• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
کد: 11365

پرسش

با سلام خدمت جناب آقای باستانی, كارشناس محترم
چندی پیش سؤالی از شما پرسیده شده بود در باب ازدواج فردی از اهل تسنن با فردی از اهل تشیع... شما با توجه به فتوای علما این عمل را جایز ندانستید... سؤال من اینست كه مگر اسلام دین برادری نیست؟ مگر تمام تلاش پیامبر بر این نبوده كه مسلمانان با یكدیگر متحد باشند؟ پس چرا چنین عملی را جایز نمیدانند؟ در ضمن چگونه میتوان از اهل تسنن توقع داشت كه با چنین روایاتی (در كتب خود تسنن) مبنی بر معصوم بودن خلفا خصوصا «عمر» و اینكه او را در روایاتشان تقریبا هم رتبه با پیامبر معرفی نموده اند, متوجه غلط بودن اعتقاداتشان كرد؟ حدیث غدیر نیز با آنكه در كتب آنها نیز آورده شده, تفسیری دیگر دارد... پس چطور میتوانند متوجه واقعیت امر شوند, وقتی تفاسیری كه بر احادیث و آیاتی از این قبیل آورده شده طوری بیان شده اند كه آنها را از درك درست مطلب باز می دارد؟... لطفا در اسرع وقت پاسخ سؤالات مرا بدهید.... با تشكر... التماس دعا

پاسخ

برادر گرامی!
دین اسلام دین برادری است ولی این بدان معنا نیست كه از اعتقادات خود دست برداریم. برادری و اتحاد، با حفظ ارزشها و اصول اعتقادی صحیح است، نه اینكه با رها كردن اعتقادات و دست برداشتن از ارزشها و اصول اعتقادی برادری و اتحاد را ثابت كرد. به عبارت واضح تر ما باید هر چه می كنیم برای اعتقاداتمان باشد، پس چگونه ممكن است كه برای اتحاد اعتقادات را از دست داد. درست است كه تمام تلاش پیامبر(ص) بر حفظ برادری و اتحاد بین جامعه مسلمین بوده است، ما هم این وحدت و یكپارچگی كه رسول خدا(ص) بر آن تأكید می فرمود را بر دیده منت قبول داریم، ولی همه این تلاش برای آن است كه اسلام باقی بماند؛ و البته اسلام با قرائت صحیح آن كه همان قرائت اهل بیت عصمت و طهارت بوده است.
حال آیا می توان گفت به خاطر وحدت از اسلام راستین چشم بپوشیم؟!
چرا شیعه باید ناعادلانه محكوم به ایجاد تفرقه شود در حالیكه منشأ پیدایش آن را باید در جای دیگر جستجو كرد. آیا اگر به سفارش پیامبر مبنی بر ولایت و خلافت امیرالمؤمنین(ع) عمل می شد، هرگز اختلافی واقع می شد؟! و آیا برای این ولایت بدیل دیگری وجود دارد، كه بتوان با تمسك به آن به وفاق رسید؟! آیا با عمل به استحسانات و قیاسات و ... ـ كه همگی اثرات محرومیت از ولایت اهل بیت است ـ هرگز می توان به اتفاق رسید!؟ آیا همین محرومیت از منبع وحی و الهامات الهی منشأ همه اختلافات نیست؟!
به جد می توان گفت: حفظ و ترویج اعتقادات شیعه ضامن حقیقی وصول به اتحاد در جهان اسلام است. كما این كه از ابتدا شیعیان علی منادیان وحدت حول وصیت الهی و فرمان رسول اكرم(ص) بوده اند.
این سؤال باید جواب داده شود كه توسط چه كسی، و از چه زمانی بنای ازهم پاشی این وحدت ریخته شد؟ اگر جامعه اسلامی بر پایه سفارشات رسول اكرم(ص) پیش رفته بود و رشته امور را به دست جانشین و وصی ایشان، حضرت علی(ع)، می داد در جامعه اسلامی تفرقه و شكاف ایجاد نمی شد.
بنابراین قبح ازدواجی كه عاقبت آن فروپاشی اعتقادات است، حاكی از آن است كه ما بر اصول اعتقادی خود پا برجا هستیم، و باید باشیم. بله پس از پایبندی به تشیع، همه را به وحدت می خوانیم، تا دشمن مشترك ما نتواند اصل اسلام را درهم كوبد و نابود كند.

ضمنا بدانید خود اهل سنت هم به این حكم قائلند و چنین ازدواجی را اجازه نمی دهند.
پس این اشكال فقط متوجه شیعه نیست، بعلاوه اینكه این اشكال نیست بلكه این پا برجا بودن بر اصول اعتقادی و ارزشهای دینی را می رساند و این خود امتیاز است.
اگر قرار است كسی هم از مذهب خود دست بكشد، باید شرائطی فراهم آورد كه عقل او، او را راهنمایی كند، و نه احساسات صرف.
اما در ارتباط با مطلب اخیری كه فرموده اید، ابتداءاً، باید گفت: اهل سنت عمر(خلیفه دوم) را معصوم نمی دانند. بله برای او مقام والایی قایل هستند، ولی در عین حال این قول را از او نقل می كنند كه بارها گفته است: «لولاعلی لهلك عمر» یعنی اگر علی نبود عمر هلاك می شد.
شأن صدور این كلام را چنین نقل كرده اند كه او در موارد بسیاری بر خلاف موازین اسلام و به اشتباه حكم داده، در حالی كه گمان می كرده حكم صحیحی است ـ آن هم حتی حكم به قتل و كشتن ـ ولی حضرت علی(ع) او را از این كار بازمی داشتند و حكم الهی را برای او بیان می كردند و در مورد آن متهم اجرا می نمودند. در این حال تازه خلیفه متوجه می شد كه اگر امام(ع) جلو اشتباه او را نگرفته بود، او چه خلاف بزرگی مرتكب می شد!
به علاوه باید متذكر شد كه این باور غلط با هیچ منطق و عقلی سازگار نیست كه هر كس را كه جزو صحابه بوده، باید بدون چون و چرا قبول داشت، و برای او شأن و مقام والایی قائل شد، در صورتی كه در بین آنها افرادی همچون ابوسفیان، معاویه، خالد بن ولید، ولید بن مغیره، طلحه و زبیر و... به چشم می خورند؛ كسانی كه جنگهای صفین و جمل را بر علیه امام علی(ع) به راه انداختند و در این بین علاوه بر به كشتن دادن بسیاری از انسانها، زمینه انحراف و كج رویهای دیگری را پایه ریزی كردند. چه دلیلی دارد هر كسی كه در زمانی حضرت رسول(ص) را دیده باشد و در زمان او زیسته باشد و همراه ایشان بوده باشد ولو در اعماق وجودش ایشان را درك نكرده باشد، عادل باشد و تبعیت از او موجب نجات!؟
جالب این جاست كه در موارد متعددی خود صحابه همدیگر را تفسیق و تكفیر كرده اند و باز عده ای می گویند، همه صحابه عادلند، و از این بالاتر تبعیت هر یك از آنان موجب نجات!
به نظر می رسد، چنین اعتقادات سخیفی با تذكر آرام و بدون جو احساسات مذهبی به زودی در جان مشتاقان حقیقت می نشیند. البته نگارنده اذعان دارد كه ایجاد جو عقلانی صرف، بدون تأثیر عواطف و احساسات كار آسانی نیست، ولی غیر ممكن هم نمی باشد.
داستان غدیر از دیگر مواردی است كه اهل سنت، چشم خود را بر حقایق و واقعیات مربوط به آن بسته اند، و آن را به انحاء مختلف و با توجیهات بی دلیل و بی پایه تفاسیر بعید از فهم عقل و عقلا و عرف می كنند، تا مبادا اشاره به جایگاه حضرت علی(ع) داشته باشد.
مثلا آیا با عقل و منطق سازگار است كه رسول گرامی اسلام(ص) در حجة الوداع در روز 18 ذی الحجه، پس از اعمال حج و در سالهای آخر عمر مباركشان، در آن گرمای سوزان بیابان عربستان، و در وقت اوج گرما و در ظهر، همه را نگه دارند و صبر كنند تا آنهایی كه جلو رفته اند برگردند و آنهایی كه هنوز در راه هستند به آنها ملحق شوند، و پس از اقامه نماز، دستور دهند كه كسی متفرق نشود و همه بمانند؛ سپس خطبه طولانی بخوانند و در اثنای خطبه دست حضرت علی(ع) را بلند كنند و فقط به مردم بگویند: ای مردم كسی كه من دوست او هستم علی هم دوست او است؟! آیا كسی در رابطه صمیمی و نزدیك حضرت علی(ع) با پیامبر(ص) شك داشت، تا نیاز به نین تأكیدی داشته باشد؟!
آیا این مسأله ای بود كه پیامبر از بیان آن می ترسید كه نكند منافقان جامعه اسلامی را به تنش و آشوب بكشند؟ و به تبع آن حضرت بفرمایند: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه واخذل من خذله وانصر من نصره»؟! و یا خداوند در پی آیه ابلاغ بفرماید: «والله یعصمك من الناس»؟!
آیا این بیان دوستی همان است كه خداوند در قرآن از آن به (اكمال دین) و (اتمام نعمت) یاد می كند؟
آیا با تذكر دادن این دوستی، كفار مأیوس می شوند كه قرآن آن روز را روز مأیوس شدن كفار می داند؟ و صدها آیا و سؤال دیگر.
اگر چشم بر حقیقت باز كنیم و دست از تعصب و لجاجت برداریم می بینیم این همه مقدمه چینی برای ایراد خطبه در روز غدیر در آن شرایط زمانی و مكانی ویژه و... همگی حاكی از اعلان ولایت و جانشینی حضرت علی(ع) دارد آن چیزی كه مایه اكمال دین و اتمام نعمت است و آن چیزی كه با بودن رهبری الهی برای جامعه اسلامی پس از پیامبر اكرم(ص) كفار مأیوس می شوند از اینكه دین الهی را از بین ببرند.
برادر عزیز!
با بودن این همه دلیل و شاهد ـ كه تنها به گوشه ناچیزی از آن اشاره كردیم ـ مسئله هدایت برادران اهل سنت ما به پیروی از اهل بیت(ع) چندان دور از انتظار نیست. بله روبیدن دل از حجاب تعصب و احساسات لازم است! فقط كمی دیده روشن می خواهد و دل حقیقت بین!
البته شایان ذكر است كه اگر برای كسی ـ در هر دین و مذهبی كه باشد ـ حق به درستی عرضه نشود و حجت ـ هم از نظر عقلانی و هم از نظر عاطفی و روانی ـ تمام نگردد، و به تبع او ایمان به حق نیاورد، نزد خدا معذور است. ولی معذوریت و مورد عفو و گذشت الهی قرار گرفتن یك چیز است و برحق بودن چیز دیگر.
پیروز باشید.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : سه شنبه 3/4/1382 | پاسخ : سه شنبه 3/4/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 18 بار

تگ ها :

UserName