عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 496 -  نمونه اي از رفتار حاكم اسلامي
صفحه : 496
تبليغات پوچ آريامهري
مي خواهند شلوغ بكنند كه امريكايي ها دوباره برگردند به اينجا، خوب تكليف ما اين است كه با اينها معارضه بكنيم ؛ تكليف همه ايراني ها اين است .
نمونه اي از رفتار حاكم اسلامي
اينها چه مي خواهند؟ اينها شلوغي مي خواهند. اينها نيتشان حسن نيست ، نيت فاسددارند؛ اينها مي خواهند اين مملكت را دوباره برگردانند به همان حال اول كه اربابها بيايندو همه چيز ما را ببرند و براي ما هيچ نگذارند. شما حالا ملاحظه مي كنيد كه اين قدرتي كه اين مردك (10) داشت و اين تبليغاتي كه اينها داشتند، اين سرپوشي بود؛ اين سرپوش
ما آنها را نصيحت مي كنيم . ما علاقه داريم كه همه افراد ملت ما در رفاه باشند.نصيحت به آنها مي كنيم كه بياييد. شما چه مي خواهيد؟ بياييد هماني را كه شمامي خواهيد، در اسلام بيشترش هست . همان معاني كه شما ادعا مي كنيد، اسلام نقشه اش را دارد؛ اسلام پياده كرده يكوقتي اين را. اسلام يكوقتي حكومتي داشته است كه حاكمش را قاضي اش مي خواهد كه "بيا يهودي عليه تو ادعا كرده ، بيا"! مي رود آنجا باكمال ادب كنار يهودي مي نشيند. وقتي هم كه قاضي مي گويد "يا اباالحسن "، مي گويند:"نه ، به من نگو اباالحسن ؛ براي اينكه بايد با من مساوي صحبت كني ". (9) شما همچودمكراسي در دنيا اطلاع داريد كه رئيس دولت را قاضي منصوب از قبل خودش ، احضاركند و او حاضر شود و بعد قاضي بر ضد او حكم كند و او هم قبول كند و تسليم بشود؟ چه مي خواهيد بگوييد؟ اين روساي "كرملين " اينطور هستند؟ اين روساي امريكا اينطورهستند؟ اين روساي انگلستان اينطور هستند؟ يا ادعا هست ؟ مي شود يكوقتي مثلا يكي ازروساي اينها را كسي بخواهد در محكمه كه بياييد يك كسي به شما ادعا دارد؟ يا گفتن همان و اعدام آن آدم همان ! ؟