عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 442 -  نبود رعب در نظام اسلامي
صفحه : 442
اين حال سرباز اسلامي است كه بين خودشان محبت ، محيط محيط محبت [است ].همين طور كه الان اين محيطي كه ما الان نشستيم ، يك محيط محبتي است ديگر. قبل ازاين نه آقاي سرتيپ در يك همچو مجالسي [شركت مي كرد]، اينطور اجتماع با ما گاهي در پاريس بود، اما نه ايشان (4) در يك همچو مجالسي [بودند] و نه شما در اين مجالس بوديد و نه شما با اينها مجتمع . همه را - جوري كرده بودند كه همه را - از هم جدا كرده
مي شود كه مي فرمايد كه اگر انسان - قريب به اين معنا - بميرد، اين برش عيبي نيست ، نبايدبر او خرده گيري كنند. (3) بين خودشان رحيم ، دوست ، رفيق ؛ به طوري كه هيچ رعبي درآن محيط نبوده است .
اگر يك كسي وارد مي شد بر آن ، همچو نبود كه حشمتي داشته باشد، بترسد. ترسي تو[ي ] كار نبوده است ؛ عدل بوده است . در حكومت عدل ، هر كسي از خودش بايدبترسد. [كه ] مبادا تخلف كند و الا از سرباز مملكت عدل ، از ارتش مملكت عدل ، ازشهرباني مملكت عدل ، هيچ ترسي نيست ؛ براي اينكه اينها همه با محبت با مردم رفتارمي كنند.
همين حضرت امير - سلام الله عليه - كه رفتارش با داخله اينطور بود و مثل يك نفرعمله گاهي كار مي كرد. خودش همان وقتي كه بيعت كردند با آن ، اسباب كارش رابرداشت و رفت يك قناتي داشت خودش مي كند؛ بعد هم كه آب داد وقفش كرد. اين آدم كه وضعش اينطور بود، وقتي در مقابل دشمن مي ايستاد، فرياد كه مي كرد، دلها را چه مي كرد. شمشير را كه مي كشيد از اين ور، وقتي - مي گويند كه ضربات علي يكي بوده - ازاين ور مي زد دو نيم پاره مي شد؛ از اين ور هم مي زد دو تا مي شد؛ شدت داشت در مقابل آنها.
نبود رعب در نظام اسلامي