عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 327 -  نگاهي به حكومت الهي و حكومتهاي طاغوتي
صفحه : 327
ان شاءالله پيروز خواهيد شد و ان شاءالله بتدريج ، يك حكومت عدل اسلامي [برقرارخواهد شد] كه مردم و عالم بفهمد معناي اسلام چه است و معناي حكومت چه است . آياحكومت اين بوده است كه تا حالا بوده است ؟ كه حالا كه حاكم جائر رفته است ، حالامي فهميم كه چه گنجينه ها برده است در بانكها، چه چيزها اينها به سرقت بردند و دربانكها سپردند. اين مال ملت را غارت كردند و فرار كردند. اين حكومت حكومت است يا آن حكومت كه وقتي كه مي خواهد غذا بخورد، يك نان خشكي با نمك ؟ شبي كه صبح آن شب مولا اميرالمومنين [به ] شهادت مي رسد، وقتي كه به حسب نقل برايشان غذا مي آورند مي بيند كه شير آورده و نمك آورده [است ] و نان ، ناني كه او مي خورده نه نان سنگكي كه شما مي خوريد؛ آن ناني كه او مي خورد، مي فرمايد - به طوري كه نقل شده است - كه چه وقت ديدي كه من دو تا خورش داشته باشم كه حالا آوردي ؟! رفت نمك را بردارد، در نقل است كه قسمش داد به جان خودش كه شير را بردارد؛ شير رابرداشت . دو لقمه با نمك ميل فرمود. (3) و صبح آن روز هم به شهادت رسيد. و هيچ هم نگفت ؛ هيچ هم نداشت . يعني چيزهايي تهيه كرده بود با دست خودش لكن همه وقف بود. بعد از آنكه آن نهر بزرگ را با فعاليت خودش با دست خودش حضرت امير حفركرد، وقتي كه آب بيرون آمد فرمود: بشرالورثه (4) لكن براي ورثه هم نگذاشت ، وقف كرد.آيا آن طرز حكومت بهتر است ، [يا حكومتهاي جائر] آن حكومتي كه رسول الله كردبهتر است ، كه وقتي كه تو[ي ] مجلس ، توي مسجد نشسته بود و مردم و اصحاب هم نشسته بودند، مي آمدند مي گفتند كدام يكي از شما پيغمبر است ، كدامتان هستيد؟ يا آنكه وقتي تشريفات طوري است كه همه مي فهمند داراي اين تشريفات ، عبارت از حاكم است ؟! حكومت اسلام اين است . البته ما نمي توانيم يك همچو حكومتي درست كنيم ،ما قادر نيستيم ، لكن مي توانيم يك مقداري نزديك بشويم به آن حكومت . مي توانيم
نگاهي به حكومت الهي و حكومتهاي طاغوتي