کد: 50158

پرسش

چون ما نمی توانیم خدا را بشناسیم وخدا نامحدود است حتی نام گذاشتن بر خدانیز و یا برشمردن صفات خدانیز باعث محدود كردن خدا می شود وحتی این نام هایی كه در قران برای خدا امده است نیز منظور خدا نبوده است بلكه منظور حضرت علی(ع) بوده است و صفاتی نیز كه نام برده شده است نیز صفات حضرت(ع) بوده است ایا حرف این فرد درست است؟(ضمنا من جواب سوال قبل را از طریق ایمیل نگرفتم بلكه به سایت مراجعه كردم وان رادر قسمت كارنامه عضو مشاهده كردم)

پاسخ

با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
درست است كه خداوند نامحدود است، و با عقل و فهم محدود بشری نمی توان به كنه ذات او پی برد، و حتی اسماء و صفات او راهم نمی توان به واقع و حقیقت امر درك كرد، بلكه در حد فهم و عقل بشری می توان بدان رسید؛ ولی نباید فراموش كرد كه این اسماء و صفات كه بر خداوند متعال اطلاق می شود برگرفته از كلام وحی و كلام الهی است؛ یعنی اسماء و صفاتی است كه خود خداوند به انسان ها تعلیم داده تا با آن اسماء و صفات، او را بخوانند.
بنابراین منظور از اسماء و صفات الهی كه در قرآن كریم هم بسیار زیاد است، خود خداوند متعال است؛ چرا كه هیچ موجودی، هر چند برتر و والا هم كه باشد، سزاوار آن نیست كه این اسماء و صفات را در حد الهی و اعلای داشته باشد.
بله، نباید فراموش كرد كه انبیاء و اولیاء الهی و معصومین(علیهم السلام) مظهر اسماء و صفات الهی هستند؛ یعنی اسماء و صفات الهی را اگر بخواهیم در حد قابل فهم آن تصور كنیم، و به آنان بروز و ظهور بدهیم، بر وجود مبارك معصومین(علیهم السلام) و اولیای الهی منطبق است؛ و از آنجا كه وجود آنان وجودی تربیت شده و در راستای تعالیم و ارزش های خداوند متعال است، و به حق از برترین و شایسته ترین بندگان الهی هستند، در آن حد از درجات معنوی رسیده اند كه محل بروز و ظهوری باشند برای اسماء و صفات الهی؛ و اگر كسی بخواهد اسماء و صفات الهی را در مثالی قابل درك نظاره كند، آن بزرگواران بهترین شاخص آن هستند.
البته باز فراموش نشود كه برخی از اسماء و صفات الهی، مخصوص و مختص ذات خداوند متعال است و قابل انطباق بر هیچ بنده ای نیست؛ لذا سخن ما بر روی اسماء و صفاتی است كه این خصوصیت را ندارند. صفات مختص الهی صفات ذاتند، در مقابل صفات فعل.
پس اگر در قرآن كریم سخن از"لقاءالله" است و یا این كه در عرفان، مقام "فنا" مطرح می شود، هرگز لقای ذات و صفات ذاتی، یا فنای در ذات یا صفات ذاتی مراد نیست، بلكه همه این ها در محدوده صفات فعلی خداوند است؛ زیرا قوام صفات فعلی، به اضافه و لحاظ رابطه بین خدا و آفریده های اوست و چون آفریده ها محدودیت دارند، صفات فوق نیز از این حیث محدود خواهند بود.
راه معرفت و شهود صفات فعلی كم و بیش باز است، و انسان می تواند با سیر آفاقی و انفسی ـ یعنی با تعلیم و تزكیه نفس ـ تا حدی مظهر فعلی از افعال الهی شود، چنانكه فرشتگان در نزول كتب آسمانی بر انبیاء و نیز در اماته و احیا، مظهر هدایت، میراندن و حیات بخشی خدای سبحان هستند كه در قرآن كریم به آنان اشاره شده است.
بنابراین در سیر معرفت و شهود اوصاف الهی، انبیاء و به ویژه پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) و ائمه معصومین(علیهم السلام)، دارای جایگاه ویژه ای هستند، زیرا آن بزرگواران مظهر اسم اعظم خدای سبحان هستند ـ اسمی كه همه اسماء فعلی حق تعالی زیر پوشش آن قرار دارد؛ البته در حدی كه برای ما قابل فهم باشد.
رسول اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) مظاهر بی واسطه خدا هستند؛ و از این جهت، كامل ترین مظهر او محسوب می شوند. اما موجودات دیگر، مظاهر باواسطه خدا هستند، چون قدرت دریافت فیض الهی را به طور مستقیم ندارند؛ چرا كه فیض حق تعالی ابتدا به ائمه معصومین(ع) می رسد، و از آن جا به دیگران سرایت می كند.
اگر برای انسان روشن شود و بفهمد كه اولیای الهی مظهر اسماء فعلی حق تعالی هستند، و نه مظهر ذات و صفات ذاتی، آنگاه خواهد فهمید كه مظهر شدن نه تنها منافاتی با توحید ندارد، بلكه جزو لوازم و آثار رحمتی توحید است.(برگرفته از كتاب"علی مظهر اسمای حسنای الهی" گردآوری سعید بندعلی، برگرفته از آثار آیت الله جوادی آملی.)
حاصل كلام آن كه صفاتی كه در قرآن و روایات در وصف خدای متعال آمده است متعلق به خدای تبارك و تعالی است، و جز او نمی تواند این صفات را بكماله داشته باشد. اما چهارده معصوم بهترین مظاهر این صفات ـ و البته صفات فعل خداوندی ـ هستند. وجود این وسائط موجب می شود كه ما انسانها بتوانیم درك ملموسی از حقیقت این اوصاف داشته باشیم و بتوانیم از آن برای زندگی خود الگو برداریم.
پیروز باشید.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : شنبه 2/12/1382 | پاسخ : پنج شنبه 14/12/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 32 بار

تگ ها :

UserName