عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 422 -  اطباي ايراني در امريكا
صفحه : 422
مامورين مي آيند دنبالشان و آنها را مي گيرند! قبل از آفتاب مي رفتند در باغات شهر وبعد، آخرهاي شب ، برمي گشتند به محل ما. خودمان اگر يك جلسه خصوصي مي خواستيم داشته باشيم ، به طور متفرق و از كوچه پس كوچه ها بايد برويم و چند نفر باهم مجتمع بشويم و درد دل بكنيم . شما نمي دانيد كه با بانوان قم چه كردند اينها. يك رئيس نظميه بود - كه نمي دانم حالا هست يا از بين رفته است - كه آنطور با بانوان عمل مي كرد كه - از قراري كه گفتند - يك روز دماغش خون آمده بود و نشسته بود، خون دماغش داشت مي چكيد؛ چشمش افتاد به يك زني كه چادر دارد يا روسري دارد؛ اعتنابه خون نكرد و پريد به او! اينطور با [مردم ] عمل مي كردند. و شما شاهديد كه در اين آخر اينها با اين ملت چه كردند؛ چه كشتارهايي در تمام شهرستانها كردند؛ در خود قم چه مصيبتهايي به بار آوردند.
اطباي ايراني در امريكا
و يكي از مصيبتهاي بزرگي كه براي اين ملت بار آوردند اينكه ملت را نسبت به خودشان هم بدبين كردند. اين معنا كه ما اگر يك مريض پيدا بكنيم در تهران ، الان هم مي گويند كه اينجا نمي شود، برويد به - مثلا - انگلستان ، برويد به پاريس ! اين يك مطلبي است كه از دست آنها براي ما پيدا شده است . يعني ما خودمان را باختيم در مقابل آنها.شما گمان مي كنيد كه در آنجا اطباي آنها همچو هستند كه اگر كسي برود آنجا چه خواهدشد! همين مريضهايي كه در اينجا اگر يك دقتي بكنند معالجه مي شوند، وقتي بروند آنجامعلوم نيست درست معالجه بشوند. اينطور نيست كه اطباي آنها يك معجزه اي مي كنند واطباي ما اينطور نيستند. (1) اين يك مطلبي است كه براي تبليغاتي كه اينها كردند، ما به خودمان هم حتي سوظن پيدا كرديم ؛ يعني خودمان هم باختيم خودمان را. شما گمان نكنيد كه اينجا اطبايش - ايران اطبايش - كمتر از اطباي آنجا باشد. الان بسياري از اطبا كه در امريكا هستند ايراني هستند. گفتند شايد قريب پانصد تا يا بيشتر طبيب ايراني هست كه