عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد نـهـم - صفحه 450 -  جمهوري اسلامي يعني نظامي با محتواي اسلامي
صفحه : 450
آنهايي كه دم از اقتصاد مي زنند و زيربناي همه چيز را اقتصاد مي دانند از باب اينكه انسان را نمي دانند يعني چه ، خيال مي كنند كه انسان هم يك حيواني است كه همان خوردو خوراك است ! منتها خورد و خوراك اين حيوان با حيوانات ديگر يك فرقي دارد. اين چلوكباب مي خورد؛ او كاه مي خورد؛ اما هر دو حيوانند. اينهايي كه زيربناي همه چيز رااقتصاد مي دانند اينها انسان را حيوان مي دانند. حيوان هم همه چيزش فداي اقتصادش است . زيربناي همه چيزش [است ] الاغ هم زيربناي همه چيزش اقتصادش است . اينهاانسان را نشناختند اصلا كه چه هست . ما بايد باورمان بيايد به اينكه مملكت
ماديگرايي منشاء انحطاط
را نمي دهد كه خانه ارزان گيرش بيايد. مردم همه چيزشان را براي جوانهاشان مي خواهند؛ براي خانمانشان مي خواهند. اين منطق ، يك منطق باطلي است ، كه شايدكساني انداخته باشند، مغرضها انداخته باشند توي دهن مردم كه بگويند ما خون داديم كه مثلا كشاورزيمان چه بشود. آدم خودش را به كشتن نمي دهد كه كشاورزيش چه بشود.چرا همان منطقي كه خود مردم در تمام طول مدت ، و خصوصا در اين آخر، منطقشان بود آن را ذكر نمي كنند؟ همه ديديد كه تمام قشرها، خانمها، ريختند توي خيابانها،جوانها ريختند توي خيابانها، در پشت بامها، در كوچه و برزن و همه جا، فريادشان اين بود كه ما اسلام را مي خواهيم و جمهوري اسلامي مي خواهيم . براي اسلام است كه انسان مي تواند جانش را بدهد. اولياي ما هم براي اسلام جان دادند، نه براي اقتصاد، اقتصادقابل اين نيست . آدم ، اقتصاد را براي خودش مي خواهد؛ خودش را به كشتن بدهد كه اقتصادش درست بشود! اين معقول نيست . يا جوانهايشان را به كشتن بدهند كه نان ارزان گيرش بيايد! اين يك چيز معقولي نيست . آن كه معقول است و عمل شد و همه ديديم وهمه ديديد، اين است كه همان طوري كه در صدر اسلام ، پيغمبر اسلام - صلي الله عليه وآله - و اولياي اسلام همه چيزشان را فداي اسلام مي كردند، براي اينكه در اين فداكاري باخت نيست .
    
x