عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 347 -  دستاوردهاي ايمان و وحدت كلمه
صفحه : 347
دستاوردهاي ايمان و وحدت كلمه
نمي شد؛ ايمان مي خواهد. ايمان به خدا اين كار را كرد؛ ايمان به مبادي اسلامي اين كار راانجام داد. همه با هم ، همه با هم گفتند كه ما اسلام را مي خواهيم . اين ايمان بود. قدرت ايمان غلبه كرد بر اين قدرتها و الا ما كه چيزي نداشتيم . با همان كاردهاي توي مطبخها و باهمان - عرض مي كنم - چوبها و با همان چيزها آمدند بيرون و غلبه كردند بر اين تانكها وتوپها و مسلسلها و اينها. گفتند اينها "ديگر اثر ندارد"(3) در مقابل ايمان . اثر هم نداشت ونتوانست اثر بكند.
ايمانتان را حفظ كنيد آقا! ايمان به خدا را حفظ كنيد، وحدت كلمه را حفظ كنيد، اين نهضت را حفظ كنيد. ما هرچه داريم از اين ايمان و وحدت كلمه [است ]. آنها ايمان را ازما مي خواستند بگيرند و وحدت كلمه را. كوشش كردند براي اين دو تا، و خداي تبارك و تعالي نخواست و با ما بود و متحول كرد يك مملكت و يك ملتي كه اعتنا به مسائل ديني نداشت . متحولشان كرد به طوري كه همه توجه دارند. همه با ايمان به ميدان آمدند.اين ملتي كه با هم دعوا داشتند، اين شهر با آن شهر، خود شهر اين محله با آن محله ، اين جوان با آن جوان ، يكدفعه يك تحول الهي پيدا شد كه حس تعاون پيدا شد. يكي ازدوستان من مي گفت كه در تهران من در اين تظاهرات ديدم كه يك پيرزني يك جايي ايستاده يك كاسه اي دستش است تويش پول است . گفت لابد اين حالا مي خواهد يك پولي جمع بكند. رسيدم به او گفتم كه پيرزن چيه ؟ گفت كه حالا چون بازار تعطيل است ،مردم هم به تلفن احتياج دارند من ديدم كه اين كار را من بكنم ، اين پولها را بياورم كه مردم پول خرد ندارند بردارند بيندازند آنجا و تلفن كنند. يك همچو حسي در يك افرادپيدا شد. يك همچو حس تعاوني كه وقتي كه اين جمعيت بيرون مي آمد، همه مردم -توي خانه و بيرون - با اينها كمك مي كردند. اين تحول به دست خدا واقع شد.