کد: 51183

پرسش

با عرض سلام و خسته نباشید
من در كشور كانادا زندگی می كنم. یك مشكل كلی با برخی از آیات دارم و می خواهم در قبال یك مثال مطرح كنم.
در قرآن مجید . سوره نساء آیه 34 اشاره به زدن زنان در صورت ناسازگاری با مردان دارد.
به نظر من در ترجمه و تفسیر این آیه مواردی در نظر گرفته نشده است. من می خواهم این موارد را عنوان كنم و با در نظر گرفتن این موارد ترجمه و تفسیر صحیح این آیه را جویا شوم.
1) وجود این آیه براحتی دست مردان سوء استفاده گر را باز می گذارد كه تا نافرمانی ببینند زن خود را بزنند.
2) برعكس این مساله وجود ندارد. یعنی زن بر طبق قرآن نمی تواند دست بر مردی بلند كند.
این نكته از طرف دنیای مدرن امروز بر خلاف ضوابط حقوق بشر می باشد. و از طرف من به عنوان یك زن مسلمان تبعیض جنسی تلقی می شود.
3) این آیه و آیات نظیر (آیه 4 همین سوره) در بسیاری از مجالس بحث از طرف غیر مسلمانان مطرح می شود و به عنوان یك نقطه ضعف برای دین اسلام آن را زیر سوال می برد.
4) این آیه و آیات نظیر و نحوه ترجمه آنان به غرور یك زن مسلمان لطمه می زند.
آیا به دلایل ذكر شده نباید تجدید نظری در امر ترجمه این آیات صورت بگیرد؟
بابت وقتی كه صرف می كنید متشكرم.

پاسخ

با سلام و تحیت.
دوست گرامی!
در مورد تفسیر آیه شریفه(نساء/34) باید به نكاتی اشاره كرد، با امید به اینكه پس از تفسیر صحیح آیه، اشكال شما نیز بر طرف گردد.
الف ـ فراز اول آیه شریفه كه می‌فرماید: "الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض … " اشاره به حكمی با توجه به ویژگیها و تفاوتهای زن و مرد دارد. از آنجا كه در نوع مردان روحیه تعقل و دوراندیشی، بر عواطف و احساسات آنها غلبه دارد ـ و به عبارتی وجهه غالب شخصیت مرد تعقل و دوراندیشی اوست ـ و در زنان عكس این مطلب صادق است ـ یعنی عواطف و احساسات شدید آنها نسبت به عقل و تفكر آنان برجستگی بیشتری دارد ـ و از طرفی مردان از لحاظ جسمی، و بر حسب طاقتی كه بر اعمال دشوار و سخت دارند، و همچنین آنان عهده‌دار تأمین مخارج زندگی هستند، لذا خداوند فرموده است كه مردان بر زنان، قیمومیت و سرپرستی داشته باشند.
این حكم در نظام خانواده قطعی است؛ اگرچه بعضی از مفسران قرآن به دلیل عمومیت تعلیل، آن را اعم از خانواده دانسته و به همه نظامات اجتماعی تعمیم داده و ولایت را خاص مردان می دانند.
البته باید توجه داشت كه این قیمومیت نوع مردان بر زنان در اجتماع بشری تنها مربوط می‌شود به مسائل عامه‌ای كه زنان و مردان هر دو در آن جهت مشتركند؛ مثل قضاوت، حكومت، جنگ و …، بدون این كه بر استقلال زن در اراده شخصی و عمل فردی او خدشه‌ای وارد شود. بنابراین، قیمومیت مرد بر زن به معنای سلب آزادی اراده زن و منع او از تصرف در اموال، و همچنین سلب استقلال از زن، در حفظ حقوق فردی و اجتماعی و دفاع از منافعش نیست.
شایسته است ذكر كنیم كه سیره نبوی(ص) هم بر این بوده كه امور اجتماعی و كارهایی كه نیاز به تعقل جدی تر و قوت و قدرت بیشتری داشته، مانند قضا، جنگ، حكومت و … را به مردان می‌سپردند، و از سپردن آنها به زنان نهی می ‌فرمودند؛ ولی از واگذاری كارهایی كه دخالت عواطف در آنها منافاتی با كارایی عمل ندارد، مانند تعلیم و تعلم همه رشته های علوم و فنون، كسب و كار، تربیت، پزشكی و … نهی نمی‌فرمودند. این برداشت با روایات متعدد معصومین تأیید می شود.(ر.ك. به "نورالثقلین"، ج 1، ص 478 و "البرهان"، ج 1، ص 367)
البته ناگفته نماند قیمومیت و قوّام بودن در این مقام برای مردان، نشانه كمال و تقرب الی الله نیست، بلكه تنها اشاره به حق و وظیفه مدیریت و مسئولیت اجرایی آنان دارد.
2ـ اما فراز آخر این آیه شریفه: "واللآتی تخافون نشوزهن فعظوهن واهجروهن فی المضاجع واضربوهن" در مورد زنان ناشزه است؛ یعنی زنانی كه حقوق همسرانشان را رعایت نمی كنند.
قرآن كریم در برخورد با چنین زنانی كه وظیفه شناس نبوده و حقوق همسر خود را رعایت نمی‌كنند، فرموده است: اول آنها را نصیحت كنید؛ اگر مفید فایده نبود، جایگاه خوابتان را از آنها جدا كنید؛ اگر این روش هم فایده نكرد، آنها را تنبیه بدنی كنید.
این تنبیه شرائط و قواعدی دارد كه باید كاملاً رعایت شود. با توجه به آیات و روایات در این زمینه، همه مفسران و فقیهان توافق و تأكید دارند كه تنبیه باید "غیر مبرح" باشد، یعنی آسیب و آزار جسمی به زن نزند؛ والا حرام، و موجب دیه و ضمان است؛ و لذا به طور طبیعی نباید از كمیت و كیفیت شدید برخوردار باشد. در روایات آمده است كه وسیله زدن باید چیز سبكی، مانند چوب مسواك كه نازك و سبك است، باشد ـ (البرهان فی تفسیر القرآن، ج1،‌ ص367) ـ و لذا، همانطور كه در روایات آمده و مورد فتوای فقها است ـ نباید موجب كبودی یا جرح باشد.
بنابراین می‌توان نتیجه گرفت كه این تنبیه بدنی، خشونتهای رائج مردان نسبت به همسران خود نیست، بلكه نمایش خاصی از شدت نارضایتی است.
همه فقها و مفسران می گویند كه این تنبیه بدنی ـ بعد از طی دو مرحله قبلی آن و عدم افاده، برای انتقام گیری و عقده خالی كردن نیست، بلكه برای اصلاح و چاره است؛ و حتی برخی از فقها مانند "شهید ثانی" در كتاب "مسالك" گفته است اگر این زدن به منظور انتقام گیری و عقده گشایی باشد، حرام است. بنابراین همه توافق دارند كه قصد، اذیت كردن و آزار دادن زن نیست، بلكه قصد، اصلاح و امر به معروف و نهی از منكر است.
اما در مورد فلسفه جواز این تنبیه بدنی چه می‌توان گفت؟ به عبارت دیگر از این تنبیه چه اثری پدید می‌آید كه باعث اصلاح و اطاعت زن می‌گردد؟ برخی قائل شده‌اند كه خود زدن و تنبیه بدنی ـ البته با آن شرائطی كه بیان شد ـ به طور طبیعی به گونه ای است كه در زنان ایجاد شوك می‌كند، و آنان را به بازنگری به رفتار خود وامی دارد.
برخی دیگر از مفسران نیز می گویند تنبیه بدنی نوعی كیفر و عقوبت روانی است نه جسمی؛ بنابراین تنبیه بدنی نماد تنفر و انزجار و طرد است كه با توجه به روحیه زن كه دوست دارد معشوق باشد، او را به خود می آورد.
خلاصه كلام این كه این زدن جنبه تربیتی دارد؛ لذا در روایات نیز ـ همانطور كه گذشت ـ سفارش شده كه از چوب مسواك كه نازك و سبك است استفاده شود، چرا كه با آن آزار و اذیت جسمی در كار نیست، بلكه فقط قصد اصلاح و چاره سازی است.
نكته قابل توجه دیگر این كه تنبیه بدنی فقط در مورد زنان وظیفه ناشناس نیست، بلكه اگر مردان هم وظیفه خود را انجام ندهند، و در مقابل همسر خود حقوق همسری را نادیده بگیرند، با آنها نیز برخورد شده، و بعد از مراحل اولی امر به معروف و نهی از منكر، مردان نیز مورد تنبیه و تعزیر واقع می‌شوند؛ ولی چون خود زنان معمولا، قادر بر انجام چنین كاری نیستند ـ و یا اصلا مصلحت آن نیست كه خود زنان اقدام به آن كنند ـ حاكم شرع این كار را انجام می‌دهد.
برای مطالعه بیشتر می‌توانید به كتب تفسیری به ذیل آیه شریفه، به ویژه تفسیر "المیزان"، جلد 4، ص 543 به بعد؛ "نمونه" ج 3، ص 369 به بعد، "زن در آینه جلال و جمال" نوشته آیت‌ الله جوادی آملی؛ فصل نامه "پژوهشهای قرآنی" شماره 28 و 27، ویژه زن در قرآن، مراجعه نمائید.
پیروز باشید.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : جمعه 8/12/1382 | پاسخ : سه شنبه 19/12/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 13 بار

تگ ها :

UserName