کد: 10241

پرسش

لطفا به این سوال به انگلیسی پاسخ دهید : I heard
that in
the kuran it says that its okay for a husband to beat his wife. In
your
opinion, how is this justified?

پاسخ

دوست محترم!

در ابتدا، آیه ای كه مسئله تادیب زنان در آن طرح شده، به استحضار می رسد:
خداوند در سوره مباركه نور آیه 34 می فرماید: «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلى النِّساءِ بمَا فَضلَ اللَّهُ بَعْضهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِمَا أَنفَقُوا مِنْ أَمْوَالهِمْ فـَالصلِحَت قَانتاتٌ حَافظاتٌ لِّلْغَیْبِ بمَا حَفِظ اللَّهُ وَ الَّلاتى تخَافُونَ نُشوزَهُنَّ فَعِظوهُنَّ وَ اهـْجـُرُوهُنَّ فى الْمَضاجِع وَ اضرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطعْنَكمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیهِنَّ سبیلاً إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِیًّا كبیراً» یعنی مردان، سرپرست [و مسئول نسبت به] زنانند، به خاطر برتریهایى كه [از نظر نظام اجتماعی] خداوند براى بعضى نسبت به بعضى دیگر قرار داده است و به خاطر انفاقهایى كه از امـوالشـان [در مـورد زنـان] مـى كـنـند، و زنان صالح آنها هستند كه متواضعند، و در غیاب همسر خود اسرار و حقوق او را ـ در عوض حقوقى كه خدا [در زندگی زناشویی] براى آنان قرار داده ـ مى كنند. و (امـا) آن دسـته از زنان را كه از طغیان و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید! و [اگر مـؤ ثـر واقـع نـشـد] در بـسـتر از آنها دورى نمایید! و [اگر آن هم مؤ ثر نشد و هیچ راهى بـراى وادار كـردن آنـهـا بـه انـجـام وظـایـفـشـان جـز شـدت عـمـل، براى وادار كردن آنها به انجام وظایفشان نبود] آنها را تنبیه كنید! و اگر از شما پیروى كردند به آنها تعدى نكنید و [بدانید] خداوند بلند مرتبه و بزرگ است [و قدرت او بالاترین قدرتهاست].

برای روشن شدن زوایای آیه به چند نكته توجه كنید:

1) در ابتدا لازم است متذكر شویم كه روشن است كه خـانـواده به عنوان یـك واحـد كـوچـك اجـتماعى است و همانند یك اجتماع بزرگ باید رهبر و سرپرست واحدى داشته باشد، زیرا رهبرى و سرپرستى دسته جمعى كه زن و مرد مشتركا آن را به عـهـده بـگـیـرنـد مـفـهـومـى نـدارد و در نتیجه مرد یا زن، یكى باید "رئیس" خانواده، و دیـگـرى "مـعـاون" و تـحـت نـظـارت او بـاشد.
در اسلام اساسا مدیریت اشتراكی موجب فساد معرفی شده است. در این زمینه روایات متعددی وارد شده است. (ر.ك. به كتاب "دراسات فی ولایة الفقیه"، آیت الله منتظری)
قرآن در این آیه تصریح مى كند كه مقام سرپرستى باید به مرد داده شود.

البته مقصود از این تعبیر استبداد و اجحاف و تعدى نیست، بلكه منظور رهبرى واحد منظم با توجه به مسؤولیتها و مشورتهاى لازم است. ایـن مـسئولیت بـه خاطر وجود خصوصیاتى در مرد است، مانند ترجیح قدرت تفكر او بر نیروى عاطفه و احساسات، بر خلاف زن كه نیروى سرشار عواطف او را از مرى متمایز می كند. و دیـگرى داشتن بنیه و نیروى جسمى بیشتر. بـه عـلاوه تـعـهـد او در بـرابر زن و فرزندان نسبت به پرداختن هزینه هاى زندگى، و پـرداخـت مـهـر و تـأمـیـن زنـدگى آبرومندانه همسر و فرزند، این حق را به او مى دهد كه وظیفه سرپرستى به عهده او باشد.
البـتـه مـمـكـن است زنانى در جهات فوق بر شوهران خود امتیاز داشته باشند ولى روشن است كه قوانین به تك تك افراد و نفرات نظر ندارد، بلكه نوع انسانها را به نظری كلى می نگرد؛ و شكى نیست كه از نظر كلى، مردان نسبت به زنان براى این كار آمادگى بـیـشترى دارند.
اگر چه زنان نیز وظایفى باید به عهده بگیرند كه اهمیت آن مورد تردید نیست. مدیریت خانه از امزری است كه اسلام تشویق كرده تا به زنان سپرده شود، و مرد در آن فقط نقش نظارت ایفا نماید.
نـاگـفـتـه پـیـدا اسـت كـه سـپـردن ایـن وظـیـفـه بـه مـردان، نـه دلیل بالاتر بودن شخصیت انسانى آنها است، و نه سبب امتیاز آنها در جهان دیگر، زیرا آن صرفا بستگى به تقوى و پرهیزگارى دارد؛ همانطور كه شخصیت انسانى یك معاون از یك رئیس ممكن است در جنبه هاى مختلفى بیشتر باشد، با وجودی كه رئیس براى سرپرستى كارى كه به او محول شده از معاون خود شایسته تر است.

2) خداوند در این آیه می فرماید كه، زنان در برابر وظایفى كه در خانواده بر عهده دارند به دو دسته اند:
دسـتـه اول : "صـالحان و درستكاران"؛ و آنها كسانى هستند كه خاضع و متعهد در برابر نـظـام خـانـواده مـى بـاشـنـد، و نـه تـنـها در حضور شوهر، بلكه در غیاب او، به تعهدات خانوادگی پایبنىنى و به اصطلاح "حفظ الغیب" مى كنند. «فالصالحات قانتات حافظات للغیب بما حفظ الله»
یعنى مرتكب خیانت ـ چه از نظر مال و چه از نظر ناموس و چه از نظر حفظ شخصیت شوهر و اسـرار خـانـواده ـ در غـیـاب او نـمـى شـونـد.
بـدیـهـى است مردان موظفند در برابر این گونه زنان نهایت احترام و حق شناسى را انجام دهند.
دسته دوم : زنانى هستند كه از وظایف و تعهدات خود سرپیچى مى كنند و نشانه هاى ناسازگارى در آنـهـا دیـده مـى شـود. مـردان در برابر این گونه زنان وظایف و مسؤولیتهایى دارند كه باید مرحله به مرحله انجام گیرد؛ و البته در هر صورت مراقب
بـاشـنـد كه از حریم عدالت تجاوز نكنند.
این وظایف به ترتیب زیر در آیه بیان شده است :
مرحله اول) خداوند می فرماید: زنانى را كه از طغیان و سـركـشـى آنها مى ترسید موعظه كنید و پند و اندرز دهید.
مرحله دوم) مـى فـرمـاید: در صورتى كه اندرزهاى شما سودى نداد، در بستر از آنها دورى كنید.
مرحله سوم) در صـورتـى كـه سركشى و پشت پا زدن به وظایف و مسؤ ولیتها از حد بگذرد و همچنان در راه قـانون شكنى با لجاجت و سرسختى گام بردارند ـ نه اندرزها تأثیر كند، و نه جـدا شـدن در بـسـتـر و كـم اعـتـنـایـى نـفـعـى بـبـخـشـد و راهـى جـز شـدت عمل باقى نماند ـ آنها را تنبیه كنید. «و اضربوهن»

در اینجا اجازه داده شده كه از طریق تنبیه بدنى آنها را به انجام وظایف خویش وادار كنند.

3) مـمـكـن اسـت ایـراد كـنـنـد كـه چـگـونـه اسـلام بـه مـردان اجـازه داده كـه در مـورد زنـان متوسل به تنبیه بدنى شوند؟!
پاسخ آن است كه اولا، آیه مسأله تنبیه بدنى را در مورد افراد وظیفه نشناسى مجاز شمرده كه هیچ وسیله دیـگـرى در بـاره آنـان مفید واقع نشود، و اتفاقا این موضوع تازه اى نیست كه منحصر به اسلام باشد. در تمام قوانین دنیا هنگامى كه طرق مسالمت آمیز براى وادار كردن افراد به انـجـام وظائف و تعهدات خود، مؤ ثر واقع نشود، متوسل به خشونت مى شوند؛ نه تنها از طریق ضرب، بـلكـه گـاهـى در مـوارد خـاصـى مـجـازاتـهـایـى شـدیـدتـر از آن نـیـز قائل مى شوند، كه تا سر حد اعدام هم پیش مى رود.
ثـانیا، تنبیه بدنى در اینجا - همانطور كه در كتب فقهى نیز آمده است - باید ملایم و خـفـیـف بـاشـد، بطورى كه نه موجب شكستگى و مجروح شدن گردد، و نه باعث كبودى بدن.

مـسلم است كه اگر یكى از این مراحل مؤ ثر واقع شود و زن به انجام وظیفه خود اقدام كند، مـرد حـق نـدارد بـهـانـه گـیـرى كـرده، در صـدد آزار زن بـرآیـد.

اگـر گـفـتـه شود كه نظیر این طغیان و سركشى و تجاوز در مردان نیز ممكن است پدید آید، آیا مردان نیز مشمول چنین مجازاتهایى خواهند شد؟
در پـاسـخ مى گوییم: آرى، مردان هم درست همانند زنان در صورت تخلف از وظایف مجازات مـى گـردنـد، حـتـى مـجازات های سنگین تر! منتها چون این كار غالبا از عهده زنان خارج است، حاكم شرع موظف است كه مردان متخلف را از طرق مختلف و حتى از طریق تعزیر ـ و مجازات بدنى ـ به وظایف خود آشنا سازد.

داسـتـان مـردى كـه بـه هـمـسر خود اجحاف كرده بود و به هیچ قیمت حاضر به تسلیم در بـرابـر حـق نـبـود و عـلى (عـلیـه السـلام ) او را بـا شـدت عمل و حتى با تهدید به شمشیر وادار به تسلیم كرد، معروف است.

در حقیقت اسلام همه را موظف به انجام تعهداتشان می داند، ولی بخشی از وظائف حكومت را ىر تضمین انجام تعهدات، در خانواده، بر عهده مردان گذارده است؛ در حالی كه حاكم شرع خود مباشرتا ناظر بر مرد و انجام تعهدات او خواهد بود.

4) البته باید در نظر داشت بحثهای حقوقی، تنها برای رفع اختلافات و منازعات می باشد، و شیرینی زندگی با بحثهای حقوقی نأمین نمی شود.
اسلام صدها و صدها دستور و سفارش برای زندگی سالم و اخلاقی توام با مهر و محبت به ارمغان آورده است، كه در پرتوی عمل به آنها دیگر اساسا نوبت به اختلاف و مباحث حقوقی نمی رسد.

به این اجمال بسنده كنیم. اگر باز هم نظری داشتید از آن استقبال می كنیم.

موفق و موید باشید.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : شنبه 24/3/1382 | پاسخ : شنبه 24/3/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 21 بار

تگ ها :

UserName