کد: 310871

پرسش

باسلام- من در یك شركت كا میكردم كه بادختری در همان شركت آشنا شدم و بعد از شناخت كامل هم قرار ازدواج گذاشتیم من به همراه خانواده به خواستگاری رفتیم و بعد از قبول خانواده دختر تا عقد دائم به مدت 50 روز به عقد موقت همدیگر درآمدیم بعدز 2 روز به دلیل اختلاف من با مدیرعامل و نارضایتی ایشان از این ازدواج و با وجود حسادتهایی كه به ما میكردند من از شركت استعفا دادم و پدر دختر بعداز شنیدن جریان با تحت فشار گذاشتن دختر خود و تهدیدات علیه من من و دختر را مجبور به فسخ عقد نمود حال از شما خواهش میكنم با توجه به علاقه من به دختر راهی را در به دست آوردن همسرم جلوی پای من بگذارید چون حقیقت من همسرم را دوست دارم و حاضرم بخاطرش دست به هر كاری بزنم ولی پدر دختر این را متوجه نمیشه لطفا مرا راهنمایی كنید.
- 26 ساله - لیسانس

پاسخ

با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
بیایید نگاهمان را به موضع پدر آن دختر خانم تغییر دهیم. به پدر ایشان حق بدهید كه اگر رفتار غیر منطقی ای از شما ببیند نگران شود. ظاهرا پدر دختر با این ازدواج مخالفتی ندارد، بلكه مخالفت ایشان با ترك شغل شما ـ و شاید نحوه برخورد شما در محل كار شما ـ است.
حال این به عهده شما است كه این نگرانی را برطرف كنید. به نظر می رسد اگر شما دلیلی منطقی برای استعفای خود داشته باشید و آن را برای پدر آن دختر خانم بیان كنید، بپذیرد.
اگر هم نگرنی ایشان به بیكار شدن شما است، بهتر است در این زمینه با بزرگان فامیل و افراد معتمد و با تجربه مشورت نموده و آنها را به عنوان واسطه نزد پدر دختر بفرستید و از ایشان بخواهید تا فرصت به شما بدهند تا بتوانید یك شغل مناسب پیدا كنید. شما نیز تمام سعی و تلاش تان را به كار بگیرید تا بتوانید با پیدا كردن شغل مناسب، اعتماد پدر دختر را جلب كنید.
این در صورتی است كه مخالفت ایشان فقط به خاطر شغل و كار شما باشد.
در هر حال توكل بر خداوند و توسل به اهلبیت(ع) را فراموش نكنید.
پیروز باشید.
موسسه ذكر ـ قم.
باستانی.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : سه شنبه 31/5/1385 | پاسخ : پنج شنبه 9/6/1385 | | ليسانس | 26 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 20 بار

تگ ها :

UserName