کد: 50250

پرسش

لطفا به طور كلی در باره روح انسان قبل وبعد از مرگ بگویید وحالت انسان در لحظه جان دادن متشكرم

پاسخ

با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
روح انسان قبل از مرگ در كالبد و قفس جسم است؛ و جسم انسان به سبب تعلق روح بدان، زنده است و می تواند به حیات مادی خود ادامه دهد.
اما لحظه مرگ، لحظه ای است كه این ارتباط بین جسم و روح قطع می شود، و روح حیات خود بدون جسم مادی ادامه می دهد. این لحظه، لحظه بسیار حساس و خطرناكی است؛ لحظه ای كه حتی خوبان هم با این كه علاقه به لقاءالله دارند، از آن لحظه دلهره و وحشت دارند.
در اینجا بایستی به سراغ قرآن كریم و بیانات معصومین ـ علیهم السلام ـ برویم، چرا كه آن حالات از عالم ملكوت و غیب است، و ما جز از راه وحی، راه مطمئن دیگری برای كشف آن نداریم.
قرآن كریم می فرماید: «وجاءت سكرة الموت بالحق ذلك ماكنت منه تحید» یعنی به حق لحظه گیج كننده مرگ فرا رسید، همان لحظه ای كه از آن فرار می كردی.(ق/19)
آری، همان گونه كه انسان مست نمی فهمد كه خودش چه می گوید، و نمی فهمد كه مردم درباره او چه می گویند، در آن لحظه هم حضور مرگ و دلهره راه پیش رو از یك سو، و جدایی از همسر و فرزندان و خانواده و همه نعمتهای دنیا از سوی دیگر، برای انسان هوشی نمی گذارد، و چنان او را گیج و مبهوت می كند كه در قرآن و حدیث از آن حالت به لفظ "سكرة الموت" یعنی "مستی مرگ" یاد كرده است. این تعبیر در مورد قیامت هم آمده است.(حج/2)
حضرت علی(علیه السلام) در نهج البلاغه صحنه مرگ را چنین بیان می فرمایند: "انواع گیجی ها و حسرت ها به سبب فراق از دنیا و رو آوردن به جهان پرخطر دیگر برای انسان پیدا می شود."
امام می فرمایند: "فغیر موصوف ما نزل بهم" یعنی آنچه بر انسان در لحظه مرگ وارد می شود، قابل توصیف نیست.
در ابتدا، اطراف بدن شل می شود، رنگ می پرد، زبان می گیرد؛ انسان هنوز می بیند و می شنود، ولی قدرت حرف زدن ندارد؛ فكرش هم كار می كند ولی به این كه در عمرش چه كرده است. به قول امام(ع): "یفكر فیما أفنی عمره و فیم أذهب دهره" یعنی با خود فكر می كند كه عمرش را در چه راهی صرف كرده، و ایامش را در چه مسیری گذرانده است.
امام می فرمایند: "محتضر در آن لحظه از اموال و ثروت هایی كه در طول عمرش جمع كرده یاد می كند، و با خود می گوید: این اموال را از چه راهی به دست آوردم؟ چرا فكر حلال و حرام آن نبودم؟ الآن گناه و حسابش با من و لذت و بهره اش با دیگران است!
در این حال، مأمور مرگ همچنان روح او را از اعضا جدا می كند، تا گوش هم از كار می افتد، و فقط چشمانش می بیند. به اطراف خود نگاه می كند، وحشت و تلاش و حركات اطرافیان را مشاهده كرده، ولی صدایی نمی شنود و حرفی هم نمی زند. در لحظه آخر روح از چشم هم گرفته می شود، و او در میان دوستان و بستگان همچون مرداری می افتد؛ همه از او می ترسند و از اطرافش فرار می كنند، و پس از اندكی او را به خاك و به عملش سپرده، و از او دور می شوند.(نهج البلاغه فیض الاسلام، ص322ـ325)
قرآن هم در سوره قیامت در حالات مرگ می فرماید: "كلا" این قدر دنیا را بر آخرت ترجیح ندهید، و به فكر مردن باشید؛ همان مرگی كه "إذا بلغت التّراقی" یعنی چون جان شما از بدن خارج و به استخوان های گردن می رسد "وقیل من راق" یعنی گفته می شود: كیست كه این انسان در حال مردن را نجات بدهد؟ كدام پزشك و دارو را برای رهایی او از مرگ بیاوریم؟! "وظنّ أنّه الفراق" ولی خود انسان می داند كه هر لحظه و آنی از دنیا و تمام چیزهایی كه یك عمر دنبال آن ها دویده و جمع كرده و به آن ها دل بسته جدا می شود، و از دوستان و فرزندان و همسر دور می گردد. "والتفّت السّاق بالسّاق" یعنی بخاطر بیرون آمدن روح از بدن ساق پاهای او به هم چسبیده و شدائد جدایی از دنیا و ورود به عالم دیگر در كنار هم او را در فشاری بس شدید قرار داده است.
توجه دارید كه قرآن كریم چگونه برای این كه انسان را از وابستگی عمیقی كه به دنیا دارد جدا كند، صحنه های جان دادن را ترسیم می كند!؟
آری، تمام گرفتاری های ما از غفلت ما می باشد، و رمز این كه آن همه درباره تلاوت قرآن سفارش شده، آن است كه هم افراد با برخورد با این قبیل آیات توجه پیدا كنند، و هم جامعه با شنیدن سرنوشت ملت ها از خواب غفلت بیدار شوند و راه الهی را طی نمایند. آری، یكی از نام ها و صفات قرآن "تذكره" است؛ یعنی وسیله یاد و توجه و عامل غفلت زدایی است.
آنچه گذشت، برای همه هست، ولی تفاوتهای بین خوبان و بدان هم هست.
در لحظات جان دادن خوبان، روح و ریحان الطاف الهی به زودی جای خود را به هول و هراس سكرات موت می دهد.
در این باره، چند آیه و حدیث را نقل نموده، و معنا می كنیم.
1. «تحیّتهم یوم یلقونه سلام وأعدّ لهم أجراً كریماً» یعنی احترام نیكوكاران روزی كه به لقای خدا می رسند، سلام و امنیت و بشارت است و خداوند برای آنان اجر كریم آماده فرموده است.(احزاب/43)
2. «یا أیتها النّفس المطمئنّة إرجعی إلی ربّك راضیة مرضیّة» یعنی ای روح آرام ـ روحی كه با یاد خدا آرام بودی، روحی كه با انتخاب رهبری معصوم دلگرم بودی و حوادث تلخ و شیرین مسیر تو را كج نكرد، و گناه قلب تو را به وحشت نیانداخت ـ به سوی پروردگار برگرد، و در مدار بندگان مخصوص من قرار گیر، و داخل بهشت خودم شو.(فجر/28ـ30)
در حدیثی كه مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه آورده، چنین می خوانیم كه مؤمن به هنگام مرگ وحشت دارد؛ ولی مأمور قبض روح به او دلداری داده و می گوید: چرا می ترسی؟! من از پدر به تو مهربان تر هستم؛ چشمانت را باز كن! در این هنگام مؤمن چشم خود را بازمی كند، و قیافه های ملكوتی رسول خدا و ائمه اطهار(ع) را می بیند، و سپس از طرف خداوند ندایی می رسد كه می فرماید: به بهشت خودم ـ و نمی گوید: بهشت ـ درآ.(تفسیر المیزان، ج20، ص416)
3. در جای دیگری از قرآن چنین می خوانیم: «إنّ الّذین قالوا ربّنا الله ثمّ استقاموا تتنزّل علیهم الملائكة ألاتخافوا ولاتحزنوا وابشروا بالجنّة الّتی كنتم توعدون» یعنی البته پاداش كسانی كه گفتند: پروردگار ما خداست و در این راه استقامت نمودند، این است كه ملائكه بر آنان نازل شوند و بگویند: ای پایداران راه ایمان، نه از خطرهای آینده ترسی داشته باشید و نه نسبت به گذشته دلهره؛ مژده باد شما را به بهشتی كه وعده گاه شماست.(سجده/30)
در لحظه جان دادن بدان هم خصائصی هست.
قرآن آستانه مرگ گناهكاران را چنین ترسیم می نماید.
1. «الّذین تتوفّیهم الملائكة ظالمی أنفسهم فالقوا السّلم ما كنّا نعمل من سوء بلی إنّ الله علیم بما كنتم تعملون» یعنی كسانی كه با كفر و گناه به خود ظلم كرده اند همین كه با فرشتگان مأمور قبض روح برخورد می كنند، خود را باخته و تسلیم شده، و می گویند: ما كار بدی نكرده ایم(آری، انسانی كه در تمام عمر حیله و دروغ كارش بوده، در لحظه مرگ و قیامت هم آن اخلاقیات خود را از دست نمی دهد و به فرشتگان و خدا هم در حساس ترین لحظات دروغ می گوید) لیكن جوابی كه می شنوند این است كه بلی، شما جنایتكارید و خداوند به كارتان آگاه است. (نحل/27)
2. «ولو تری إذ یتوفّی الّذین كفروا الملائكة یضربون وجوههم وأدبارهم وذوقوا عذاب الحریق» یعنی ای پیامبر! اگر وضع دلخراش و عبرت انگیز كفار را به هنگامی كه فرشتگان مرگ به صورت و پشت آنان می زنند و به ایشان می گویند: "بچشید عذاب سوزنده را"، مشاهده می كردی و از سرنوشت رقّت بار آنان آگاه می شدی.(انفال/50)
3. «فكیف إذا توفّتهم الملائكة یضربون وجوههم وأدبارهم» یعنی چگونه است حال این جنایتكاران به هنگام جان دادن، زمانی كه فرشتگان مأمور جان گیری نزد آنان می آیند و در حالی كه انواع دلهره ها و جدایی ها و خطرات انسان را به وحشت می اندازد به جای دلداری با سیلی و كتك جان آنان را می گیرند.(محمد/27)
پس از قبض روح و مرگ، روح در عالم برزخ می ماند تا زمان برپایی قیامت فرارسد. در مورد "عالم برزخ" می توانید به كد 6754، در بخش تازه های مذهبی سایت مراجعه نمایید.
برای مطالعه بیشتر می توانید به كتب "پیام قرآن" آیت الله مكارم شیرازی، ج5و6، "معاد در قرآن" آیت الله جوادی آملی و "معاد و جهان پس از مرگ" نوشته آیت الله مكارم شیرازی و "معاد" نوشته محسن قرائتی مراجعه نمایید.
پیروز باشید.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : شنبه 2/12/1382 | پاسخ : يکشنبه 10/12/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 20 بار

تگ ها :

UserName