کد: 50888

پرسش

نام خدا
1-اصل پوشش عورت ،بر مرد وزن مسلمان واجب است.
2-فقهاء در مصداق عورت(بخصوص در مورد زنان)اختلاف نظردارند.
3-اكثریت فقهاءپوشاندن سر را برای زنان مسلمان آزاد( غیر برده)لازم دانسته اندو«سروگردن» را نیز ازمصادیق عورت میدانند.
4-ابن جنید اسكافی،از فقهای نامدار شیعه وهمردیف اساتید شیخ مفید،مصداق عورت در زن ومرد را یكسان ومساوی دانسته است.
5-تمامی فقهای شیعه(بلكه تمامی فقهای اسلام)پوشاندن سر وگردن را بر زنان مسلمانی كه برده بودند،واجب نمی دانند.بلكه مثل شیخ صدوق وگروهی از علمای قم(در زمان صدوق)پوشش سر را بر زنان برده،حرام می شمردند.در حالیكه پوشاندن عورت بر آنان نیز واجب بود.
6-مرحوم«صاحب جواهر»پوشاندن اجزاءبدن(به استثنای صورت،دستها- تامچ -، پاها- تامچ- ،گردن،موی سر)را اجماعی میداند. یعنی در موارد استثنا شده،نظریات فقهاء، مختلف است واتفاق نظری وجود ندارد.
7-ایشان از قول«علامه طباطبایی» استاد صاحب جواهرو«صاحب مدارك» نقل میكند كه نظر آنان عدم وجوب پوشش«سر وگردن» است ومینویسد؛«قاضی ابن براج،عدم وجوب پوشش سروگردن را به بعضی از علمای شیعه نسبت داده است.».(ج 8 ص166تا169)
8-صاحب جواهر،نظر خود را اینگونه بیان كرده است؛«پوشاندن موی سر،مطابق با احتیاط، بلكه قول قوی تر است». بنا بر این فتوای صریح بر لزوم آن ارائه نكرده است، بلكه از روی احتیاط واحتمال، ابتدائا احتیاط كرده وسپس آن را ترجیح داده است.
9-از مجموع این بر رسی، روشن میشود كه مساله ،اختلافی است واجماع مسلمانان در این امر(پوشش سر وگردن)محقق نشده است.
10-برخی آیات و روایات معتبره نیز وجود دارندكه ظهور در عدم وجوب دارند(مثل آیه 59سوره ی احزاب) گر چه آیات وروایاتی نیز وجود دارند كه لزوم پوشش سر را یاد آوری میكنند.البته مقضای جمع عرفی بین دلائل وجوب ودلائل عدم وجوب ،تصرف در مدلول آنها است.اگر به این قاعده عمل شود، نتیجه ی آیات وروایات نیز موید عدم وجوب پوشش سر وگردن می شود و تنها «استحباب» راثابت میكند.
با توجه به مطالب یاد شده ، بنده مبتنی بر دلائل علمی «پوشش بدن را لازم میشمارم، ولی پوشش سر وگردن رامستحب شرعی میدانم».
امید وارم پاسخ پرسش خود را دریافت كرده باشید .
موفق وپیروز باشید.خدا نگهدار.
احمد قابل....................................تهران.........................20بهمن1382

بر اساس این مقاله شبهه ای به وجود آ»ده كه حجاب ما در این مدت بی خود بوده . . . اگر جوابی دارید خوشحال مشم بدونم

پاسخ

خواهر گرامی - با سلام پاسخ پرسش شما توسط یكی از فضلا تنظیم شده كه تقدیم می گردد : قبل از آن كه پاسخ سئوالتان رابدهم به چندنكته دقت لازم رامبذول بفرمائید.
1.انسان ازنظر اسلام موجودی،آزاد،مختارومكلف است.ودرعمل به تكلیف نیزمكلف به ظواهراست،اگرچنین كردبه وظیفه خود عمل نموده ومعاقب نخواهد شد.
2.هر مسلمانی پس ازرسیدن به حد رشدوبلوغ،دردایره مكلفان قرار می گیرد.وموظف است به احكام دین عمل كند.
3.دراصول دین تقلید حرام است.ولی درعمل به احكام وفروع دین انسان دو حالت برایش متصور است.
الف)اهل علم است ومی داند،كه دراین حالت نیز دوتصوردارد،یامجتهداست ویاعلم اودرحدی است كه قادراست به احتیاط عمل نماید
ب)ویانمی داند.
نتیجه آنكه جهت انجام وظیفه سه راه برای ما متصوراست:
1-3:مجتهد باشیم وقدرت استنباط احكام شرعیه را ازمنابع چهارگانه،(كتاب،سنت،عقل،اجماع)داشته باشیم.دراین حالت تقلید برماحرام ولازم است به اجتهاد خودعمل نمائیم.
2-3:اهل علم است درحدی كه قادر است به احتیاط عمل كند،یعنی می تواند جمع بین نظرات همهٌ فقها نماید،وراهی راكه به طور قطع مخالف شرع نباشد را برگزیند، كه این راه معمولا" برای مردم بسیارسخت ودشوار است.
3-3:حالتی است كه نمی داند،یعنی مجتهد نیست وقادر بر عمل به احتیاط هم نمی باشد، كه در اینصورت به دلیل عقلی تقلید بر ما واجب است ، چون به حكم عقل داشتن تخصص یا رجوع به متخصص درهر امری لازم است،لذا افرادی كه توانائی استنباط احكام شرع را ندارند باید به متخصصان رجوع كنند واین همان تقلید درفروع دین است. پس دانستن دستورات و وظایف دینی بر هر مسلمانی واجب است،لذا خداوند از كسانی كه نیاموخته اند و نپرسیده اند وبه احكام دین عمل نكرده اند مواخذه می كند.
حال با توجه به مقدمات فوق می گوئیم:اولا"می بایست توجه نمائید كه مقالهً مورد اشاره صرفا" یك مقالهً علمی است وجای بحث وگفتگوی فراوان دارد. كه درجایگاه خودش وبا اهلش می بایست صورت پذیرد،همانطوركه نویسنده خود به وجود اختلاف بین فقهاء دراین زمینه معترف بوده است.
ثانیا":حكمی كه در پایان نوشتار مزبور نویسنده به آن دست یافته نیز فقط صرفا" یك نظریهً علمی است كه برای هیچ كس حجیت ندارد،بلی چنانچه نویسندهً
مقاله خود مجتهد بوده باشدومسیراستنباط را درست طی كرده باشد این نظر برای خودش حجت است ولاغیر.
ثالثا":شما نسبت به تكلیف خود باید ببینید جایگاهتان نسبت به بند سوم مقدمه كجاست،آنطوركه حقیر از فحوای كلامتان فهمیده ام،ظاهرا"جزء قسم سوم (مقلد)
هستید، كه دراین صورت وظیفهً شما عمل به نظر مرجع تقلیدتان می باشد.
رابعا":مسئله حجاب امری قطعی است، چنانچه آیاتی از قرآن دلالت به موضوع وحكم حجاب می نماید،از جمله می توان به دو آیه از قرآن كریم استناد نمود : 1- سوره نور، آیه 31 : ( ( و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ماظهرمنها ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن... ؛ و به زنان با ایمان بگود دیدگان خود را [ از هر نامحرمی ] فرو بندند و پاكدامنی ورزند و زیورهای خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه از آن پیداست و باید روسری خود را بر گردن خویش [ فرو ] اندازند ...) ). قسمت نخست آیه درباره احكام نگاه كردن بانوان به مردان است . و قسمت دوم آیه : [ ولا یبدین زینتهن الاماظهر منها ...] درباره احكام حفظ و رعایت حجاب شرعی است . واژه ( ( ابدا ) ) كه در آیه شریفه آمده است به معنای اظهار و آشكار نمودن است و مراد از ( ( زینت ) ) در آیه شریفه مواضع و جایگاه های زینت است ؛ مانند : محل زینت های گوناگون از بدن كه ابدا و آشكار نمودن آنها جایزنیست مگر مواردی كه استثنا شده است ؛ مانند : محل انگشتری ( كه انگشتان دست و خود دست است ) ومحل سرمه كشیدن ( كه چشمان است ). واژه ( ( خمر ) ) كه در آیه شریفه وارد شده است لباس و جامه ای است كه بانوان با آن سر خود را می پوشانند و برسینه خود آویزان می نمایند و معنای این قسمت از آیه چنین است كه با اطراف خمر و مقنعه خود، سرها و موهاو شانه و سینه خود را بپوشانند.برای آگاهی بیشتر ر.ك : المیزان ، ج 15، ص 111 و 112.دانشمندان و فقیهان نیز در بحث از آیه شریفه ، روایات وارده را متذكر شده و مورد بحث قرار داده اند؛ ازجمله مرحوم آیت الله حكیم در ج 14 كتاب فقهی مشهور ( ( مستمسك العروة الوثقی ) ) ، ص 27 می گوید : درروایت صحیحه فضیل از امام صادق ( ع ) می گوید : ( ( از حضرت درباره نگاه به ساق دست زنان پرسیدم كه آیا ازجمله زینتی است كه خدای سبحان در قرآن می فرماید : ( ( ولا یبدین زینتهن الا لبعولتهن ) ) ؟ حضرت فرمود : ( ( آری آنچه به زیر خمار و مقنعه است زینت است و آنچه زیر دستبند است زینت است ) ) . ( به نقل از وسایل الشیعه ،كتاب نكاح، ابواب مقدمات نكاح، باب 109، ح 1 ) مقصود این است كه صورت و دو كف جز زینتی كه بایدپوشیده شود نیست و سر و گردن و ساق جزو زینتی است كه باید پوشیده شود ( خلاصه فرمایش آقای حكیم ) در روایت موثقه زراره از امام صادق ( ع ) در آیه شریفه كه فرمود : ( ( الا ما ظهر منها ) ) می فرماید : ( ( زینت ظاهر وآشكار سرمه و انگشتری است ) ) ( به نقل از همان منبع حدیث 3 ) و این دو در صورت و در كف می باشند ( وهم چنین به حدیث 4 و 5 باب نیز كه مضمون مشابه دارند استدلال نموده است ) 2- سوره احزاب ، آیه 59 : ( ( یا ایها النبی قل لازواجك و بناتك و نساالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلك ادنی ان یعرفن فلا یوذین و كان الله غفوراً رحیماً؛ ای پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مومنان بگو : پوشش های خودرا بر خود فروتر گیرند این برای آن كه شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند نزدیك تر است و خدا آمرزنده مهربان است ) ). واژه ( ( جلابیب ) ) در آیه شریفه جمع ( ( جلباب ) ) است و جلباب لباسی است كه تمامی بدن زن را می پوشاند و یاخماری است كه سر و وجه را می پوشاند و مقصود از این قسمت آیه كه : ( ( یدنین علیهن من جلابیبهن ) ) این است كه خود را با جلباب بپوشانند و یقه و گریبان و سینه های آنان آشكار نشود.برای آگاهی بیشتر ر.ك : المیزان ، ج 16، ص 339 .نیز تفسیر نمونه ، ج 14، ص 434 تا 454 و ج 17، ص 425تا 429.
نتیجه آنكه همانطور كه ملاحظه فرمودید:برای حجاب وحدود آن ادلهً قطعی وجود دارد، كه ما فقط به گوشه ای از آن اشاره نمودیم.ضمن آنكه شما مطمئن باشید فقیهی كه فتوا به حجاب وحدود آن می دهد بطور مسلم كلیه ادله ومستندات را ملاحظه می نماید من جمله مستندات آن نویسنده وبا علم به همهً جوانب فتوایش را صادر می نماید.شما خواهر گرامی با خیال راحت واطمینان به نظر مرجع تقلیدتان عمل نمائید كه در آنصورت قطعا" به وظیفهً خود عمل نموده اید.
موفق وموید باشید.

مشاور : آقای مرتجی | پرسش : چهارشنبه 6/12/1382 | پاسخ : پنج شنبه 14/12/1382 | | | 0 سال | حوزه علميه | تعداد مشاهده: 28 بار

تگ ها :

UserName