عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 463 -  دمكراسي غربي ، دمكراسي اسلامي
صفحه : 463
معيار برتري در جامعه اسلامي
ما باك نداريم كه در غرب به ما صحبتي بكنند، و كساني كه ادعا مي كنند كه ما حقوق بشر را مراعات مي كنيم به ما اشكال بكنند. ما بايد روي ميزان عدل رفتار كنيم . ما بعدخواهيم فهماند به آنها كه معني دمكراسي چيست . دمكراسي غربي اش فاسد است ،شرقي اش هم فاسد است ؛ "دمكراسي اسلامي " صحيح است و ما بعدها اگر توفيق پيداكنيم به شرق و غرب اثبات مي كنيم كه اين دمكراسي كه ما داريم ، اين دمكراسي است نه آنكه شما داريد و طرفدار سرمايه دارهاي بزرگ هستيد و نه اينكه آنها دارند وطرفدارهاي ابرقدرت هستند و همه مردم را در اختناق عظيم گذاشتند.
باشند، ادارات دولتي روي موازين اسلامي باشند. بايد مملكتي كه رنگ طاغوت داردمبدل بشود به مملكتي كه رنگ الله دارد. بايد مملكت طاغوتي به مملكت الهي تبديل بشود.
اختناق در اسلام نيست ؛ آزادي است در اسلام براي همه طبقات : براي زن ، براي مرد، براي سفيد، براي سياه ، براي همه . مردم از اين به بعد بايد از خودشان بترسند نه ازحكومت ؛ از خودشان بترسند كه نبادا خلاف بكنند. حكومت عدل [از] خلافهاجلوگيري مي كند، جزا مي دهد. ما از خودمان بايد بترسيم كه خلاف نكنيم والا حكومت اسلام خلاف نخواهد كرد. ديگر قضيه سازمان امنيت در كار نيست ، زجرهاي سازمان امنيت ديگر در كار نيست ؛ ديگر نمي توانند پاسبانها به ما زور بگويند و به ملت ما زوربگويند. ديگر نمي تواند دولت به ملت زور بگويد؛ دولت در حكومت اسلامي درخدمت ملت است ، بايد خدمتگزار ملت باشد. و ملت چنانچه نخست وزير هم يك وقت ظلم كرد، در دادگاهها از او شكايت مي كند و دادگاهها او را در دادگاه مي برند؛ و جرم اواگر ثابت شد، به سزاي اعمالش مي رسد. اين ديگر آنطور نيست كه در اسلام بين نخست وزير و بين غير نخست وزير فرق داشته باشد. خليفه مسلمين در صدر اسلام با
دمكراسي غربي ، دمكراسي اسلامي