کد: 11628

پرسش

با سلام.علامه طباطبایی در المیزان ج19 ص 585 در تفسیر سوره ملك میفرمایند عدم كه در مقابل ملكه باشد حظی از وجود دارد.لطفا توضیح دهید عدم چگونه میتواند حظی از وجود داشته باشد؟ متشكرم

پاسخ

برادر گرامی!
از مسلمات فلسفی آن است كه عدم چیزی نیست، و عین نا بودی و بطلان است. فلاسفه در پاسخ به كسانی كه می پرسند اگر عدم چیزی نیست، پس چگونه از آن بحث می شود؟ پاسخ می دهند كه گاهی عدم به وجود اضافه می شود، و در پرتو این اضافه، عدم نیز حظ و بهره ای از وجود می یابد. تصور انسان از عدم مطلق به نوعی محال است، و تصورات عرفی در حقیقت به عدمستانی از وجودات تعلق می گیرد. واین عدمستان به نوعی از وجود بهره مند است.
در پرتو همین بیان است كه بین عدم های مضاف تمایز پیدا می شود؛ مثلا نبود چشم، نابینایی است، یا نبود گوش كری است، و با وجود آن كه هر یك از نابینایی و كری امری عدمی اند، اما به اعتبار این كه به وجود اضافه شده اند و بهره ای از وجود یافته اند، بر خلاف عدم صرف می توان میان این دو تمایز قائل شد، و گفت عدم چشم غیر از عدم گوش است. این در حالی است كه در عدم صرف هیچ گونه تمایزی نیست.
در تفسیر المیزان در ذیل آیه «الذی خلق الموت و الحیوة» گفته شده است كه «اگر مرگ را امری عدمی بگیریم ـ همانطور كه عامه مردم هم چنین می پندارند ـ باز خلقت پذیر است، چون این عدم با عدمهای صرف فرق دارد، و مانند تاریكی و كوری، عدم ملكه است كه حظی از وجود دارد.»(تفسیر المیزان، ج19، ص585)
در اینجا منظور از ملكه، امر موجود است، و عدم ملكه یعنی عدم امر موجود، كه به دلیل اضافه شدن عدم به امر موجود، ‌عدم از وجود حظی برده است. «نظیر عمی كه عدم بینایی است، و از محلی خبر می دهد كه موجود بوده و شایستگی اتصاف به طرف مقابل را كه ملكه است، دارا می باشد….» (رحیق مختوم، آیه الله جوادی آملی، بخش چهارم از جلد اول، ‌ص528)
برای كسب اطلاعات بیشتر مراجعه كنید به شرح منظومه، سلسله درسهای شهید مطهری، جلد 2، و نهایة الحكمه، نوشته علامه طباطبائی.
خدا نگهدار شما.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : پنج شنبه 5/4/1382 | پاسخ : پنج شنبه 5/4/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 17 بار

تگ ها :

UserName