عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 440 -  محبت با دوستان و انعطاف ناپذيري در برابر دشمنان
زمان : 9 فروردين 1358 / 30 ربيع الثاني 1399
مكان : قم
مناسبت : در آستانه برگزاري رفراندم جمهوري اسلامي
موضوع : چگونگي برخورد با دوستان و دشمنان
حضار: جمعي از قواي نظامي جمهوري اسلامي
سخنراني
صفحه : 440
[بسم الله الرحمن الرحيم ]
شما ملاحظه كنيد، بزرگتر مرد عالم كه بعد از رسول الله حضرت امير - سلام الله عليه -در حالي كه مملكتش چندين مقابل مملكت ايران بوده است ، آن وقتي كه ايشان خلافت
چقدر موجب افتخار است كه همچو جوانهاي برومندي در مملكت ما در خدمت اسلامند. چقدر من شاد هستم از اينكه ما با هم در يك مجلس مجتمع هستيم و يك محيط محبت است . ديروز هم من با يك دسته از آقايان كه آمده بودند - از ارتشيها - اين مطلب را گفتم ؛ و حالا هم بايد عرض كنم . . . يكي از فرقهاي بين دولتهاي غير اسلامي - دولتهاي طاغوتي - دولت اسلامي اين است و بايد هم اين باشد كه در دولتهاي اسلامي محيط محيط محبت است ، محيط برادري است ؛ نه ارتش با مردم جدا هست و نه مردم باارتش جدا هستند؛ و نه يك محيط رعب در كار هست . خداي تبارك و تعالي براي مومنيني كه در خدمت اسلام هستند دو خاصيت نقل مي فرمايد: يكي اينكه بين خودشان محيط محبت است رحما بينهم با هم دوستند، رحيمند، همه به ديگري محبت دارند؛ درمقابل غير اشدا؛ (1) در مقابل كفار و در مقابل اجانب شديد هستند، محكم . بين خودشان دوست و رفيق هستند.
نگاهي به حكومت مولي علي "ع "
محبت با دوستان و انعطاف ناپذيري در برابر دشمنان
صفحه : 441
امنيت اهل ذمه در حكومت علي "ع "
داشتند، از مصر و تمام عربستان و عراق و ايران ، [و] يك مقداري از اروپا زير سلطه ايشان بوده است ، وقتي كه ما ملاحظه مي كنيم رفتار يك همچو سردار بزرگ ، يك همچو رئيس دولت با مردم خودش ، با اشخاصي كه بين خودشان هستند، ملاحظه مي كنيم كه چه جور ايشان رفتار مي كرده است . زندگي اش پايين تر مي خواسته باشد ازهمه افرادي كه در مملكتش زندگي مي كنند. مي فرمايد شايد در يمامه - در سرحدات -يك كسي باشد كه گرسنه باشد. آن وقت ايشان به خودشان آنطور سختي مي دهند، به طوري كه خانواده ايشان نگران بودند از اينطور زندگي كه ايشان مي كند. و ايشان ، همين رئيس دولت ، يك چيز و - غذاي زبري كه داشته است - توي يك ظرفي مي كرده است ،سر آن را مهر مي كرده كه نبادا سر اين را باز بكنند و داخلش يك روغني بكنند، يك چيزي بكنند. (2) با مردم چه جور بود؛ شبها - به طوري كه نقل شده است - دورمي گرديدند تنها و به دوش مباركشان غذا حمل مي كردند دور خانه ها به اشخاصي كه يتيم بودند، فقير بودند، چه بودند، تقسيم مي كردند. و اين معلوم نبود الا بعد از اينكه فوت شدند - شهادتشان - شهيد شدند. آن وقت معلوم شد.
و آنطوري كه نقل كردند در يكي از منازل كه رفتند چند تا بچه كوچك در آن منزل بود؛ گريه مي كردند بچه ها، گرسنه بودند، بعد از اينكه رفتند و خودشان غذا دادند به آنها، چه كردند و بعد حضرت شروع كرد براي آنها يك كاري كرد كه اينها را بخنداند؛حتي مثل اينكه - مثلا - صداي شتر كرد. گفت من آمدم اينجا اينها گريه مي كردند، دلم مي خواهد حالا كه مي روم اينها خندان باشند.
در زندگي روزمره اش با مردم همچو بود كه شنيده بود كه در لشكري كه از معاويه - ظاهرا - آمده بود در يك جايي يك خلخالي را از پاي يك زن يهودي در قلمروامارت ايشان ، يك خلخالي را از پاي يك زن يهودي بيرون آوردند؛ همچه ناراحت
صفحه : 442
مي شود كه مي فرمايد كه اگر انسان - قريب به اين معنا - بميرد، اين برش عيبي نيست ، نبايدبر او خرده گيري كنند. (3) بين خودشان رحيم ، دوست ، رفيق ؛ به طوري كه هيچ رعبي درآن محيط نبوده است .
اگر يك كسي وارد مي شد بر آن ، همچو نبود كه حشمتي داشته باشد، بترسد. ترسي تو[ي ] كار نبوده است ؛ عدل بوده است . در حكومت عدل ، هر كسي از خودش بايدبترسد. [كه ] مبادا تخلف كند و الا از سرباز مملكت عدل ، از ارتش مملكت عدل ، ازشهرباني مملكت عدل ، هيچ ترسي نيست ؛ براي اينكه اينها همه با محبت با مردم رفتارمي كنند.
همين حضرت امير - سلام الله عليه - كه رفتارش با داخله اينطور بود و مثل يك نفرعمله گاهي كار مي كرد. خودش همان وقتي كه بيعت كردند با آن ، اسباب كارش رابرداشت و رفت يك قناتي داشت خودش مي كند؛ بعد هم كه آب داد وقفش كرد. اين آدم كه وضعش اينطور بود، وقتي در مقابل دشمن مي ايستاد، فرياد كه مي كرد، دلها را چه مي كرد. شمشير را كه مي كشيد از اين ور، وقتي - مي گويند كه ضربات علي يكي بوده - ازاين ور مي زد دو نيم پاره مي شد؛ از اين ور هم مي زد دو تا مي شد؛ شدت داشت در مقابل آنها.
نبود رعب در نظام اسلامي
اين حال سرباز اسلامي است كه بين خودشان محبت ، محيط محيط محبت [است ].همين طور كه الان اين محيطي كه ما الان نشستيم ، يك محيط محبتي است ديگر. قبل ازاين نه آقاي سرتيپ در يك همچو مجالسي [شركت مي كرد]، اينطور اجتماع با ما گاهي در پاريس بود، اما نه ايشان (4) در يك همچو مجالسي [بودند] و نه شما در اين مجالس بوديد و نه شما با اينها مجتمع . همه را - جوري كرده بودند كه همه را - از هم جدا كرده
صفحه : 443
بودند و بدبين كرده بودند. اگر يك نفر [نظامي ]وارد بازار مي شد مردم مي ترسيدند.مردم را ترسانده بودند. چرا؟. . . در محيط اسلام و مملكت اسلامي رعب نيست ، و درمحيط طاغوتي رعب است ؛ براي اينكه محيط اسلامي ، نه شخص اولش و نه سردارهايش با مردم جوري نكردند كه از مردم بترسند؛ با مردم محبت كردند؛ مردم همه برادر او هستند، خدمتگزارش هستند. همان طوري كه اينها خدمت به مردم مي كنند،مردم هم خدمت به آنها مي كنند. در يك همچون محيطي كسي ترس ندارد، لازم نيست كه ايجاد رعب بكنند؛ اما در محيط طاغوتي از باب اينكه با مردم بدرفتاري كردند، مال مردم را خوردند، اذيت كردند به مردم ، از مردم مي ترسيدند! چه طور بكنند كه از اين ترس نجات پيدا بكنند، و مبادا چه بكنند! ايجاد محيط رعب مي كنند، محيط را يك محيط وحشت آور درست مي كنند، كه مبادا يك كسي . . . .
دوگل (5) وقتي آمده بود اينجا - ظاهرا دوگل بود كه با شاه با هم رفته بودند توي بازار -خوب ، شاه كه جرات نمي كرد بيرون بيايد! اين بيرون آمده بود رفته بود توي جمعيت .[چونكه ] نمي ترسيد از آنها؛ مردم به او كاري نداشتند. اما خود او مي ترسيد. چرامي ترسيد؟ براي اينكه به مردم بد كرده [بود]. وقتي آدم به كسي بد بكند، از آنهامي ترسد. اين يك مطلب كلي است ، يك سرمشق كلي است براي همه ما كه بايد با اهل [مملكت ]، با رعيت مملكت ، با افراد مملكت ، رفتار رفتار برادرانه و رحمت آميز باشد:رحما بينهم . اينها با هم تبادل رحمت مي كنند؛ اين رحمت به او، او رحمت به اين ؛ اين محبت به او، او محبت به اين و همين جمعيت اگر در مقابل ديگران بايستند. . . [درمقابل ]خصم بايستند، محكم و شديد هستند: اشدا علي الكفار. اين يك دستور كلي است كه اگر بخواهيد وقتي منزل مي رويد با حال آرام ، بي دغدغه - شب به روز بياوريد با مردم خوبي كنيد. وقتي با مردم خوبي كرديد، محبت كرديد، خدمتگزار مردم بوديد، وقتي كه برويد شب منزل ، آرامش براي قلبتان هست ؛ وجدانتان ناراحت نيست .
صفحه : 444
اينهايي كه مردم را اذيت مي كنند وجدانشان ناراحت است ؛ اينطور نيست كه بروندراحت . يك نفر را كشتند و راحت . . . نخير، ناراحتند. منتها البته بعضيها وقتي كم كم زيادشد، عادت مي كنند؛ اين ديگر يك درنده مي شود؛ اين ديگر آدم نيست . بخواهيد كه زندگي مرفه ، زندگي به اين نيست كه پارك چند طبقه (6) آدم داشته باشد. چه بسا اشخاص پاركهاي چند طبقه دارند لكن زندگي شان جهنم است . الان شما زندگي محمدرضا را چه جور مي بينيد؟ همه وسايل آسايش برايش هست لكن آسايش دارد؟ يك آن آسايش دارد؟ ندارد.
ايران ، محيط محبت
آسايش روحي با تربيت اسلامي
آسايش انسان به اين است كه روح انسان راحت باشد. روح انسان وقتي كه راحت شد، اگر يك ناهار - هر جوري باشد - اين با آن مي سازد و اصلا ناراحتي را هم ادراك نمي كند. راحتي انسان به اين است كه انسان وضع روحي اش را جوري بكند كه با اين وضع روحي آسايش برايش پيدا بشود؛ و اين به اسلامي شدن است . اگر انسان اسلامي بشود، تربيت كند خودش را به تربيتهاي اسلامي ، ارتش تربيت كند خودش را به اينكه براي مردم خدمتگزار باشد نه ايجاد رعب بكند، ايجاد رحمت بكند به طوري كه همين طور كه حالا ما همه با هم هيچ كدام از هم نمي ترسيم ، نه من از ايشان (7) نه ايشان از من ،هيچ كدام از هم ترسي نداريم ، اين محيط محبت است .
اين محيط محبت را حفظ كنيد. ايران را يك محيط محبت كنيد - به دست شما - شماپاسدارها، شما ارتش ، آن ژاندارمري ، اين پاسبان ، همه و همه . اگر همه با هم يك وضع اسلامي - انساني پيدا بكنيم ، محيط يك محيط محبت مي شود؛ همه به هم خدمتگزارمي شوند. در اين نهضت و آن وقتي كه مردم مشغول بودند به مخالفت ، خوب ديديد كه
صفحه : 445
اين تحول روحي است كه خداي تبارك و تعالي اين تحول را مرحمت فرموده بود.اين تحول روحي را حفظش بكنيد؛ اين محبت را بين خودتان و اقشار ملت حفظ بكنيد؛ولي در مقابل مخالفين ، در مقابل اعدا، در مقابل مفسدين شديد باشيد؛ محكم مثل يك سد در مقابل آنها. نرم در مقابل هموطنهاي خودتان ، در مقابل برادرهاي خودتان ؛ همين دستور اسلام است ، قرآن اين را مي فرمايد، و همان طور كه روساي اسلام اينطور بودند.خود رسول الله - صلي الله عليه و آله و سلم - ايشان خودشان در جنگها، خودشان واردميدان نمي شدند كه آدم بكشند؛ وضع اينطور بوده است كه نبي رحمت بودند. حتي يك نفر كشته نشده است به دست ايشان . لكن حضرت امير با آن وضعي كه در جنگ داشته است ، از ايشان نقل كرده اند كه ما در شدايد پناه مي برديم به ايشان ! (8) يك همچو. . .سردار بزرگ كه در دنيا نظير ندارد - به حسب نقلي كه از ايشان مي شد - مي فرمايد كه مادر شدايد، وقتي جنگ شديد مي شد، ما پناه مي برديم به رسول الله . يك همچو قوه اي بوده او؛ قدرت الهي بوده . اين يك دستور كلي است كه در آن زمان آنها كرده اند و به سعادت رسيدند و به سعادت رسانده اند.
لزوم حفظ نظم و سلسله مراتب در ارتش
يك وضع انساني پيدا شده بود، يك تحول پيدا شده بود. كه سرباز وقتي كه مي آمد توي كوچه ها، مردم گل به او مي ريختند؛ او گريه مي كرد و به آنها اظهار محبت مي كرد.
در اين زمان [اگر] ما بخواهيم سعيد باشيم ، بخواهيم به سعادت برسيم ، بايد عمل بكنيم . همه با همه دوست و رفيق ؛ سرباز با درجه دار، درجه دار با افسر، افسر با ارشد رفيق باشند لكن اطاعت بكنند. اطاعت مسئله اي است ، رفاقت مسئله اي ديگر. بالايي هاپاييني [ها] را به چشم رحمت نگاه كنند؛ پاييني ها از بالايي ها اطاعت بكنند. اگر بخواهنديك مملكتي محفوظ بماند، بايد ارتش روي ديسيپليني كه دارد محفوظ بماند. روي آن نظمي كه دارد، روي آن نظم رفتار كند. اگر بخواهد به هم بريزد و هر كه [بگويد] "حالا
صفحه : 446
من آزاد شده ام ، نخير زير بار كسي نمي روم "! نه ، اين خلاف آن آزادي است كه خدامي خواهد. آزادي در حدود ضوابط است . "من آزادم حالا، من آزادم سيلي بزنم به ايشان "؛ نه ، آزاد نيستم . "من آزادم اطاعت از - مثلا - فرماندارم نكنم "؛ نه ، اين آزادي نيست . در حدود قواعد و قوانين آزادي هست . يعني شما ديگر از كسي الان اينجا كه نشسته ايد نمي ترسيد. اگر قبل از اين بود، شما خوف اين را داشته ايد كه از اينجا پايتان . . .جمع نمي توانستيد بشويد. حالا اگر هم آمده بوديد، خوف اين را داشتيد كه از اينجا وقتي برويد بيرون ، اين ساواكي ها بيرون نباشند شما را بگيرند و ببرند! و بودند و مي گرفتند ومي بردند. اين به اين معنا - الحمدلله - ما الان آزاديم . لكن معناي آزادي اين نيست كه من هر كاري دلم بخواهد بكنم . من اين را باز هم گفته ام كه خداي تبارك و تعالي ما را به اين آزادي امتحان مي كند. به اين نعمتي كه به ما داده است - كه از همه نعمتها بالاتر است -الان ما را امتحان مي كند كه ببيند با اين آزادي ما چه مي كنيم ؛ با آزادي رفتاري مي كنيم خداپسند يا سوءاستفاده از آزادي مي كنيم ؟ اگر سوءاستفاده از آزادي كرديم ، از امتحان درست در نيامديم و اگر استفاده صحيح كرديم از آزادي ، مرضي خداست ؛ و ان شاءالله خداوند نعمتش را حفظ مي كند به ما.
برادرهاي من ! برادرهاي من ! توجه داشته باشيد؛ اين نعمتي كه خدا به شما داده حفظش كنيد. يك نعمتي به شما داده ، آن نعمت آزادي ، نعمت استقلال ؛ اين نعمت راحفظ كنيد. و آن به اين است كه : همه با هم دوست و رفيق ، و همه با هم بين خودتان رحيم ، و بر ديگران شديد. آنهايي كه مي خواهند چپاولتان كنند، مشت تو[ي ] دهنشان مي زنيد؛ آنهايي كه با شما رفيقند، دست برادري مي دهيد، صورت هم را مي بوسيد.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
ان شاءالله خداوند همه شما را تاييد كند و همه شما در لشكر امام زمان - سلام الله عليه -صف باشيد، باشيد ان شاءالله . خداوند ايشان (9) را هم حفظ كند.