عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 50 -  پاسداري از منافع امريكا با شعار "مليت "
زمان : 14 بهمن 1357 / 5 ربيع الاول 1399
مكان : تهران ، مدرسه علوي
موضوع : نيرنگ عوامل امريكا در پوشش مليت - حكومت اسلامي
حضار: اعضاي كميته برگزاري استقبال
سخنراني
صفحه : 50
من نمي دانم چطور از عهده مراتب اين زحمات برآيم . من خدمتي كه مورد پسندباشد نكردم . و من از خدا مي خواهم كه توفيق بدهد كه همه ما خدمت بكنيم به اين كشور، خدمت بكنيم به احكام اسلام .
پاسداري از منافع امريكا با شعار "مليت "
بسم الله الرحمن الرحيم
امروز روزي است كه اين مرحله اي كه ما طي كرديم به مرحله حساسي رسيده است ،به طوري كه براي همه ما تكليف الهي ايجاد شده است . همه ما مكلف هستيم كه در اين مرحله اي كه بين موت و حيات هست ، كه از اول تا آخر استقلال است ، ما بايد در اين موقع هيچ غفلت نكنيم . غفلت يك آن براي ما گران تمام مي شود. الان وقتي است كه حيله ها به راه افتاده است و از هر راهي مي خواهند ما را بازي بدهند، ملت ايران را بازي بدهند. امروز دوباره از سر راجع به اينكه ما مي خواهيم آزادي بدهيم و ما مي خواهيم - نمي دانم - چه بكنيم ، مهلت به ما بدهيد! از اين حرفهايي كه هميشه شاه مي گفت وخدعه مي كرد و ما به آن گوش نكرديم ، حالا نوكر شاه (1) دارد اين حرفها را مي زند. اينهامي خواهند همان قدرت را برگردانند. اينها نوكرهاي امريكا هستند؛ اينهايند كه باز منافع امريكا را به اسم مليت ، به اسم اسلام ، به اسم قوميت ، به اسم ملت ، به اسم - نمي دانم -خدمتگزاري ، مي خواهند منافع امريكا را حفظ بكنند؛ مي خواهند منابع شما را به اجانب بدهند؛ مي خواهند شما را تحت اسارت قرار بدهند.
صفحه : 51
در راه دستيابي به حكومت اسلامي
من از همه شما آقايان تشكر مي كنم كه در اين موردها زحمت كشيديد لكن زحمتي
و الان وقتي است كه غفلت در آن مصادف با انتحار و خودكشي است . غفلت نبايدكرد؛ بايد اين نهضت را ادامه داد. بايد خيابانها را پر از جمعيت كرد. بايد همه مردم آگاهانه بريزند توي خيابانها و اين بنيان فاسد را از بين بردارند. چيزي ديگر از آن نمانده است جز يك حشاشه اي - چيز مختصري ؛ اين هم بايد با همت شما مردم مسلمان ، با همت ملت ايران ، بايد اين هم از ميان برداشته بشود تا ما برسيم به يك حكومت اسلامي ، به يك حكومت عدل ، به يك حكومتي كه نه منافع شما را تواند بخورد، نه تواند به غيربدهد. ما يك همچو حكومتي مي خواهيم . يك حكومت ملي اسلامي . يك جمهوري كه متكي بر راي خود مردم باشد. مردم آزادانه راي بدهند نه مثل اين پنجاه سال كه هيچ كس در هيچ چيز آزاد نبود؛ نه مثل اين سي و چند سال كه ما به اسارتها كشيده شديم ، به زحمتها كشيده شديم ؛ منافع ما، [سرمايه ]هايي كه ما داشتيم ، مخازن ما را بردند خوردند.الان هم در بانكهاي خارجي اينهايي كه مال مخازن ما هستند موجود است به اسم محمدرضاخان ، به اسم عائله او، به اسم - مثلا - آنهايي كه وابسته به او هستند. همه [داراييهاي ] ما را آنها برده اند. يك ملتي را فقير كردند و از اينجا رفتند و فرار كردند.
وحدت كلمه ، كليد پيروزي
ما از همه شما جوانها تشكر مي كنيم كه در اين موقع همه با قدرت ، همه با اراده ، همه باخواستهاي الهي بپا خاستيد و كارهاي خودتان را زمين گذاشتيد و اين كار بزرگي كه به عهده همه ماست دنبال كرديد. و رمز پيروزي شما وحدت كلمه [است ] و اينكه همه تان يك مطلب را مي خواهيد. الان همه ملتها، ملت ايران در هر شهري ، در هر دهي ، در هرقصبه اي همين مطلب را مي خواهد: نبود شاه كه نيست ان شاءالله ، نبود رژيم كه نيست ان شاءالله ؛ نبود دولت غاصب كه نيست ان شاءالله ؛ ايجاد حكومت اسلامي و جمهوري اسلامي كه خواهد بود ان شاءالله .
صفحه : 52
بوده است كه براي خادم خودتان كشيديد، زحمتي بوده است كه براي خدمتگزارخودتان كشيديد. من خدمتگزار شما هستم . من مي خواهم كه شما عزيز باشيد. من خدمتگزار ملت هستم . من مي خواهم ملت اسلام سربلند باشد، مستقل باشد؛ نه مثل حالاكه ما بايد همه چيزمان از جاي ديگر باشد. و همه مسائل سياسي مان را ديگران نقشه بكشند، همه مسائل اجتماعي مان را ديگران نقشه اش را بكشند، فرهنگ ما را ديگران برنامه بدهند، ارتش ما را ديگران - مستشار ديگران اداره بكنند. من مي خواهم كه همه شما مستقل باشيد. و اين ته مانده اي كه از استعمار مانده است و حالا به اظهار "مليت " واينها دارد كسب بيت المال را مي كند، اين را هم بزنيد پرتش بكنيد. وان شاءالله حكومت اسلامي نزديك است . .