کد: 52007

پرسش

با سلام.میخواستم در مورد نقش یقین از نظر ایمان در عمل انسان را برایم شرح دهید.
با تشكر قبلی

پاسخ

با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
سؤال شما خیلی واضح نیست؛ اما مطالبی برای توضیح كلی مطلب عرضه می شود.
قبل از هر چیز باید مراد از یقین را مشخص كنیم.
یقین ماهیتا با ایمان متفاوت است؛ ولی در عین حال ارتباط جدی بین آنها برقرار است.
ما آنگاه كلمه یقین را به كار می بریم كه سخن از كشف و رؤیت حقیقتی باشد. هر گاه ما حقیقتی را با واسطه معرفتهای حصولی خود و یا بدون آن ـ یعنی از طریق شهود و علم حضوری ـ بیابیم، و احتمال اشتباه در آن ندهیم، كلمه یقین را بكار می بریم. یقین انسان وقتی است كه حد معرفت به آنجا برسد كه ذهن انسان جز یك طرف قضیه را احتمال ندهد.
اما ایمان از مقوله باور و اعتماد قلبی است. روح انسان هر گاه در شرائط خاصی به حد نصابی از معرفت به یك حقیقت رسید، به مقتضای آن اعتماد می كند، و دل به آن می سپارد تا با آن به آرامش نسبی دست یابد. این حالت حالت ایمان است.
ایمان اگر چه معمولا برای امور مقدس بكار می رود، ولی مقصور به آن نیست، و می تواند در هر امری كه اعتماد به آن معنا دارد، بكار رود.
با این توضیح، معلوم می شود كه یقین می تواند منشأ مطمئنی برای ایمان باشد، ولی ایمان تنها با یقین نیست كه تحقق می یابد. گاه مراتب كمتری از شناخت هم می تواند عامل ایمان باشد.
به عبارت دیگر، ایمان اعتماد موجه به یك حقیقت شناخته شده است. این شناخت می تواند یقینی باشد، و می تواند از مراتب كمتری از شناخت برخوردار باشد.
معمولا انسان با یقین آغاز به ایمان نمی كند، ولی به تدریج ایمان به حق پشتوانه معرفتی قوی تری پیدا می كند، و كم كم ممكن است یقین هم حاصل شود. نفس ایمان هم می تواند عاملی برای حصول سریعتر یقین باشد، چرا كه توجه نفس را به متعلق ایمان بیش از پیش جلب می كند.
هر چه معرفت بیشتر باشد، ایمان قوی تری حاصل می شود؛ كما این كه عقلانیت و فطرت انسانی هم انقیاد به دین می آورد ـ ولو شناخت هم یقینی نباشد ـ چرا كه انسان با تعقل، مصلحت خود را در اعتماد به بعضی از حقائق و ایمان به آن می یابد.
برای این كه به مراد ما در بخش اخیر كلاممان پی ببرید، به كد 47172، در بخش تازه های مشاوره مذهبی، در باره ایمان ناشی از دلیل نظم مراجعه كنید.
این كه در قران و روایات امر به ایمان می شود ـ «یا أیها الذین آمنوا آمنوا ...» ـ در حقیقت امر به تقویت معرفت به دین و حقائق دینی، و همچنین تفكر عقلانی منبعث از فطرت انسانی است، تا به تبع آن ایمان تقویت گردد.
با این بیان معلوم می شود كه چرا ایمان در كلّیت خود امری است كه ممكن است دستخوش فراز و نشیب و یا نسیان و خطا گردد(مثلاً در موقعیتی كه شخص باایمان دچار معصیت و خطا می گردد)، ولی ایمان ناشی از یقین ـ به تبع منشأ انتزاع آن ـ امكان خطاپذیری و فراموشی در آن وجود ندارد، و فرد در آن موقعیت از گناه پرهیز می كند، و آن را خطرساز می داند؛ و بر عكس امور واجب و صواب را مطلوب و نجات بخش و ضروری احساس می كند.
برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر به توضیحات مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر آیه 6 سوره بقره در تفسیر المیزان مراجعه نمایید.
برای شما آرزوی موفقیت و بهروزی داریم.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : چهارشنبه 13/12/1382 | پاسخ : يکشنبه 2/1/1383 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 18 بار

تگ ها :

UserName