وجود، قائم به علت، و به اصطلاح فلسفی "عین ربط و تعلّق" به او می باشد و هیچ گونه استقلالی از خودش ندارد.
به دیگر سخن، هر كس هر چه دارد از او و در حیطه قدرت و سلطنت و مالكیت حقیقی و تكوینی او است، و قدرت و مالكیت دیگران در طول قدرت الهی و از فروع آن است، نه این كه مزاحمتی با آن داشته باشد."العبد و ما فی یده لمولاه" پس چگونه ممكن است خدای متعال نیازمند به كمك كسانی باشد كه تمام هستی و شئون وجود آنان از او و قائم به اوست؟!
2. توحید افعالی در نظر عرفا و متكلمین به معنی استقلال اراده الهی و عدم استقلال مخلوق در تأثیر است. یعنی مخلوقات الهی در كارهای خودشان نیز بی نیاز از خدای متعال نیستند و تأثیرهایی كه در یكدیگر دارند به اذن خدا و در سایه نیرویی است كه خدای متعال به آنان عطا فرموده و می فرماید. در حقیقت، تنها كسی كه مستقلاً و بدون احتیاج به دیگری در همه جا و در همه چیز، تأثیر می بخشد، همان ذات قدس الهی است، و فاعلیت و تأثیر دیگران در طول فاعلیت و تاثیر او، و در پرتو آن می باشد.
بر همین اساس است كه قرآن كریم، آثار فاعل های طبیعی و غیرطبیعی ـ مانند ملك و جن و انسان ـ را به خدای متعال، نسبت می دهد، و فی المثل، باریدن باران و روییدن گیاه و میوه دادن درختان و پرتاب تیر را مستند به او می كند، و اصرار دارد كه مردم این استناد به خدا را كه در طول استناد به فاعل های قریب می باشد درك كنند و بپذیرند، و همواره به آن توجه داشته باشند.
برای تقریب به ذهن، مثالی از امور اعتباری می آوریم: اگر رئیس اداره ای به كارمند یا خدمتگزاری فرمان دهد كه كاری را انجام دهد با این كه كار به دست خدمت گزار انجام می یابد در عین حال، در مرتبه بالاتری مستند به رئیس و فرمانده است، بلكه عقلاء، استناد كار را به فرمان دهنده، بیشتر و قویتر می شمارند.
فاعلیت تكوینی نیز دارای سلسله مراتبی است؛ و از آنجا كه وجود هر فاعلی قائم به اراده الهی است، و از جهتی نظیر صورت های ذهنی است كه قائم به تصوركننده آن ها می باشد. "ولله المثل الأعلی"
از این رو همه آثار وجودی كه از هر فاعل و مؤثری پدید می آید، در مرتبه بالاتری منوط به اذن و اراده تكوینی الهی، و مستند به خدای متعال خواهد بود."ولاحول ولاقوة إلا بالله العلیّ العظیم"
نتیجه توحید افعالی در نظر عرفا این است كه تمام اعتماد انسان، بر خدا باشد، و در همه كارها بر او توكّل كند، و تنها از او یاری بخواهد، و ترس و امیدی جز از او و به او نداشته باشد؛ و حتی هنگامی كه اسباب عادی برای تأمین خواسته ها و نیازمندی هایش فراهم نباشد، باز هم نومید نشود، زیرا خدا می تواند از راه های غیرعادی هم نیاز او را تأمین كند.
چنین انسانی تحت ولایت خاص الهی قرار می گیرد و از آرامش روحی بی نظیری برخوردار می گردد."ألا إنّ أولیاءالله لاخوف علیهم ولاهم یحزنون"(یونس/62)
كما این كه اعتقاد به توحید فاعلی لازمه طبیعی خالقیت و ربوبیت الهی است. یعنی نمی توان خدا را خالق و رب علی الاطلاق دید و در عین حال به توحید فاعلی قائل نشد.
این دو نتیجه در این آیه شریفه كه هر مسلمانی روزانه دست كم ده مرتبه آن را تكرار می كند، گنجانیده شده است: "إیّاك نعبد و إیّاك نستعین".
برای مطالعه بیشتر به كتاب خداشناسی، تألیف استاد مصباح یزدی مراجعه كنید.
پیروز باشید.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : جمعه 15/12/1382 | پاسخ : يکشنبه 24/12/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 49 بار

تگ ها :

UserName