عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 323 -  سخنراني در جمع روحانيون "وظايف روحانيت - رفراندم - غربزدگي "
سخنراني
موضوع : مسئوليتهاي روحانيت در شرايط مختلف - مسئله رفراندم - بلاي غربزدگي و
زمان : 11 صبح 15 اسفند 1357 / 7 ربيع الثاني 1399
مكان : قم ، مدرسه فيضيه
حضار: علما و روحانيون حوزه علميه قم
صفحه : 323
خودباختگي
حضار: علما و روحانيون حوزه علميه قم
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
من با اينكه نه حالم مقتضي است و نه وقتم ، مع ذلك چون شما آقايان كه ان شاءالله بعدها به مقام رهبري اسلام و هدايت مسلمين نايل مي شويد، حالا كه چشمم به اين وجوه كريمه افتاد، يك تنبهي لازم است عرض بكنم و آن اينكه در عين حال كه همه آمال مااين است كه احكام اسلام به آنطوري كه هست در بين مسلمين پياده بشود و اسلام به آنطوري كه هست معرفي بشود و فقه اسلام تدريس بشود، تعلم بشود، حفظ بشود، كه باحفظ احكام اسلام ، اسلام محفوظ است و حفظ احكام اسلام بسته به وجود طبقه روحانيون سلام الله عليهم [است ] در عين حال كه مطلب اين است ، يك نكته اي است حالا، [و] آن نكته در نجف كه من بودم ، من هم يك طلبه اي بودم و به اندازه خودم مشغول بودم ، براي آن نكته من دست برداشتم از درس و بحث و مطالعه و زيارت امام -عليه السلام - و حركت كردم ؛ نه حركت براي پاريس بلكه حركت براي كويت ، و از كويت به سوريه بنا داشتم لكن قضايا طوري شد كه خدا خواست و رفتم به پاريس . و در آنجاالبته بهتر شد؛ يعني اگر در لبنان بوديم يا در سوريه بوديم ، حالا باز آنجا بوديم و شما هم اينجا و شاه هم آنجا. لكن اين سفر يك سفر با بركتي بود. در عين حالي كه در يك مملكت غير مسلم بود. آن نكته اين بود كه فقه و درس و بحث براي حفظ اسلام است .
انگيزه هجرت از نجف به پاريس
صفحه : 324
از اين جهت لازم است كه آقايان ، اينهايي كه قدرت بر اين معنا دارند كه تشريف ببرند در بلاد و در محالي كه آشنا هستند يا غير آشنا، و مسائل را براي آنها بگويند و آنهارا روشن كنند و دعوت كنند به اينكه راي بدهيد به جمهوري اسلامي - اين هم با همين كلمه : نه يك حرف زيادتر و نه يك حرف كمتر - براي اينكه الان شياطين افتاده اند دنبال اينكه "جمهوري " محض ، همين جمهوري باشد، "جمهوري دمكراتيك " باشد و از اين حرفها، براي اينكه آقايان تشريف ببرند و رفع ابهام بكنند، اين خوب است . كه به همان طوري كه مدرسين محترم اينجا بنا دارند كه يك مثلا هياتهايي را به اطراف يا اشخاصي
حالا كه رژيم سلطنتي رفته و از بين رفته است - و قاعده هم اين بود كه از اول وجودپيدا نكند - حالا براي اينكه ما طرز حكومت را تعيين كنيم ، محتاج به يك فعاليتهايي است . البته در نظر من - شخص من - اين است كه احتياج به رفراندم هم نيست ؛ براي اينكه مردم آراي خودشان را در ايران اعلام كردند؛ با فريادها، با دادها اعلام كردند لكن براي اينكه يك اشكالي [پيش نيايد] مثلا، اگر يك دولتي اشكالي داشته باشد در اينكه خوب اين ثبت نشده است اين رفراندم ، تقاضا نشده است و بايد تقاضا بشود ثبت بشود،شمارش بشود آرا - براي اين ، بنابراين است كه يك رفراندمي بشود. و چون اين رفراندم يك رفراندم اساسي است كه مقدرات مملكت ما را تعيين مي كند و ما اگر بخواهيم يك حكومت اسلامي ، يك جمهوري اسلامي در ايران برقرار كنيم با اين رفراندم بايد بشود.
آن روزي كه اسلام محتاج به اين است كه فقها هم در ميدان بروند، بايد بروند. آن روزي كه اسلام محتاج به اين است كه حوزه ها تعطيل بشود و مشغول به يك كاري بشوند، براي حفظ بيضه اسلام بايد درسها تعطيل بشود. و امروز آن روزي است كه بسيار حساس است براي اسلام و مسلمين و ملت ما، كه شايد حساستر از اين موقع نباشد. و آن اين است كه سرنوشت مملكت اسلام بايد تعيين بشود.
تعيين مقدرات مملكت به وسيله رفراندم
فقط "جمهوري اسلامي "
صفحه : 325
را به اطراف بفرستند براي روشن كردن مردم ، اين لازم است كه عمل بشود. و غصه نخوريد كه درستان تعطيل مي شود! ان شاءالله مجال درس خواندن [داريد] - الحمدلله جوان هستيد و مجال درس خواندنتان هست . من هم يك طلبه بودم كه وقتي ديدم وضع اينطوري است درسم را رها كردم و رفتم ، و حالا هم آمدم پيش شما. الان هم تعطيل هست . نه مطالعه دارم نه درس دارم . مشغول همين خدمت به شما آقايان هستم .
مقصد الهي
در هر صورت اين نكته بود كه از اينكه حالا مثلا دو ماهي ، چهار ماهي درس تعطيل بشود، از اين نگراني نداشته باشيد. براي اينكه يكوقت انسان درس را تعطيل مي كند براي اينكه برود تعيش (1) بكند، براي اينكه برود تنبلي بكند؛ يكوقت درس را تعطيل مي كندبراي خدا. همان طور كه درس خواندن براي خدا ثواب و اجر دارد و ارزنده است پيش خداي تبارك و تعالي ، گاهي وقتها هم تعطيل درس و اشتغال به يك مطلب مهمي - بلكه مهمتر از درس - اين هم ارزنده است پيش خدا. الان تعطيل شما و رفتن در اطراف ودهات دوردست ، شهرها، دهات دوردست ، مقصد، مقصد الهي است . فرق نگذاريد بين اينكه در يك شهرستاني برويد و با يك جمعيت انبوهي مواجه باشيد، يا در يك دهي برويد و با يك جمعيت كمي . وقتي بنا شد مقصد الهي باشد، مابين اين و آن فرق نگذاريد بلكه گاهي آن اولي است . در شهرستانها - خوب - اقشار زياد هستند، آمال زياداست ، شايد هواي نفس در آنجا زيادتر باشد اما در قراء و قصبات و دهات دورافتاده اين مسائل كمتر است : هم افراد كم مي روند هم جمعيتهاي آنجا كم است ، هم آنها از فقرا و -عرض مي كنم - مستمندان هستند؛ طمع بين آنها كمتر است . از اين جهت جنبه الهي آنجابيشتر است . اينطور نباشد كه همه مجتمع بشوند در شهرهاي بزرگ . متفرق بشوند درشهرها و قصبات و دهات و - عرض كنم - قراء و همه جا، و همه را آگاه كنند كه رفراندم كه شد، همه بگويند جمهوري اسلامي مي خواهيم ؛ همين آرايشان را كه مي دهند. . . راي
صفحه : 326
در هر صورت همين كلمه "جمهوري اسلامي ". من هم رايم همين است . رايم را هم ان شاءالله در صندوق مي اندازم ؛ راي من هم مثل راي شماها "جمهوري اسلامي " است واگر اين را ان شاءالله تعقيب كنيد - و اميد است نصرت پيدا كنيد و نصرت پيدا مي كنيدان شاءالله - خداوند با شماست . خداي تبارك و تعالي نظرش با شماست . دليل اين كه نظرش با شماست اين پيروزي است كه پيدا كرديم . ما در عين حالي كه هيچ بوديم يعني هيچ نداشتيم ديگر - اين تفنگها كه حالا مي بينيد بعد از پيروزي است ، قبل از اينكه تفنگي در كار نبود - چيزي نداشتيم ما؛ ما بوديم و يك آه و ناله و يك فرياد و يك مشت گره شده . و خدا خواست كه اين ناله و فرياد مردم را و اين مشت خالي را غلبه بدهد بر همه قدرتهاي بزرگ به مثل قدرتي كه اينها داشتند و همه اسباب و آلات را داشتند؛ مع ذلك خداوند خواست كه در بين خودشان (2) تفرقه افتاد، خودشان متصل شدند. يعني ديدندكه ما خير آنها را مي خواهيم ؛ براي اينكه روحانيت خير آنها را مي خواهد. ارتشيها هم اين را فهميدند متصل شدند؛ نيروي هوايي متصل شدند - عرض مي كنم كه - همه اقشارمتصل شدند به ما. و اين موجب پيروزي شد و اين اسبابي بود كه خداي تبارك و تعالي فراهم كرد.
بدهند به جمهوري اسلامي . و هيچ زير بار كلمه زايد و ناقص نروند. هر چند ممكن است كمونيستها بروند در اطراف و ترويج كنند و . . . ولو اينكه آنها هم به واسطه شكستي كه خورده اند اعلام كردند كه ما هم جمهوري اسلامي مي خواهيم ! خوب هم كردند؛ يعني عقل هم كرده اند، تدبير هم كرده اند؛ براي اينكه اگر اين را نگفته بودند، آن وقت عددشان معلوم مي شد كه چند نفرند! حالا براي اينكه نفهمند مردم چند نفر هستند وخيال كنند كه خوب همه ايران كه به جمهوري اسلامي راي دادند، همه اينها هم كمونيست هستند به ما راي دادند! .
غلبه مشتهاي گره شده بر قدرتهاي مجهز
صفحه : 327
ان شاءالله پيروز خواهيد شد و ان شاءالله بتدريج ، يك حكومت عدل اسلامي [برقرارخواهد شد] كه مردم و عالم بفهمد معناي اسلام چه است و معناي حكومت چه است . آياحكومت اين بوده است كه تا حالا بوده است ؟ كه حالا كه حاكم جائر رفته است ، حالامي فهميم كه چه گنجينه ها برده است در بانكها، چه چيزها اينها به سرقت بردند و دربانكها سپردند. اين مال ملت را غارت كردند و فرار كردند. اين حكومت حكومت است يا آن حكومت كه وقتي كه مي خواهد غذا بخورد، يك نان خشكي با نمك ؟ شبي كه صبح آن شب مولا اميرالمومنين [به ] شهادت مي رسد، وقتي كه به حسب نقل برايشان غذا مي آورند مي بيند كه شير آورده و نمك آورده [است ] و نان ، ناني كه او مي خورده نه نان سنگكي كه شما مي خوريد؛ آن ناني كه او مي خورد، مي فرمايد - به طوري كه نقل شده است - كه چه وقت ديدي كه من دو تا خورش داشته باشم كه حالا آوردي ؟! رفت نمك را بردارد، در نقل است كه قسمش داد به جان خودش كه شير را بردارد؛ شير رابرداشت . دو لقمه با نمك ميل فرمود. (3) و صبح آن روز هم به شهادت رسيد. و هيچ هم نگفت ؛ هيچ هم نداشت . يعني چيزهايي تهيه كرده بود با دست خودش لكن همه وقف بود. بعد از آنكه آن نهر بزرگ را با فعاليت خودش با دست خودش حضرت امير حفركرد، وقتي كه آب بيرون آمد فرمود: بشرالورثه (4) لكن براي ورثه هم نگذاشت ، وقف كرد.آيا آن طرز حكومت بهتر است ، [يا حكومتهاي جائر] آن حكومتي كه رسول الله كردبهتر است ، كه وقتي كه تو[ي ] مجلس ، توي مسجد نشسته بود و مردم و اصحاب هم نشسته بودند، مي آمدند مي گفتند كدام يكي از شما پيغمبر است ، كدامتان هستيد؟ يا آنكه وقتي تشريفات طوري است كه همه مي فهمند داراي اين تشريفات ، عبارت از حاكم است ؟! حكومت اسلام اين است . البته ما نمي توانيم يك همچو حكومتي درست كنيم ،ما قادر نيستيم ، لكن مي توانيم يك مقداري نزديك بشويم به آن حكومت . مي توانيم
نگاهي به حكومت الهي و حكومتهاي طاغوتي
صفحه : 328
دست دزدها را قطع بكنيم . و تا حالا بحمدالله عمده شان قطع شد دستشان . عمده آنهايي كه سران قوم بودند و ذخاير ما را بردند و در بانكها گذاشتند، عمده آنها دستشان ديگر ازبردن زيادي قطع شد. و اميد است كه دست ما برسد و ما بگيريم از آنها؛ اين كه دزديده اند و برده اند، بگيريم از آنها.
الان وزارتخانه ها - اين را مي گويم كه به دولت برسد، آنطوري كه براي من نقل
در هر صورت ، الان وقت اين است كه ما فعاليت بكنيم براي اينكه اين جمهوري اسلامي را پياده كنيم و راي از مردم [بگيريم ] تقاضا كنيم از مردم كه راي بدهند به جمهوري اسلامي ؛ و همه هم آزادند اما شما هدايتشان كنيد. الزام نيست كه برويد ماموربگذاريد مثل سابق كه مامور مي گذاشتند سر مردم كه راي بدهيد، بعد هم كه از مردم راي نمي گرفتند خودشان راي مي دادند! رايها را خودشان مي خواندند و خودشان مي دادند وتمام مي شد قضيه - نه ، مردم آزادند لكن شما هدايت كنيد مردم را. مردم ما مسلمانند،اسلام را مي خواهند؛ شما معرفي كنيد اسلام را، معرفي كنيد حكومت اسلامي را، معرفي كنيد احكام اسلام را. به آنها بفهمانيد كه اگر شما يك حكومت عدلي بخواهيد، يك حكومت انصافي بخواهيد، بخواهيد كه در رفاه باشيد، بخواهيد كه فقراي شما در رفاه باشند، بخواهيد كه اغنيا به شما ظلم نكنند، بخواهيد كه دولتها به شما ظلم نكنند، بخواهيدكه پاسبانها ديگر نتوانند به شما ظلم كنند، ارتش نتواند به شما ظلم كند، اگر يك همچو[حكومتي ] را بخواهيد، راي بدهيد به جمهوري اسلامي تا اينكه ان شاءالله اسلام و احكام اسلام پياده بشود؛ كه البته طولاني است مطلب . اينقدر خرابي شده است ، اينقدر خرابي در اين مملكت شده است كه ما نمي توانيم تصور آن را بكنيم . اينقدر در ادارات خرابي شده است ، اينقدر در وزارتخانه ها خرابي شده است كه به اين زوديها نمي توانيم جبران بكنيم .
اعتراض به شرايط طاغوتي در وزارتخانه ها
لزوم معرفي حكومت اسلامي
صفحه : 329
مي كنند - باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامي نبايد در آن معصيت بشود. در وزارتخانه هاي اسلامي نبايد زنهاي لخت بيايند؛ زنها بروند اما با حجاب باشند.مانعي ندارد بروند؛ اما كار بكنند، لكن با حجاب شرعي باشند، با حفظ جهات شرعي باشند. نبايد در آنجا ظرف طلا و نقره - كه به نص اسلام حرام است - استعمال بشود. نبايداين تزيينات فوق العاده اي كه صرف شده است در اينجا و آنجا باز محفوظ باشد. اينها رابگذاريد در بانكها، بگذاريد در [خزانه ] براي ملت خرج بكنيد. ملت عدالت مي خواهد، اتاق بزرگ نمي خواهد. ملت وزارتخانه مي خواهد، وزارتخانه اسلامي ، نه آن وزارتخانه كاخ دادگستري ، كاخ نخست وزيري ، كاخ وزارت مالي ، هي كاخ ! كاخ مال ملت است . اين تزييناتي كه الان در اين كاخها موجود است ، علاوه بر اينكه بسياري اش يابعضي اش از محرمات است و حتما بايد دولت توجه كند به آن ، دولتي كه مي گويد دولت اسلامي است - و هستند - نبايد تحت تاثير واقع بشود و هر طوري سابق بوده همان طوري كه در زمان محمدرضاشاه خان بوده است حالا هم همان فرم باشد. پس شما چكاره ايد!تو كه مي گويي من مسلمان هستم ، چكاره هستي ؟ ما يكي يكي بايد بگوييم ؟ دانه دانه بايدبسپاريم ؟ اينها بايد اصلاح بشود و شماها(5) - من مي دانم - مسلمانيد - من همه افراد اينهارا بعضي اشان را مي شناسم ، بعضي اشان را هم معرفي كرده اند به من - اينها همه متعهدند،همه مسلمانند، لكن ضعيف النفسند! مي ترسند كه مبادا يك وقت ميهماني از اجانب بيايددر كاخ دادگستري يا در كاخ نخست وزيري و آنجا ببيند كه يك [محيط] محقري است ؛بايد حتما به فرم غرب باشد؟!
قدرت روحي در پرتو اجتناب از زخارف دنيا
ضعيفيد آقا! تا ضعيفيد زير بار اقويا هستيد. آن وقتي كه نفس شما قوي شد و اعتنانكرديد، اعتنا به اين زخارف نكرديد، آن وقت است كه از شما حساب مي برند. صدراسلام را مطالعه كنيد ببينيد چه جور بوده وضع . آنهايي كه ممالك را فتح كردند، آنهايي
صفحه : 330
كه دنيا را گرفتند، آنهايي كه قدرتشان را بر عالم نشان دادند، زندگي اشان چه جور بود؟وقتي حرير فرش كرده بودند در يكي از دارالسلطنه ها؛ اين جوانهاي اسلام آمدند آنجاگفتند: "اگر چه حرام نفرموده است فرش حرير را لكن چون لباس حرير را - اينطور نقل مي كنند - حرام فرموده ، ما روي فرش حرير هم نمي نشينيم ". با سر شمشير در حضورسلطان كنار گذاشتند اينها را و روي زمين نشستند. (6) اينها آدم بودند، اينها قوي بودند. آن كسي كه در راس بود، در زندگي از همه افراد پايين تر بود: شايد در يمامه ، شايد درسرحدات يك نفر باشد كه گرسنه باشد؛ يك نفر باشد كه درست نتواند زندگي خوب بكند؛ بنابراين من اينجا كه هستم بايد زندگي ام اين باشد يعني يك لقمه نان با يك قدري نمك . اين حكومت ما بود. و ما هم البته قدرت نداريم خودشان فرمودند شما قدرت نداريد لكن اعينوني بالورع والاجتهاد - بالتقوي والورع والاجتهاد(7) اعانت كنيد اميرالمومنين - سلام الله عليه - را.
دولتها بفهمند كه قدرت به اين نيست كه ظرف طلا باشد و ظرف نقره باشد، قدرت به اين نيست كه پرده هاي كذا باشد، بزرگي و عظمت به اين نيست كه پرده هاي كذا باشد ومبلهاي كذا باشد از مال اين ملت ضعيف ! خود ملت توي اين غارها زندگي بكند و شمادر كاخهاي دادگستري و در كاخهاي نخست وزيري ؟! تعديل كنيد خودتان را؛ اگر ازخودتان شروع نكنيد نمي توانيد اصلاح كنيد. وزارتخانه ها را اصلاح كنيد. همه درد وبلاي ما اين است كه ما غربزده هستيم . ما سالهاي طولاني زير بار غرب بوديم ، زير بارامريكا بوديم ، سالهاي متمادي مانوس شديم ما. اصلا قلوبمان قلوب غربي است . متبدل شديم به يك انسان غربي .
تحول معجزه آساي توده ها از اسلام
و به اين زودي نمي توانيد شما برگرديد؛ لكن همت كنيد برگرديد. شما حالا
صفحه : 331
مي خواهيد بگوييد روي پاي خودمان مي خواهيم بايستيم ، باز هم رنگ غرب ؟! حالايي كه مي گوييد روي پاي خودمان ، باز هم "جمهوري دمكراتيك "؟! يعني جمهوري غربي ؟! مستقليم ما؛ ما مي خواهيم مستقل باشيم . ما اسلام است مذهبمان . ما قوانينمان قوانين اسلام است ؛ قوانين غني اسلام است . همه چيز بايد متحول بشود. حضرت امير درآن فرمايششان - كه من حافظه ندارم كه يادم بماند مطلب - كه شما را متبدل مي كنند، مثل اينكه از ته بالا بيايد، از بالا پايين بيايد، مثل ديگي كه كفچه به آن مي زنند كه زيرش روبشود رويش زير بشود، (8) بايد متحول بشويد - همين جور تحولي كه ملت ما در ظرف مدت كمي پيدا كرد؛ يك نحو تحول معجزه آسا كه يك روز از پاسبان حساب مي برد،بازارهاي بزرگ ما از پاسبان حساب مي بردند، يك روز هم از شخص اول مملكت حساب نبردند! يك روز جرات نمي كردند كه توي خانه شان اسم شاه را به ناگواري ببرند، يك روز هم در خيابانها ريختند و گفتند مرگ بر اين [شاه ]! همچو متحول شد. كي اين كار را كرد؟ اسلام ، قوت ايمان . و الا انسان كه نمي تواند اين كار را بكند. كار من و تو واينها نيست كه ! كار اسلام است .
توجه به زاغه نشينان
متشبث بشويد به اسلام . متحول كنيد خودتان را. نقطه اول اين است كه خود انسان متحول بشود؛ خود انسان از غربزدگي بيرون بيايد. [آيا] بايد حتما ما وزارتخانه هايمان آنطور تشريفات داشته باشد كه هر كسي تويش برود خيال كند كه در يك جايي غير ازايران است ؟! يك جاي ديگري است ؟! يك بساط ديگري است ؟! از آنجا وقتي بيايد دراين زاغه نشينان ما، كه يك شب به من نوشته بودند عدد محله هايي كه در تهران از اينهاهست - چادرنشينها، اين زاغه نشينها، اين خانه هاي گلي خيلي خرابه - اينها را به من نوشته بودند كه قريب سي تا، يا سي و چند تا محله ما در تهران داريم كه از بركت "اصلاحات ارضي " مردم از محال خودشان كوچ كردند آمدند اينجا، با اين زندگي فلاكتبار دارند
صفحه : 332
زندگي مي كنند لكن نديده بودم . در چند شب پيش از اين در همين قم ظاهرا بود - درتلويزيون - كه من نگاه كردم نشان دادند. انسان اگر انصاف داشته باشد، يك قدري انصاف داشته باشند، بايد چقدر متاثر باشد از اينكه يك جمعيت انسان مسلم ، انسان ،اينطور زندگي بكند و ما به فكر اينها نباشيم .
بتدريج ! حالا يك روز عقب ، هي عقب ، عقب ! ما تهران كه بوديم اين مطلب را گفتيم به اينها كه بايد كليه دارايي - دارايي نمي گوييم كه دارايي آنها بوده است - كليه آن چيزهايي كه محمدرضاخان و پدرش و اتباع اينها غصب كردند از اين ملت ، بايد همه اينها ملي بشود و به صرف مستمندها برسد؛ هيچ ارتباطي به دولت ندارد؛ غنيمتي است به دست آمده است با نهضت اين ملت - يعني اين ملتي كه از طبقه سوم است . شما آماراينهايي كه كشته شدند - يكوقتي اگر مي توانيد، هركس مي تواند در هرجا هست به دست بياورد - اگر يك دولت [مند] توي آن هست ، اگر يك تاجر درجه اول توي آن هست ،اگر يك خان توي آن هست ، اگر يك سردار توي آن هست ، اگر يك وزير توي آن هست ، اگر يك كمونيست توي آن هست ، شما پيدا كنيد به ما اطلاع دهيد! همه آنهامسلمانهايي بودند كه توي خيابانها ريختند و گفتند كه "مرگ بر او" و "ما جمهوري اسلامي مي خواهيم ". همه كشته هاي ما از اينها[ست ]. شما افشا كنيد، ببينيد پيدا كنيد كه چند نفرتاجر معتبر بودند، چند نفر خان بوده توي اينها، چند نفر رئيس مثلا كذا بوده است ، چندنفر وزير بوده است ، چند تا مدير كل بوده است ؟ يكي از اينها را نمي توانيد پيدا كنيد!هرچه بوده ، [از] اين ملت ، اين توده جمعيت و ملت بوده است ؛ اين ملت مسلم . غنايم مال اينهاست و بايد به اينها داد: مستمندان ، اينهايي كه صدمه ديدند، آنهايي كه كشته داده اند، آنهايي كه جوان داده اند، پيرزنهايي كه جوانهايشان از بين رفت . اين غارتگري اينها را، بايد براي اينها زندگي تامين كرد. و زايد هم هست ، خيلي زايد است . يك مملكت را مي شود اداره كرد با اين دزديهاي اينها! اين مقداري است كه حالا در
ملي شدن داراييهاي رژيم پهلوي
صفحه : 333
سياست گام به گام
من [از] تهران كه مي آمدم آقايان آمدند آنجا و من به آنها عرض كردم كه بايد قضيه اينطور بشود؛ بنا هم دارند البته ، اما مثل اينكه قدم قدم مي خواهند راه بروند. در اين نهضت هم بعضي قدم قدم مي گفتند برويم ، كه حالا قدم اولش را[برداريم ] من به آن آقايي كه آمد پاريس و اين مطلب را گفت گفتم در قدم اول پايتان را مي شكنند! .
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
خود ايران به دست مي آيد. آن مقداري كه خارج است كه اخيرا نوشته بود روزنامه كه دراين اخير، در اين آخر - يك همچو تعبيري ، حالا درست يادم نيست - كه 15 ميليارد يا 23ميليارد دلار! ميليارد! 23 ميليارد دلار يعني 23 هزار ميليون دلار! اگر اينها را پهلوي هم بچينند تا كره مشتري هم خواهد رفت ! اينطور، اينطور پهلوي هم يكي يكي بچينند. اين قلمهايي است كه اين آخري برده اند خارج ؛ در بانك سوئيس چه دارند خدا مي داند!نمي توانيم ما بفهميم . اين قلمي كه گفتم مال خود اين مرديكه است - نه مال خودش واتباعش - مال خود اوست . ماهي پنجاه ميليون فرح خانم از نفت مي گرفته ! پنجاه ميليون ،سي ميليون سي ميليون از نفت مي گرفته ! حالا از جاهاي ديگر چه مي گرفته ؛ در تمام شركتهايي كه در ايران بوده است اينها شريك بودند، سهيم بودند. سهيم بودند نه اينكه خريدند! صاحب كارخانه ها يا براي اينكه مردم را بچاپند اينها را شريك كردند يا اينكه اگر اشخاصي بودند كه اهل چاپيدن نبودند، براي اينكه محفوظ باشند از مامورين ساواك و امثال ذلك اينها را شريك قرار دادند كه شريك دزد باشند. . . رفيق قافله هم بشوند!
ان شاءالله خداوند به همه شما سلامت ، صحت ، عافيت عنايت كند. ان شاءالله شما همان طوري كه معروفيد به جندالله ، جندالله باشيد يعني براي خدا كار بكنيد. ان شاءالله خداوندهمه شما را سعادتمند كند، هم در دنيا و هم در آخرت .