عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 344 -  سخنراني در جمع پزشكان و پرستاران قم "دستاوردهاي انقلاب اسلامي "
حضار: جمعي از پزشكان و پرستاران قم
سخنراني
زمان : 50: 11 صبح 16 اسفند 1357 / 8 ربيع الثاني 1399
موضوع : نگاهي به دستاوردهاي انقلاب اسلامي
مكان : قم
صفحه : 344
وحدت روح و جسم
يكي از آثار اين نهضت اين شد كه ما با رخسارهايي مواجه مي شويم كه قبلانمي شناختيم . ما قبلا به واسطه فعاليتهايي كه عمال اجانب و خود اجانب در مدتهاي طولاني كرده بودند از هم جدا بوديم ؛ همه قشرها از هم جدا بودند. ما - يعني روحانيت -با شما - يعني اطباي ارجمند - قوه مان فرق دارد با آنهاي ديگر: العلم علمان : علم الا بدان وعلم الا ديان (1).
بسم الله الرحمن الرحيم
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
روح و جسم با هم وحدت دارند: جسم ظل روح است ؛ روح باطن جسم است ، جسم ظاهر روح است . اينها با هم يك هستند، جدايي از هم ندارند. همان طوري كه جسم انسان و روح انسان وحدت دارد، بايد طبيب جسمي و طبيب روحي وحدت داشته باشند؛ اينها بايد يك باشند و مع الاسف ما را از هم جدا كردند. ما را از همه اقشار جداكردند. روحانيت را يا به نسيان - به طاق نسيان - سپردند يا لكه دار كردند. شما را از نظر ماانداختند، ما را از نظر شما انداختند. اين خيانتي بود كه در عرض قريب سيصد سال اجانب با كارمندهاي خودشان ، با عمال خودشان انجام دادند. دانشگاه را از مدارس ماجدا كردند بلكه هر يك را مخالف ديگري كردند. اقشار ملت ما را از هم جدا كردند. اين خيانت بزرگي بود كه به ما و به ملت ما كردند تا ما را به اين روزها نشاندند.
صفحه : 345
توطئه اجانب ، جدايي ملتها
نه تنها اقشار يك ملت را از هم جدا كردند، ملتها را از هم جدا كردند؛ به طوري كه ملت ايران با ملت تركيه هيچ روابط ندارد. اصولا اگر مخالفت نداشت موافقت هم نداشت ؛ بي تفاوت بود. اگر مصيبتي به برادرهاي ترك ما مثلا مي رسيد يا عرب ما،برادرهاي فارس ما بي تفاوت بودند؛ و به عكس اگر به ما مصيبتي وارد مي شد، اينهابي تفاوت بودند. اين بي تفاوتي از همين عمال اجانب و خود اجانب ايجاد شد كه تاتوانستند، مخالفت ايجاد كنند و اگر نتوانستند غفلت ايجاد كنند. و ما را غافل كردند ازمقدرات خودمان ؛ از مقدرات برادرهاي خودمان هم غافل كردند. ما بايد از اين به بعد،اين هوشياري كه ملت ما پيدا كرده است ، جديت كنيم كه اين ادامه پيدا كند.
زدودن فرهنگ رژيم پهلوي
صدمه هاي ناشي از غفلتها
ما صدمه اين غفلتها را سيصد سال است كه داريم مي خوريم . پنجاه و چند سال است كه پيرمردهاي ما - آنهايي كه به سن من يا يك قدري هم كمتر هستند - پنجاه و چند سال است كه عذاب اليم اين طايفه را كشيدند. و شما جوانها هم بيست و چند سال است كه ديديد هرچه ديديد و شنيديد هرچه شنيديد. همه ذخاير ما را از بين بردند؛ نيروي انساني كه از همه ذخاير بالاتر است از بين بردند؛ انسانهاي ما را كه بايد مقدرات اين مملكت دردست آنها باشد و مملكت را آباد كنند، معنويتش را آباد كنند، ماديتش را آباد كنند، اين نيروها را از دست ما گرفتند يا به مراكز فحشا كشيدند. تمام مراكز آموزشي را اينها مراكزفحشا قرار دادند. سينما كه يكي از مراكز آموزشي است در دنيا، راديو و تلويزيون كه يكي از مراكز آموزشي است براي همه ، آموزش براي همه طبقات ، دستگاهي است كه بايد همه ملت را آموزش بدهد، اينها[را] به صورت ديگري درآوردند. سينماها را مراكزفحشا تقريبا قرار دادند. راديوها تبليغاتشان ديديد چه بود، تلويزيون هم همين طور!
اينهايي كه امروز به خدمت اسلام درآمدند بايد اصلاح بشوند، و مشغولند به فعاليت براي اينكه اصلاح بشوند. الان هم اين تتمه رژيم فاسد در آنها هست : در مطبوعات ما
صفحه : 346
پيروزي قدرت ايمان بر قدرتهاي مادي
هست ، در روزنامه هاي ما هست ، در مجلات ما هست ؛ الان هم آن فساد تتمه اش هست .بايد بتدريج اينها اصلاح بشود. اين اخلاق فاسدي كه در جوانهاي ما ايجاد كردند باز هم تتمه اش هست لكن بايد اصلاح بشود. خدا مي داند كه اين مراكز فحشا با جوانهاي ما چه كرد؛ براي آنها همه چيز را تهيه كردند [تا] غفلت كنند از همه چيز خودشان . مراكز فحشارا درست كردند به رايگان دادند؛ دعوت كردند، دعوتها كردند، جوانهاي ما را كشيدنددر آن مراكز و از مقدرات خودشان غافل كردند.
من خدا را شكر مي كنم كه در ظرف اين يك سال - يك سال و نيم ، يك تحول اساسي در ملت ما پيدا شد. جوانهاي ما توجه به مسائل روز پيدا كردند؛ منصرف شدند ازآن - اكثر از آن چيزهايي كه قبلا بود متحول شدند، منصرف شدند. تحولهايي معنوي پيداشد كه اين تحولها را نمي توانيم اسمي روي آن بگذاريم الا اينكه دست خدا بود توي آن . بشر نمي تواند تحول روحي در همه طبقات [ايجاد كند]. اين را كرارا گفتم كه يك پاسبان مي آمد يك بازار سرتاسر هر امري را كه مي كرد اطاعت مي كردند، و براي خودشان حق چون و چرا قايل نبودند؛ نه اينكه حق قايل بودند و نمي كردند، اصلا وضع روحي اشان را اينطور كرده بودند كه كوركورانه بايد اطاعت كرد! همان طوري كه ارتش ما آنطور بود. مردم را اينطور كرده بودند كه مثل گوسفند اطاعت كند! سر تا پا اطاعت باشد: چه فرمان سلطان چه فرمان خدا، "چه فرمان ايزد چه فرمان شاه "! ! اين كلمه را دراذهان بچه هاي ما از بچگي رشد دادند، آن هم اين شاه ! يك تحولي پيدا شد در ظرف يكي - دو سال كه همين جمعيتي كه از پاسبان آنطور وحشت داشتند به تانكها حمله كردندو به شاه هرچه خواستند گفتند و او را بيرونش كردند. همين جمعيت كه ديروز از يك "ستاره دار"(2) آنطور خوف و وحشت مي كرد، مشتش را گره كرد مقابل همه ايستاد و همه را بيرون كرد. اين غير از تحول الهي ، غير از حكم الهي نيست . ايمان است . اگر ايمان نبود
صفحه : 347
دستاوردهاي ايمان و وحدت كلمه
نمي شد؛ ايمان مي خواهد. ايمان به خدا اين كار را كرد؛ ايمان به مبادي اسلامي اين كار راانجام داد. همه با هم ، همه با هم گفتند كه ما اسلام را مي خواهيم . اين ايمان بود. قدرت ايمان غلبه كرد بر اين قدرتها و الا ما كه چيزي نداشتيم . با همان كاردهاي توي مطبخها و باهمان - عرض مي كنم - چوبها و با همان چيزها آمدند بيرون و غلبه كردند بر اين تانكها وتوپها و مسلسلها و اينها. گفتند اينها "ديگر اثر ندارد"(3) در مقابل ايمان . اثر هم نداشت ونتوانست اثر بكند.
ايمانتان را حفظ كنيد آقا! ايمان به خدا را حفظ كنيد، وحدت كلمه را حفظ كنيد، اين نهضت را حفظ كنيد. ما هرچه داريم از اين ايمان و وحدت كلمه [است ]. آنها ايمان را ازما مي خواستند بگيرند و وحدت كلمه را. كوشش كردند براي اين دو تا، و خداي تبارك و تعالي نخواست و با ما بود و متحول كرد يك مملكت و يك ملتي كه اعتنا به مسائل ديني نداشت . متحولشان كرد به طوري كه همه توجه دارند. همه با ايمان به ميدان آمدند.اين ملتي كه با هم دعوا داشتند، اين شهر با آن شهر، خود شهر اين محله با آن محله ، اين جوان با آن جوان ، يكدفعه يك تحول الهي پيدا شد كه حس تعاون پيدا شد. يكي ازدوستان من مي گفت كه در تهران من در اين تظاهرات ديدم كه يك پيرزني يك جايي ايستاده يك كاسه اي دستش است تويش پول است . گفت لابد اين حالا مي خواهد يك پولي جمع بكند. رسيدم به او گفتم كه پيرزن چيه ؟ گفت كه حالا چون بازار تعطيل است ،مردم هم به تلفن احتياج دارند من ديدم كه اين كار را من بكنم ، اين پولها را بياورم كه مردم پول خرد ندارند بردارند بيندازند آنجا و تلفن كنند. يك همچو حسي در يك افرادپيدا شد. يك همچو حس تعاوني كه وقتي كه اين جمعيت بيرون مي آمد، همه مردم -توي خانه و بيرون - با اينها كمك مي كردند. اين تحول به دست خدا واقع شد.
صفحه : 348
اتكال به خدا بكنيد. اگر خداي نخواسته اين ايمان از دست ما گرفته بشود، اين اتكال به خدا از دست ما گرفته بشود، وحدت كلمه هم گرفته خواهد شد. باز خداي نخواسته برگشتش به همان مصيبتهاست . دعوت كنيد مردم را، دعوت كنيد همه را به اينكه در اين رفراندم به جمهوري اسلامي : "فقط جمهوري اسلامي " يك كلمه اين ور يك كلمه آن ور نبايد باشد. نه از آن اسقاط بشود نه به آن زياد بشود. شياطين مي خواهند يك كلمه رااسقاط بكنند، يا كلمه [اي ] را زياد بكنند. توجه به اين معنا داشته باشيد؛ دعوت كنيد همه را.
من از همه اطباي ايران - و حالا كه قم هستم از اطباي قم - و از مريضخانه ها تشكرمي كنم كه در اين مصايب اينها هم حس مسئوليت كردند و انجام وظيفه كردند. خداوندهمه شما را بر وظايفتان بيشتر از اين آشنا كند؛ كه اين دعاي بزرگي است . و همه شما راسعادت بدهد و همه شما را سلامت . و مملكت شما را از دست اجانب نجات بدهدان شاءالله . خداوند همه تان را حفظ كند.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
فقط "جمهوري اسلامي "