کد: 11226

پرسش

با سلام:
با تشكر از راهنمای شما راجع به سوال قبل
خوب حالا یك نفر هست كه راحت مشكلاتم
را حل كند (خدا توفیق دهد به شما (اقای باستانی))
و اما سوال :
نمی دونم چرا شیطان اینقدر مرا وسوسه میكند به عنوان مثال:
در نماز فكر های به ذهنم میرسد كه اگر خدا میخواست انها را فاش كند الله اكبر .حتی یكبار در نماز نافله شب چنان
افكار پلیدی به ذهنم رسید كه نمازم را شكستم .بعضی اوقات از پس شیطان بر می ایم ولی اكثر اوقات لذت عبادتها را ازمن میگیرد
مثلا اوایل كه به مسجد میرفتم و صف اول میستادم در ذهنم این عبارت می امد:تو اول صف ایستادی تا به دیگران نشان بدهی كه تو هم نماز میخوانی
من هم از روی ناراحتی جواب میدادم اره فقط به همین علت صف اول میایم
(البته از روی كنایه و تمسخر بعد دیگر سراغم نمیاد)
یا اگر بگویم یا ابا عبد الله من بخاطر تو نماز اول وقت را بجا میاورم باز به سراغم
میاید و میگوید اره تو برای خدا نماز نمی خوانی و تو برای حسین نماز می خوانی
باز من همان جواب بالا را به خودم میدهم(اره فقط به همین علت ...)
و دیگر وسوسه نمی شوم كه اگر بار دیگر
بگویم ( یا ابا عبد الله من بخاطر تو نماز اول وقت را بجا میاورم)دیگه وسوسه نمی شوم
حالا اینها خیلی خوب هستند افكار پلید دیگه حتی من فكرش را نمی كنم كه به ذهنم برسه
كه بنویسم مرا راهنمای كنید چرا؟ من باید از این موضوع زجر بكشم من ادم بدی نیستم
نمی دانم چرا اگر موفق به راهنمای اینجانب شدید شما را در ثواب كار های خیرم شریك میكنم
از خدا برای شما توفیق خواهانم

پاسخ

برادر عزیز!
اولا، به شما عرض می كنیم: شما بسیار آدم خوبی هستید. و همین دغدغه دینداری بهترین شاهد است بر این كه شما خوبید، و بسیار هم خوبید.
ثانیا، آنچه برای شما اتفاق می افتد وسوسه های شیطان است، و هر كس به نحوی با آن دست به گریبان می باشد، والا امتحان الهی چه معنایی می توانست داشته باشد!؟
فلسفه خلقت شیطان همین است كه با وسوسه های خود راه انسان را به گونه ای كند كه پیمودن آن مساوی با كمال انسان باشد. ملائكه در مسیر حیات خود هرگز كاملتر از آنی كه از ابتدای خلقتشان بوده اند نمی شوند، ولی انسان در شرائطی به سر می برد كه در صورت انتخاب راه خدا، از میان وسوسه ها، می تواند هر روز به قله كمال نزدیكتر شود. حیات انسان با وسوسه همراه است، چه بخواهد و چه نخواهد.
ثالثا، شما بهترین راه را برای مقابله با این وسوسه ها برگزیده اید، و آن بی اعتنایی به آنها است. این یكی از راه هایی است كه برای مقابله با بسیاری از وسوسه ها توصیه می شود؛ دهن كجی به شیطان و او را از خود ناامید كردن.
شیطان این وسوسه ها را می كند تا مؤمن از خود ناامید شود. با بی اعتنایی و ادامه كاری كه بدان مشغولیم، می توانیم او را از خود ناامید كنیم.
البته هیچگاه شیطان از وسوسه انسان دست برنمی دارد، ولی در هر وسوسه ای می بایست او را به نوعی، از شیطنت خود، منصرف كنیم؛ و از این تلاش، تا لحظه تسلیم به امر الهی خسته نشویم.
رابعا، فكر گناه اگر انسان را نلرزاند، گناه نیست. نكند احساس كنید افكاری كه شیطان در ذهن شما ایجاد می كند، در نامه عمل شما به عنوان گناه ثبت می شود. احساس گناه احساس بدی است كه مؤمن از آن فرار می كند. باید گناه را شناخت، و از عمل به آن اجتناب كرد، و وسوسه احساس گناه را هم ـ مثل وسوسه خود گناه ـ با راندن شیطان از خود دور كرد.
خامسا، جوانی كه خود را از گناه دور نگه می دارد، در نزد خدا آنقدر عزیز است كه او در نزد ملئكه خود به آن جوان مباهات می كند. حس تقواخواهی خود را قدر بدانید، و هرگز از دست ندهید.
سادسا، دنیا دار افت و خیز است. هرگز از شكست نباید هراسید، بلكه باید از آن پند بندگی گرفت. پند بندگی به این است كه حس تواضع و خضوع ما نسبت به خداوند بیشتر شود.
از حضرت آیت الله بهجت پرسیدند: چرا ما این همه درجا می زنیم؟ ایشان فرمود: تا دائما در پیشگاه خدا استغفار كنیم.
این كلام حكیمانه را به عنوان هدیه ای از جانب ما بپذیرید، و در آن تفكر كنید.
حكماء می گویند: "فاقد الشیئ غیر معط له"؛ لذا نگارنده انتظار ندارد بتواند راهنمای كسی باشد، ولی با ذكر نكاتی كه از اساتید خود آموخته بود، برای خود مایه تذكری فراهم آورد، و امیدوار است با نفس اساتید و بزرگانی كه معلم او بوده اند، سخنان او برای شما هم مفید باشد.
در هر حال ما را هم دعا كنید. والسلام.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : سه شنبه 3/4/1382 | پاسخ : سه شنبه 3/4/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 22 بار

تگ ها :

UserName