عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 36 -  ادامه مبارزه ، واجب عقلي و شرعي
صفحه : 36
11- ادعاها و گزافهاي بختيار.
ما نمي توانيم تصور كنيم خيانتهايي كه اينها به ما كردند. اگر ان شاءالله يك حكومت عدلي روي كار آمد، يك حساب و كتابي در كار بود، يك قلم آزاد بود حتي براي نوشتن آن چيزهايي كه اينها دزدي كردند، آن وقت خواهيد ديد كه اين روزنامه ها چه مطالبي پيششان هست كه پيش ما نيست ؛ و اين مردمي كه الان در انزوا زندگي مي كنند چه مسائلي را اطلاع دارند كه من و شما اطلاع نداريم . اينها مملكت ما را به نيستي بردند. و مابرايمان واجب عقلي است ، واجب شرعي است كه در اين موقع دنبال بكنيم ، و اين نهضتي كه ايران بپا كرده است به آخر برسانيم . دست اجانب را از اين خزاين ملي كوتاه كنيم ، و دست اجانب را از مسائل ديني مان كوتاه كنيم ، و اين اختناقي كه از همه اطراف برما سلطه داشت و [شديد] بود، اين اختناق را از بين ببريم و مملكت براي خودمان باشد،خودمان اداره اش بكنيم . خودمان [بسازيم ]، نمي توانيد اداره [بكنيد؟! ](11) مگر دزدي بايد كرد؟ حتما بايد يك دزدي باشد تا بتواند اداره كند؟! اينهمه مردم امين كه ما داريم در خارج كشور، در كشور كه اينها همه تحصيل كرده ، همه جهات را مي دانند، در خارج تحصيل كردند، مطلع هستند، امين هم هستند، يك "دزد"ي را برمي داريم يك "امين "ي را جايش مي گذاريم ، مملكت به هم مي خورد؟! "خير، بايد مسئله انتقال قانوني باشد"!اين ، اينقدر ادراك نمي كند كه مسئله ، مسئله انقلاب است نه مسئله يك رژيمي با رژيم ديگر! مسئله انقلاب است . در مسئله انقلابي اين حرفها نيست ! شوراي انقلاب يا آن كسي كه انقلاب را بپا كرده ، اين مي تواند اين كار را بكند. و در دنيا نظيرش مكرر اتفاق افتاده .همين رژيم عراق و همان رژيم افغانستان كه چند روز پيش از اين [در] افغانستان واقع شد، همين بود كه انقلاب بود و دنيا هم پذيرفت ؛ نه آراي عمومي بود و نه هيچ چيز."خير، انقلاب بايد كه جنگ بشود"؛ ما حالا دو سال است جنگ داريم مي كنيم . مردم بااسلحه سرد يا مشت و - عرض مي كنم كه - اينها و آنها با اسلحه گرم و مسلسل . [در] جنگ
ادامه مبارزه ، واجب عقلي و شرعي