کد: 37454

پرسش

در باره مسئله فقر چند حدیث دیده ام كه بظاهر باهم جور در نمی آیند برخی از احادیث فقر را چیز خوبی می دانند و آن را گنج معرفی می كنندو فقرا را شهریاران بهشت معرفی می كنند ( میزان ال حكمه ح 16095) و برخی دیگر آن را بیماری میدانند و برای درمان آن صدقه معرفی می كنند و... (همان ح 16015و16095) لطفا درباره آن توضیح دهید.

پاسخ

با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
"فقر" در اصل لغت به معنای كسی است كه ستون فقراتش شكسته است.(ر.ك. به كتاب مفردات راغب اصفهانی)
راغب اصفهانی در كتاب "مفردات الفاظ القرآن" خویش می گوید: فقر به چهار معنا به كار می رود:
1. نیاز تكوینی: این معنا همه انسان ها را تا زمانی كه در دنیا هستند و بلكه تمام موجودات را شامل می شود، و به همین معنا اشاره می كند آیه «یا أیها الناس أنتم الفقراء إلی الله»(فاطر/5).
2. تهیدستی: كه در این آیات فقر به این معنا است. «للفقراء الذین أحصروا فی سبیل الله...» یعنی صدقات مخصوص فقیرانی است كه در راه خدا ناتوان و بیچاره اند...(بقره/237) و آیه «إنّما الصدقات للفقراء و المساكین»(توبه/60).
3. فقر نفس: كه عبارت است از آزمندی و سیری ناپذیری نفس. بعضی مقصود از فقر در حدیث "كاد الفقر أن یكون كفراً" ـ یعنی فقر نزدیك است كه به كفر بینجامد ـ را این معنا می دانند، و آن را در مقابل حدیث "الغنی غنی النفس" ـ یعنی بی نیازی واقعی، بی نیازی نفس است ـ قرار داده اند.
4. فقر و نیازمندی به خدا: كه حدیث نبوی "الّلهم أغننی بالإفتقار إلیك و لاتفقرنی بالإستغناء عنك" یعنی خدایا با فقر نسبت به خود بی نیازم گردان و با احساس بی نیازی به تو فقیرم مگردان، از این قبیل است.(برای توضیح بیشتر ر.ك. به مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانی، ذیل ماده فقر)
با این بیان روشن می شود كه فقرایی كه شهریاران بهشت هستند فقیران از نوع چهارم، و فقیرانی كه نیاز به صدقه دارند از نوع دوّم، و آنچه درد و رذیله اخلاقی است فقر نوع سوم است. چنانچه حضرت علی(ع) فرمود: "فقر النفس شرّ الفقر" یعنی فقر نفس ـ كه همان طمع و آز و... است ـ بدترین فقرها است. (غررالحكم/6547)
كما این كه "الفقر فخری" افتخار رسول اكرم(ص) به فقر نوع اول است.
با التماس دعا.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : شنبه 1/9/1382 | پاسخ : چهارشنبه 12/9/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 20 بار

تگ ها :

UserName