عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 97 -  سخنراني در جمع بازاريان تهران "سلسله پهلوي - وحدت كلمه "
سخنراني
زمان : 19 بهمن 1357 / 10 ربيع الاول 1399
مكان : تهران ، مدرسه علوي
موضوع : سلسله پهلوي دست نشانده بيگانگان - ايستادگي ملت در برابر ابرقدرتها -وحدت كلمه
مناسبت : راهپيمايي در حمايت از دولت موقت
حضار: بازرگانان و اهالي بازار تهران
صفحه : 97
سلسله پهلوي دست نشانده اجانب
ايستادگي ملت در برابر ابرقدرتها
مي دانيد كه بعد از آن سالهاي رنج و عقده هايي كه ملت ما پيدا كرد، به قيام همگاني
بسم الله الرحمن الرحيم
ايشان فرمودند كه پانزده سال ، (1) و من عرض مي كنم كه پنجاه و هفت - هشت سال .رنج ملت ما از زمان رضا شاه شروع شد و كساني كه آن زمان سياه را به خاطر دارندمي دانند كه رضا شاه با اين ملت چه كرد. رضا شاه ، به حسب آنچه در راديو دهلي بود،منصوب از طرف انگلستان بود. براي سركوبي ملت ما! و بعد از رضا شاه ، محمدرضا ازطرف قواي ثلاثه ، از طرف امريكا و انگلستان و شوروي ، تحميل شد بر ما؛ چنانچه دركتاب خودش اين مطلب را دارد كه آنها صلاح ديدند كه من باشم . البته آنها صلاح خودشان را ديدند! براي اينكه نوكري بهتر از او كه همه خزاين ملت ما را به آنها بدهدتسليم كند و مملكت ما را از حيث كشاورزي ، از حيث بازرگاني ، از همه چيزها عقب رانده كند و به نفع آنها بكند [نداشتند]؛ البته آنها او را "مامور" كردند و خودش هم مي گويد "ماموريت براي وطنم "! ! اين "ماموريت " همان است ، نه اينكه يك چيز ديگربوده [باشد].
صفحه : 98
عدم استقرار حكومت مردمي در ايران
ملت ، آن قدرت شيطاني عظيم و آن قدرتهاي بالاتر از همه قدرتها، كه قدرتهاي شيطاني [بودند]، قدرت امريكا، قدرت شوروي ، قدرت چين ، انگلستان - اينها همه پشتيباني كردند از او، لكن ملت وقتي كه يك مطلبي را خواست ، با مشت گره كرده در مقابل همه اينها ايستاد و همه را شكست داد. و من مي دانم كه بازار تهران مركز فعاليت سياسي -اسلامي هميشه بوده است . بازار تهران بود كه هميشه باعث مي شد كه كارهايي كه علماپيشنهاد مي كردند، يا كساني كه دلسوز به اين مملكت بودند پيشنهاد مي كردند، به پشتيباني بازار تهران و بازرگانان تهران اين امور انجام مي شد. و من بايد تشكر كنم از همه اصناف و اشخاصي كه بازاري هستند، به هر صورتي كه هستند، من بايد از آنها تشكر كنم كه در اين نهضت سهم عظيمي آنها داشتند. و اگر بازارهاي ايران نبود معلوم نبود كه مابتوانيم به مقصد برسيم . اين پشتيباني بازارهاي ايران و پشتيباني ساير اصنافي كه ما داريم ،اين اسباب اين شد كه الحمدلله تاكنون به اين پيشرفت عظيم رسيده است . ولي باز اول كار است ؛ بايد تتمه اينها هم به قبرستانها بروند و بعد از آن فرض ، يك حكومت اسلامي ؛كه حكومت از جانب ملت باشد، ملت تعيين كند آن را، مستند به ملت باشد.
ما در طول تاريخ ايران يك حكومت مستند به ملت نداشتيم . زمان سلاطين سابق كه اصلا ملتها به حساب نمي آمدند، و باب باب قلدري بود! از زمان رضا شاه به اين طرف هم كه ما اطلاع داريم و در مشاهدات ما بوده ، باز همين معنا بود. بنابراين يك حكومت ملي ، يك سلطنت ملي ، يك انتخابات ملي در اين وطن نبوده است ؛ از اينكه اين انتخابات و مجالس مجالس ملي نبوده است . دولتهاي ناشي از اين مجلس هم غيرقانوني است ، و مستند به آراي ملت نبوده است . اين شخصي هم كه الان به جاي محمدرضا خان و به امر محمدرضا خان به مسند وزارت نشسته است ، ايشان هم [كه ] ادعا مي كند من "ملي " هستم قانوني هستم ، نه قانوني هست و نه ملي هست . اما ملي نيست براي اينكه احترام به اين ملت هيچ نمي گذارد، احترام به اين فريادهايي كه الان هم در بين خيابانها
صفحه : 99
هست نمي گذارد؛ و اما قانوني نيست براي اينكه منشاش مجالسي است كه آنها قانوني نيستند. و خود ايشان هم قبل از اينكه به وزارت برسد تصديق داشت به اينكه مجلسين قانوني نيستند. حالا كه به وزارت رسيده مي گويد كه قانوني هستند! البته اشخاصي كه اينطور باشند كه آنكه به نفع خودشان است يكجور است ، آنكه به نفع خودشان نيست يك موضوع ؛ اگر به نفع او شد قانوني است ، اگر به نفع ما شد غيرقانوني است .
رمز پيروزي و تقدم
اين مسائلي است كه بازار با ما هميشه شريك بودند در اين مصايب و در اين پيشرفتها.لكن آنچه بايد عرض كنم ، رمز اين تقدم و پيروزي وحدت كلمه بود. اگر وحدت كلمه نبود اين پيروزي حاصل نمي شد. شما مي بينيد كه الان از مركز تا هر جا برويد، تمام مملكت با هم ، يك مطلب ، يك شعار دارند؛ يك شعار، آن هم شعار اسلامي . شعاراينكه رژيم را ما نمي خواهيم ، سلطنت اين سلسله را نمي خواهيم ، و حكومت اسلامي مي خواهيم ، حكومت عدل اسلامي مي خواهيم . اين وحدت كلمه كه در بين يك ملت حاصل شد، آن وقت مي فهميم به اينكه اين قدرتهاي بزرگ با وحدت كلمه ملت نمي توانند كاري بكنند. چنانچه ما ديديم اين معنا را. و من اميدوارم كه اين وحدت كلمه تا آخر محفوظ بماند.
حساسترين مقطع تاريخ
و عرض مي كنم كه الان مملكت ما حساسترين زمان تاريخ را دارد مي گذراند: يعني تحول از "طاغوت " به حكم "الله "، تحول از ظلم به عدل ، تحول از خيانتها به امانتها. اين حساسترين وقتي است كه ما الان درش واقع هستيم . و لهذا بر من كه يك طلبه هستم و برشما آقاياني كه بازرگانان هستيد و بر علماي اعلام و بر طلاب علوم دينيه و بر دانشگاهيها،بر كارگران ، بر اجزاي ادارات ، بر دهقانان ، بر همه اينها واجب است كه از اين نهضت پشتيباني كنند؛ كه اگر خداي نخواسته از اين پشتيباني نشود تزلزلي در اين پيدا بشود، تا ابدما ديگر زير بار اينها هستيم . فهميدند اينها كه آن چيزي كه قدرت دارد، وحدت ملت و
صفحه : 100
اسلام است . تحت بيرق اسلام است كه اين قدرت حاصل شده است ، و مي تواند باابرقدرتها مقابله كند. اين معنا را كه فهميدند آنها، درصدد برمي آيند كه اين قدرت رابكوبند. و دنبال اين هستند كه علما را از شما جدا كنند، شما را از علما جدا كنند، دانشگاه را از علما جدا كنند، دانشگاه را از بازار جدا كنند. [بين ] همه اينها به هم [بزنند] كه اين وحدت كلمه از بين برود و بعد كارهاي خودشان را بكنند. و بعيد هم ندانيد كه اينها همان رژيم سلطنتي را بخواهند حفظش كنند؛ گرچه ديگر به نظر انسان نمي رسد كه يك چيزپوسيده اي را هم اينها بخواهند! و لهذا ديديد كه محمدرضا وقتي كه پناه برد به [ابرقدرتي كه ] دنبال او بود، يعني پشتيباني ازش مي كرد، راهش نداد در مملكت خودش ! (2) اينها اينطورند كه هر وقت به منفعتشان باشد، يك فردي را [حمايت ]مي كنند.
به اميد ايراني آباد
بايد ما همه متنبه باشيم كه ان شاءالله از حالا همان طوري كه تا حالا قدرتها با هم بوده است ، پشتيباني بوده است ، بازار از كارگرها، كارگرها از بازار، همه از علما، علما از آنها،پشتيباني كردند و همه با هم در صف واحد همه با هم فرياد كردند و همه با هم خواستنداين مسائل دينيه و مسائل اسلاميه و انسانيه را، از حالا به بعد هم تا آخر نهضت ان شاءالله باقي باشد؛ تا اينكه به يك ايران كه مال خودمان باشد نه همه مخازنش را به اين و آن بدهند، [برسيم ] يك ايراني كه زراعتش را خودمان بكنيم نه آنجايي كه زراعت مي شوداسرائيل بكند، و زراعتش هم از دست ما بگيرند و تمام بشود همه چيز.
من از خداي تبارك و تعالي توفيق همه شما را مي خواهم .
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته