کد: 23784

پرسش

به نام خدا
كتاب مراتب طهارت را كه شرح رساله وحدت علامه حسن زاده آملی است و توسط استاد صمدی آملی شرح شده است می خواندم نوشته بود (رزق و روزی مقسوم است یعنی روزی هر كسی تقسیم شده است . ذر باطن عالم به مقدار وسعت وجودی هر شخص -چه در امور مادی و چه در امور معنوی- روزی را برای افراد تقسیم كرده اند . كه اگر شخص بیش از آن پرسه بزند و مانند مورچه مال بدست بیاورد .آن مقدار دیگر روزی اش نیست بلكه فقط مالی است كه بدست آورده است . زیرا مال بدست آوردن غیر از روزی بدست آوردن است .(روزی)آن مقدار ی را می گویند كه شخص برای زنده ماندن به آن محتاج است .و...
15 رجب در دعای ام داوود خواندم (یا رازق من یشاء بغیر حساب )
سئوال من از محضر مبارك این است
1- خدائیكه به هر كه بخواهد بی اندازه روزی می دهد این روزی از كدام روزی است ؟ مادی یا معنوی ؟
2- اگر روزی مادی است و طبق تعریف بالا روزی آن مقداری را می گویند كه شخص برای زنده ماندن به آن محتاج است . پس چرا خدا بغیر حساب می دهد(منظورم اینست كه چرا بیش از اندازه می دهد) آنهم به هر كه بخواهد .
3- این اصطلاح عامه كه می گویند فلانی روزی اش زیاد است آیا درست است ؟ وبه چه معناست؟
4- و سوال آخر اینكه آنانكه از گرسنگی می میرند روزی شان چه شده ؟(یعنی آن مقدار كه برای زنده ماندن به آن محتاج بوده اند چه شده است ؟
با تشكر از زحمات شما منتظر جواب هستم .

پاسخ

با عرض سلام و تحیت!
روزی و رزق در واقع نوعی رگ حیاتی ما با عالم ملكوت است.
خدایی كه ما را از عدم آفریده، و وقتی هیچ تقاضامان نبوده، ما را بود كرده است،‌ و در مراحلی بدون كمترین تلاش ما، به ما رزق و روزی داده است ـ مثل رحم مادر، در نوزادی با ارتزاق از شیرمادر و در كودكی با ارتزاق از پدر ـ تا وقت اجل، روزی ما را می‌رساند. البته همین روزی مقسوم در یك رویكرد دوطرفه می‌تواند واسع یا تنگ باشد. یك طرف فضل و تقدیرات الهی است و یك طرف تلاش و كوشش ما.
اگر خداوند برای كسی رزق را، به طور محتوم و نه معلق، بنا به مصالحی كه خود می داند، تنگ مقدّر كرده باشد، كار و تلاش زیاد او به جایی نمی‌رسد؛ چون عالم دست خدای متعال است و هیچ برگی بی اذن الهی بر زمین نمی‌افتد.
همه جوانب زندگی دست انسان نیست؛ مثلاً ممكن است دخلش زیاد شود، اما خرجش نیز به علتهای مختلف و به شكل غیرقابل كنترل زیاد می‌شود و باز تنگی برایش پیش می‌آید و...
در نقطه مقابل هم مسةله به همین شكل است.

البته باید توجه داشت كه تقدیرات الهی ـ همانطور كه اشاه شد ـ و قسم است. بعضی تقدیرات محتوم و قطعی است، و به هیچ عاملی وابسته نیست. در این موارد تلاش و عدم تلاش هم تأثیر در تقدیر ندارد. بعضی از تقادیر هم معلق است، و با تلاش انسان و یا عدم آن امكان تغییر دارد. در این موارد، كار و تلاش و عدم آن می تواند روزی را كم و زیاد كند.
معمولا، رسیدن رزق الهی تكاپویی می‌خواهد، كما این كه امر الهی به آن تعلق گرفته كه همه كار كنند، ولی چشم به دست خدا بدوزند و نه به تلاش خود.
در روایات آمده است كه: «اطلبوا الرزق فإنه مضمون لطالبه» یعنی با كار و تلاش، ‌رزق و روزی را طلب كنید، چون روزی برای طالبش ـ و نه بیكاره ـ ضمانت شده است.
البته همچنان كه گذشت، این بدان معنا نیست كه خدا نمی‌تواند بدون كار و تلاش زیاد او، رزق وسیع به او بدهد؛ بلكه گاه "من حیث لایحتسب" روزی می دهد. گاهی چنین پدیده‌هایی در عالم رخ می‌دهد تا قدرت نمایی خدا را درك كنیم، امّا به لحاظ نوعی و اغلبی تلاش و تكاپویی هم می‌خواهد. بسا فردی با تلاش كمتر به رزق بیشتری برسد، و این هم بالعین در زندگی اجتماعی قابل مشاهده است.
این كه خدا برای ما رزق وسیع قرار داده یا تنگ؟ یا این كه رسیدن به آن را در گرو چه مقدار از فعالیت قرار داده؟ بر ما روشن نیست. از این رو مكلّفیم در حد وسع و بدون این كه به فرائض و سایر تكالیف آسیب برسد؛ با جدّیت در آن تلاش كنیم و همین تلاش را خداوند جهاد در راه خدا قرار داده است.
با این بیان پاسخ سؤالات شما چنین است:
1 ـ روزی می‌تواند هم مادی باشد و هم معنوی.
2 ـ چنان چه اصل زندگی و زنده بودن غیر از چگونه زنده بودن است. روزی و مقدار آن هم می‌تواند متفاوت باشد. یكی با روزی یك قرص نان ادامه حیات می‌دهد و یكی با غذاهای لذیذ و مقوّی. پرواضح است كه هر دو عامل حیاتند، اما یكی تنگ است و دیگری وسیع. پس حتی در روزی مادی هم، خداوند ممكن است به یكی روزی وسیع دهد و به یكی روزی تنگ. البته این تنگی رزق می‌تواند به علت تنبلی و بیكاری فرد هم باشد؛ چنان چه در حدیث است كه یكی از عوامل فقر تنبلی و كسالت است؛ یعنی خداوند روزی خوب می‌خواسته اما چون او طالب نبوده، به او نرسیده است؛ مثل كسی كه اجل خویش را با خودكشی پیش بیندازد.(دقت كنید)
3 ـ به همان معنا كه گذشت، صحیح است. یعنی گاه انسانهایی به اندازه متعارف مردم تلاش می‌كنند، اما روزی بیشتری دارند.
4 ـ به هر شكل انسان روزی می‌میرد، و مردن هم ـ یعنی قطع رگ حیاتی ـ ملازم با قطع شدن روزی است. پس خدا بسا جان كسانی را با گرسنگی بگیرد چنان چه با تصادف و … می‌گیرد.
این كه خود فرد یا دیگران ممكن است مقصّر باشند، لطمه‌ای به اصل تقدیر الهی نمی‌زند. باز هم اگر توضیح بیشتری لازم بود با ما تماس بگیرید.
با التماس دعا.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : يکشنبه 23/6/1382 | پاسخ : شنبه 5/7/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 27 بار

تگ ها :

UserName