عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 473 -  سخنراني در جمع مديران دبيرستانهاي قم "كمبود نيروي انساني متعهد"
سخنراني
موضوع : خطر اختلاف افكني استعمار - آراي فوق العاده و بي مانند مردم به جمهوري اسلامي -كمبود نيروي انساني متعهد
زمان : 15 فروردين 1358 / 6 جمادي الاول 1399
مكان : قم
حضار: مديران و معاونان دبيرستانهاي قم
صفحه : 473
[بسم الله الرحمن الرحيم ]
كارشكني جيره خواران استعمار
از شما آقايان متشكرم كه براي تفقد از من تشريف آورديد، و از اين امر كه توفيق حاصل شده است كه ما با آقايان مواجه باشيم . در اين سالهاي بسيار طولاني ما از هم جدابوديم ، و دستگاه خبيث استعمار كوشش كردند كه بين اقشار ملت جدايي بيندازند. آنهااز اتفاق ما خوف دارند و حالا كه لمس كرده اند اين اتفاق چه هنري دارد، حالا خطربراي ما بيشتر است . آنها سابق كه همين احتمال را مي دادند كه اتحاد بين اقشار براي آنهامضر باشد، جديت كردند كه روحانيون را از مردم جدا كنند، قشر اساتيد را از روحانيون ،بازاريها را از دانشگاه ؛ اقشار ملت را از هم فاصله بيندازند، يك فاصله اي كه همه به هم بدبين باشند: دانشگاهي بدبين باشد به روحاني ، روحاني بدبين باشد به دانشگاهي ، همه باهم بدبين باشند [روحاني ] به بازاري ، بازاري به روحاني . آن وقت كه احتمال اين رامي دادند كه اگر اينها با هم باشند منافع آنها به خطر مي افتد، آنها جديت داشتند بر اينكه اين قشرها را از هم جدا كنند. حالا كه در اين نهضت لمس كردند اين معنا را كه وحدت ملت با اتكا به خداي تبارك و تعالي آنها را عقب [زد] و دست آنها را كوتاه كرد از منافع ما، الان خطر بيشتر است ؛ يعني آنها در پي شيطنت بيشتر هستند و كارمندهايشان ، آنهايي كه جيره خوار آنها هستند، با لباسهاي مختلف ، با طرزهاي مختلف ، در بين ملت مي خواهند جدايي بيندازند. و الان ملاحظه مي كنيد كه در همه اقطار مملكت يك
صفحه : 474
دستجاتي كه جيره خوار آنها هستند مشغول كار شده اند كه اين حكومت را نگذارند آرام باشد و نگذارند متحد باشد.
رفراندم از نظر كميت و كيفيت
اينها در اين رفراندم همچو شكست خوردند كه الان ديوانه شدند! يك همچورفراندمي در تمام دنيا سابقه ندارد، در همه دنيا همچو رفراندمي سابقه ندارد. 35 ميليون جمعيت در صورتي كه شانزده سال به بالا راي بايد بدهند، بيست ميليون بيشتر - [حتي ]يك قدري بالاتر - راي بدهند و از بيست ميليون و قدري بالاتر، صد و چهل و چند هزارمخالف ! در صورتي كه در قم كه ما بوديم ، آمدند گفتند كه يك زني تقلب كرده است ، وتقريبا شايد اين هشتاد رايي كه در قم انداختند يك مقداريش هم راجع به آن تقلب مي شود وگرنه قمي [ها] صددرصد موافق اسلام هستند؛ قمي نمي شود مخالف اسلام باشد. اين هشتاد راي يا از خارج [قم بوده ] - خوب در قم از خارج هم بودند - يا از خارج اين عناصر فاسده [كه ] هستند، [بوده ] يا آن تقلبي كه آن زن كرده است در بعضي جاهاي ديگر هم شايد شده باشد. امروز از كردستان هم گفتند كه آمده اند. بعضي از كرمانشاه هم آمده اند كه در آراي آنجا هم تقلب شده است ، والا آنجا هم راي بيشتر بود. ما توقع صددرصد داشتيم البته ، ولكن اين هم صددرصد است ؛ صددرصد! در صورت اينطوراست . در بين اينها در يك روزنامه بود، ديدم كه يا كسي نقل كرد كه يك نفر گريه مي كردو از او پرسيدند علت گريه را؛ گفت من اشتباه كردم و راي منفي دادم در صورتي كه مي خواستم راي مثبت بدهم ؛ و من جهنمي شدم ! در هر صورت دو مسئله هست : يك مسئله عدد است كه در تاريخ همچو عددي نمي توانند نشان بدهند كه از سي و چندميليون جمعيت ، بيست ميليون راي بدهند؛ يك جهت هم كيفيت است كه بالاتر است .يك وقت اين است كه مردم مي روند راي مي دهند، يك وقت علاقه و عشق [هم ]دارند. اين شانزده ساله ، كمترها - كه بعضي شان اينجا پيش من هم آمدند - به قدري ناراحت بودند از اينكه چرا ما نبايد راي بدهيم ! اينها از اينكه راي نداده اند و نبايد راي
صفحه : 475
افروخته نگه داشتن آتش انقلاب
اگر اين عشق و علاقه اسلامي محفوظ بماند، در ساير چيزها هم همين طوريم ؛ و اگر- خداي نخواسته - اين عشق و علاقه اسلامي يك وقت سستي پيدا كند و محفوظ نماندآن وقت نمي دانم چه خواهد شد! البته ما مراحلي [در] پيش داريم ؛ مرحله مجلس موسسان در پيش است ، و مرحله انتخابات هم در پيش است و ديگر زمان سابق نيست كه به ما تحميل بكنند. ما خودمان هستيم ؛ با پاي خودمان مي رويم و راي مي دهيم . نه كسي به ما تحميل مي كند و نه زورگويي هست در كار. عشق و علاقه ! اگر اين عشق و علاقه اي كه در رفراندم بود باقي اش بداريم يعني نهضت را افروخته نگه بداريم [و] نگذاريم خاموش بشود، در آن دو مرحله هم ما برد داريم ؛ و وكلايي كه مي خواهيم بفرستيم به مجلس موسسان و بعد هم به مجلس شورا، وكلايي هستند كه صددرصد ملي ، متدين . نه منحرف به چپ و نه منحرف به راست ؛ از خودمان باشند و مصالح خودمان را در نظربگيرند.
بدهند، از اين ناراحت بودند. و مردم با يك عشق و علاقه اي راي دادند كه اين كيفيت هم هيچ سابقه ندارد. پس رفراندم ما، نه در كيفيت سابقه دارد و نه در كميت .
و اگر - خداي نخواسته - سستي پيدا بشود، آن وقت البته خطر هست كه آن وكلاي غيرصالح هم به ما تحميل كنند، يعني بروند به مجلس . در هر صورت ، آني كه الان مهم ماست اين است كه اين آتشي كه افروخته شده - و اين را خدا افروخته است ، اين [را] بشرنمي تواند؛ يك آتشي است كه خدا افروخته است - اين آتش كه با تاييد خدا افروخته شده است ما نگهش داريم ، افروخته نگهش داريم . مادامي كه اين آتش هست و افروخته است ما پيروز هستيم ؛ و اگر - خداي نخواسته - اين [آتش ] افسرده بشود و رو به افسردگي برود، من خوف دارم كه باز برگرديم به يك مراحل بدي ، مراحلي كه مثل سابق باشد.خدا نكند يك همچو روزي پيش بيايد؛ و ان شاءالله پيش نخواهد آمد. خداوند ان شاءالله همه شما را تاييد كند.
صفحه : 476
البته تكليف من اين است كه وقتي يك قدري راحت بشويم ، درس بگويم ؛ طلبه ها رانصيحت كنم و با طلبه ها[يي كه ] سر و كار داريم اينها را نصيحت كنم . و تكليف شماآقايان اين است كه اين جوانها را بار بياوريد به طوري كه پرورش [پيدا] كنند؛ همان آموزش تنها نباشد.
سابق نه آموزش بود نه پرورش ؛ يعني نمي گذاشتند، وضع را جوري كرده بودند كه هم جلو معلومات جوانهاي ما را مي گرفتند و نمي گذاشتند رشد بكنند، و هم جلو پرورش را كه پرورش صحيح نكنند. اين همه مراكز فساد كه در ايران ايجاد كردند - همه چيزهايي كه براي آموزش و پرورش بود، اينها تبديلش كردند به مركز فساد! مثلا فرض كنيد سينما؛سينما يك جايي است كه براي آموزش است ، براي پرورش است [يا] راديو - تلويزيون ؛همه اينها تا وقتي كه رسيد اينجا، به دست اينهايي كه مامور بودند از طرف غير كه وطن رابه اين حال درآورند و "ماموريت براي وطن " داشتند، اينها را منقلب كردند به يك چيزي كه برخلاف بود. حالا از اين به بعد بايد همه اينها يك دستگاه پرورش باشد، يك دستگاه آموزش باشد. راديو همين طور، تلويزيون همين طور، تئاتر همين طور، همه اينها.
اسلام با خود اينها مخالف نيست ؛ اسلام مي خواهد اينها را مهذب كند يعني درخدمت اسلام ، در خدمت تربيت جوانها قرار بدهد. و ما هم ماموريم اين جوانهايي را كه دست ما هستند و با آنها رابطه داريم ، اينها را بايد تربيت اسلامي ، تربيت ديني و متوجه به مسائل روز كنيم . جوري باشد كه از اول ، اين بچه ها و جوانها مسائل روز دستشان باشد وبفهمند كه بايد چه بكنند در آتيه . در پهلوي علم بايد اين پرورش باشد، و شما آقايان البته موظفيد كه اين كار را بكنيد. در همه قشر ايران ، (1) همه معلمين [و] همه دانشمندان بايداين كار را بكنند؛ كه بعد از يك مدتي ايران متبدل بشود به يك چيز ديگري .
مسئوليت ما و شما
صفحه : 477
تربيت نيروي انساني متعهد و سالم
شما ملاحظه بكنيد؛ الان ما وقتي [مي خواهيم ] يك دولت صالحي درست بكنيم ،هرچه مي گرديم پيدا نمي شود. سه تا، چهار تا، پنج تا آدم پيدا مي شود كه اينها هم از همه جهات جامع نيستند. چرا؟ براي اينكه در اين پنجاه و چند سال كوشش شد كه نگذارندانسان درست بشود، نگذارند يك رجال فهميده صحيح درست بشود. سابق (2) مسائل اينطورها نبود اما حالا اينطور است . ما الان در يك وضعي واقع شديم كه نه نيروي انساني صحيحي داريم و نه اقتصاد و [نه ] ساير [امور]. و از همه بالاتر همين است كه ما نيروي انسانيمان كم است . در هر اداره اي كه بخواهيم ، الان كلاه كلاه مي كنند. در اين وزارتخانه ها كلاه كلاه مي كنند. نه اينكه مي خواهند نشود؛ نمي توانند! البته همه ميل دارند به اينكه وزارتخانه اي كه دستشان است صالح باشد، خوب باشد. اينها اشخاص اميني هستند لكن از باب اينكه اشخاص [صالح ]ندارند، از باب اينكه [نيروي متعهد را]فاقدند، از اين جهت كلاه به كلاه مي كنند و بعضي وقتها [افراد] هم بد از كار درمي آيند.بايد با كوشش همه اقشار، خصوصا آنهايي كه معلم هستند، در دانشگاهها استاد هستند[نيروي انساني درست شود]. در دبيرستانها، در دبستانها، از همان اول كه بچه هاتحويلشان داده مي شود بايد مسئول تربيت آنها باشند، مشغول اين باشند كه اينها را تربيت كنند، يك تربيت صحيح اسلامي ؛ كه در تربيت صحيح اسلامي همه [خصوصيات ]است . يعني يك مسلم اگر همان طوري كه اسلام مي خواهد بزرگ بشود، اين ممكن نيست كه به مملكت خودش خيانت بكند؛ ممكن نيست كه به برادر خودش ، به همسايه خودش ، به همشهري خودش ، به يك آدم غريبه خيانت بكند. اصلا خيانت منتفي مي شود. ما بايد كوشش كنيم كه افراد صالح درست بكنيم . من از خداي تبارك و تعالي توفيق شما آقايان را مي خواهم و سلامت همه را طالبم .