کد: 37211

پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام و خسته نباشید و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان نزد ایزد منان، این حقیر پیرو نامه شماره 35736 در بخش سؤالات مذهبی مطلبی داشتم كه می خواستم به عرضتان برسانم. در ابتدا از اینكه با فرستادن این نامه مراتب فضولی خود را به خدمت سروران عزیزم می رسانم پوزش می طلبم و از خداوند متعال امید توفیق روز افزون برای شما را خواستارم. ( خوب ، بگذریم )
در نامه شماره 35736 دوست عزیزی با یك سؤال فلسفی در جریان chat با یك جوان الجزایری مواجه شده بودند و سروران عزیزم در تبیان نیز یك سری مطالب در جواب بیان فرمودند.
حقیقت امر این است كه این حقیر وقتی مطالب شما را مطالعه نمودم در مقام جواب از سوی آن جوان الجزایری برآمدم و به جای او این سؤال را مطرح نمودم : " شما می گویید كه خدا واجب الوجود است و بقیه موجودات ممكن الوجودند ، اما من می گویم كه خدا هم ممكن الوجود است والبته تمام موجودات ممكن الوجودند ، حال شما ثابت كنید كه خدا واجب الوجود است. "
در واقع در نزد ما مسأله وجود یك واجب الوجود در كنار یك سلسله مجموعه ممكن و نیازمند ثابت شده و امری مسلم است نه در نزد یك غیر مسلمان ناآگاه.
جواب این سؤال را آنگونه كه در خاطرم است آیت الله مصباح در یك جمله بیان فرموده اند كه من عین آن را به خاطر ندارم ، اما محتوای آن در ذهنم است و آن این است : " فرض یك سلسله مجموعه ممكن و نیازمند بدون در نظر گرفتن یك علت كه از آن نشأت گرفته باشند محال است و عقل به هیچ وجه آن را نمی پذیرد. "
توضیح آنكه وقتی ما بر این عقیده باشیم كه همه چیز حتی خدا ممكن الوجودند ونیازمند به چیزی هستند، در واقع یك قسمت از این فرضمان را نادیده گرفته ایم و آن همان چیزی است كه همه اینها به آن نیازمندند و این از نظر عقل محال است ، چون چگونه ممكن است عقل آدمی این را بپذیرد كه همه چیز نیازمند باشند اما نیازشان را چیزی برطرف نكند. پس ناگزیر یكی از این همه چیز باید مستقل و بی نیاز باشد تا بتواند نیاز دیگر چیزها را برطرف نماید و آن چیز هیچ نیست مگر خدای یكتای بی همتا. برای روشن شدن مطلب بهتر است مثالی عرض كنم .
مجموعه ای از 5 نفر دونده در یك مسابقه دو و میدانی را در نظر بگیرید. پس از اتمام مسابقه از بازیكن شماره "1 " می پرسیم : " چه موقع مسابقه را شروع كردی؟ " و او در جواب می گوید: " منتظر نفر شماره " 2 " ماندم تا او اول بدود و بعد من بدوم. "
و زمانی كه از بازیكن شماره " 2 " می پرسیم او هم در جواب می گوید: "منتظر نفر شماره " 3 " بودم تا او ابتدا بدود و سپس من بدوم. " و وقتی از نفر شماره " 3 " می پرسیم او هم به نفر شماره " 4 " رجوع می دهد و نفر شماره " 4 " به نفر شماره
" 5 " و نفر شماره " 5 " به نفر شماره " 1 " رجوع میدهد . در اینجا عقل این را نمی پذیرد كه آنها دویده باشند، اما این در حالی است كه ما بعد از اتمام مسابقه از آنها سؤال كرده ایم. بنابراین در اینجا چیزی را كه عقل به آن حكم می كند این است كه حتماً یكی از آنها باید مستقل عمل كرده باشد و نیازمند به دویدن دیگری نبوده باشد.
در پایان این نكته را متذكر شوم كه مطالبی را كه شما در پاسخ به نامه دوست عزیزمان بیان فرمودید لازمه این بحث است و دوست عزیزم توجه داشته باشد كه مطالب مربوط به بحث واجب الوجود و ممكن الوجود را كه شما لحاظ داشتید در ابتدا بیان نماید و پس از آن با بیان مطالب این حقیر و مثالی كه آوردم ، این بحث را تكمیل نماید.
امیدوارم جسارت بنده را بخشیده باشید. لطفاً جواب نامه ام را در خصوص تأیید مطالب بنده برایم بفرستید.
شكراً ، أیامكم سعیدا ، و من الله التوفیق

پاسخ

باعرض سلام وتحیت.
دوست گرامی!
مطالب شما مطالب صحیحی است، و در جای خود می بایست آورده شود، اما نگارنده از آن جهت این مطلب را در جواب آن سؤال نیاورد كه احساس كرد شبهه ای كه در ذهن آن جوان الجزایری است نه این است كه همه عالم ممكن الوجود می تواند باشد، بلكه اشكال او را بحثی جدلی برای ابطال توحید با تمسك به قاعده ای فلسفی است. نگارنده خواست تا آن نقض را پاسخ گوید، و نه آن كه به اصل اثبات واجب الوجود بپردازد.
البته احتمال این كه منظور شما هم در بیان آن جوان بوده باشد هست، ولی از آنجا كه ما به كرات با آن شبهه ای كه گفتیم مواجه شده ایم و بارها از ما آن را پرسیده اند گمان می كنیم همان منظور این جوان بوده است.
به هر حال از توجه شما متشكریم، و ما نیز مطالب شما را در باره اثبات واجب الوجود بودن خدا كاملا درست و صحیح می دانیم.
از دقت نظر و ارتباط صمیمانه شما با سایت تبیان متشكریم.
با التماس دعا.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : پنج شنبه 29/8/1382 | پاسخ : چهارشنبه 5/9/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 16 بار

تگ ها :

UserName