عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 43 -  مطالعات استعمارگران در كشورهاي اسلامي
صفحه : 43
مثلا ساير چيزهايي كه مربوط به ماديتش هست بكند. اسلام اين را هم دارد. آنقدر آيه وروايت كه در سياست وارد شده است ، در عبادات وارد نشده است . شما پنجاه و چندكتاب فقه را ملاحظه مي كنيد، هفت - هشت تا كتابي است كه مربوط به عبادات است ،باقي اش مربوط به سياسات و اجتماعيات و معاشرات و اينطور چيزهاست . ما همه آنها راگذاشتيم كنار و يك بعد را، يك بعد ضعيفش را گرفتيم . اسلام را همچو بد معرفي كرده اند به ما كه ما هم باورمان آمده است كه اسلام [را] به سياست چه ! سياست مال قيصرو محراب مال آخوند! - محراب هم نمي گذارند براي ما باشد - اسلام دين سياست است ؛حكومت دارد. شما بخشنامه حضرت امير و كتاب حضرت امير به مالك اشتر(3) رابخوانيد ببينيد چيست . دستورهاي پيغمبر و دستورهاي امام - عليه السلام - در جنگها و درسياسات ببينيد چه دارد. اين ذخاير را ما داريم ، عرضه استفاده اش را نداريم . ذخيره موجود است ، همه چيز داريم ، عرضه استفاده نداريم . مثل اينكه ايران همه چيز دارد امامي دهند او را به غير. ما كتاب و سنتمان غني است ، همه چيز در آن هست لكن بد معرفي كردند به ما؛ يعني كارشناسها.
از آن وقتي كه راه اروپا باز شد به آسيا و به شرق ، كارشناسها دور افتادند و مطالعه كردند. آنها بيدار بودند و من و شما توي مدرسه ها خواب بوديم ! آنها مطالعه كردند؛وجب به وجب زمينهاي ايران تحت مطالعه قرار گرفته . هر جا نفت بوده نقشه دارند ازآن ، هر جا مس بوده نقشه دارند از آن . در اين بيابانهاي بي آب و علف با شتر آمدند اين كارشناسها؛ رفتند گرديدند مخازن را، جاهايي را، هر چه دارد پيدا كردند و ثبت كردند.مطالعاتشان راجع به ماها هم همين بوده است كه ديده اند آن چيزي كه بتواند جلوي اينهارا بگيرد عبارت از اسلام است و خدمتگزار به اسلام . اسلام را از آن راه كوبيدند؛ جداكردند اسلام را حتي از خود ملت اسلام ، حتي از خود خدمتگزاران به قرآن . خود
3- نهج البلاغه ، نامه 53.
مطالعات استعمارگران در كشورهاي اسلامي