عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 318 -  احساس خطر استعمارگران
سخنراني
موضوع : نقش امريكا در جدا كردن ارتش از ملت
حضار: پرسنل هنگ و گردان مستقر در منظريه قم
زمان : 15 اسفند 1357 / 7 ربيع الثاني 1399
مكان : قم ، مدرسه فيضيه
صفحه : 318
[بسم الله الرحمن الرحيم ]
[امريكايي ها] ارتشي را در نظر ملت همچو كرده بودند كه گويي يك جنايتكار ويك آدم آزار و از اين چيزهاست ؛ كه اگر به آنها بگويند: ملت را بايد چه بكنند؛ مي كنند.به اين جهت اقشار را هم از اينها جدا كردند، و منافعشان به همين بود. امريكايي هامي خواستند اين مملكت تسليم آنها باشد، ذخاير ما را ببرند؛ همه چيز ما را وابسته به خودبكنند؛ ايران را يك بازاري براي خودشان قرار بدهند، همه چيز ما را ببرند؛ و چاره نداشتند جز اينكه اقشار را از هم جدا كنند؛ بين ارتش و ژاندارمري ، ژاندارمري وشهرباني ، شهرباني و مردم ، مردم با هم ، احزاب با هم [اختلاف بيندازند]؛ همه را از هم جدا و متفرق [كنند]؛ اگر صد ميليون ، يك نفر يك نفر باشد، هيچ كاري از آنها نمي آيد.
احساس خطر استعمارگران
تا قبل از اين مدت ، خارجيها به طور علمي - ذهني اين معنا را داشتند كه اگر ملت با هم بشوند، چه خواهد شد و كوشش كردند كه نگذارند. حالا كه احساس كردند و عينا ديدندكه اجتماع يك ملت با هم ، همه توطئه ها را از بين مي برد؛ هيچ قدرتي با ملت نمي تواندمقابله كند. ملت هيچ نداشت ؛ آنها همه چيز داشتند. صداي ملت كه درآمد؛ ارتش ،ژاندارمري ، پاسبان ، سرباز، همه جمع شدند دور ملت ؛ الا يك دسته كه خوب زيادخورده بودند. الان اينها اين احساس را كرده اند كه اين اجتماع - اجتماع همه قوا با هم وهمه هم براي اسلام ، براي خدا - يك قدرتي است الهي ، كه هيچ كس نمي تواند آن را
خواست امريكا تصرف مملكت ايران
صفحه : 319
مدعيان حقوق بشر و دفاع از جنايتكاران
اسلام احكامش [بايد] در خارج بيايد تا مردم عالم بفهمند كه اسلامي چي است ؛نگذاشتند اسلام را بفهمند؛ جوانهاي ما را اغفال كردند نگذاشتند بفهمند كه اسلام چيست ؛ چه احكامي دارد؛ خداوند چه احكامي براي ما آورده است ؛ براي چه آورده است ؛ نگذاشتند اين را[بفهمند]؛ اگر مهلت بدهند، بگذارند كه اين احكام يكي يكي پياده بشود، مسائل سياسي اش ، مسائل اقتصادي اش ، ساير مسائلش پياده بشود، آن وقت مي فهمند كه نه دمكراسيهاي پوچ آنها در مقابل دمكراسي حقيقي اسلام چيزي است و نه آن حقوق بشردانها، آن بشردوستي آنها با آنكه در اسلام است ، طرف مقايسه است .
بشكند و الان اين خطر را احساس كرده اند كه آنها تا آخر ديگر دستشان بريده است .خوب ، چه بكنند؟ يك كاري بكنند كه اينها را از هم جدا كنند، متفرق كنند؛ الان افتاده انددور كه همين كار را انجام بدهند. ماموريت دارند كه همين كار را انجام بدهند، و شماها رااز ما و ما را از شما، همه را از هم ، متفرق كنند؛ باز برسند به مقصد خودشان . بايد همه مان بيدار باشيم ؛ همه با هوشياري و بيداري توجه بكنيم كه اين نقشه اي كه اينها دارند، نقش بر آب كنيم ؛ نگذاريد ان شاءالله اين نقشه اي كه دارند كه مي خواهند عملي كنند و نگذارندمملكت يك آرامشي پيدا بكند؛ از آن طرف تفرقه بيندازند، از آن طرف با تبليغات خودشان بروند بين كارگرها يكجور تبليغ كنند، بروند بين كشاورزها يكجور تبليغ كنند،بروند بين مدرسه ها يكجور تبليغ كنند، بين افراد شما يكجور تبليغ كنند، بايد همه با هم هوشيار باشيد و توجه داشته باشيد به اينكه نگذاريد اين مسئله يكوقت تحقق پيدا كند كه اختلافات باشد؛ يا مثلا فرض كنيد كه اينها تبليغاتشان تاثير بكند؛ خنثي كنيد تبليغات آنهارا؛ همه با هم بايد دست به هم بدهيم كه اين مملكتي كه آشفته است و همه چيزش را ازدست داده ، از سر ساخته بشود و همه براي كشور و همه براي اسلام ، همه پاسدار، همه ارتش اسلام باشيد. ما و شما با هم ، همه ان شاءالله همه با هم به پيش برويم و اين نهضت رابه آخر برسانيم .
صفحه : 320
همه با هم برويم تا آن آخري كه بايد برويم ؛ كه اين نهضت را ان شاءالله به ثمر برسانيم ،و مملكت براي خودتان باشد؛ نه يك آقا بالاسري باشد كه بخواهد به شما تحميل بشود،نه يكي كه بخواهد به ما تحميل بشود، نه از خارج بتوانند به ما يك تعدي بكنند؛ مستقل ،آزاد، قوي ، قدرتمند[باشيم ]؛ ان شاءالله همه تان موفق باشيد.
ان شاءالله كه همه مان خدمتگزار باشيم به كشورمان ، به اسلاممان و همه مان با هم ، پيش برويم تا بتوانيم اين مملكت را اداره بكنيم ؛ شما جهات نظامي اش را، سرحدي اش را؛ديگران داخلش را؛ همه با هم ، اين مملكت را يك مملكت مستقل كنيم ؛ ان شاءالله خداوند همه تان را حفظ كند.
ملاحظه مي كنيد اين كساني كه از حقوق بشر دم مي زنند در خارج ، اين گروههايي كه آن بزرگها درست كردند براي اغفال ، در طول اين مدت كه اين ملت ما اينطور كشته داد،اينطور چه شد، يك كلمه نگفتند. حالا يك چند نفر از اشخاصي كه به تصديق همه ، اينهاخائن بودند؛ حالا كه يك چند نفر از اينها را به واسطه خيانتي كه كردند و همه ملت ، همه اقشار قبول دارند كه اينها خائن هستند، اينها را دارند به جزاي خودشان مي رسانند، اين حقوق بشريها دادشان بلند شده است ؛ تلگرافات مي آيد به اينكه "نه ، نكنيد ديگر! "خوب ، مگر اينهايي كه كشته شدند بشر نبودند؟ مگر اينها حق نداشتند؟ حقوق بشر اقتضامي كند كه اگر يك نفر يك كسي را كشت در ازايش [او را] بكشند؛ يك كسي كه ده سال - بيست سال ، هم كشته است ، هم وادار كرده به كشتن ؛ اين را حالا اگر بكشند، حقوق بشريها صدايشان درآمده ؛ علي اي حال ما همه با هم برادريم و دست بيعت به هم داديم .
كوشش براي استقلال و آزادي
[يكي از حضار: ما همه يكي هستيم و راهمان مشخص ؛ ما سربازها از اول كه اين لباس را پوشيده ايم براي فداكاري و براي جانبازي و براي مردم بوده ؛ و امام بودند كه ما را هدايت كردند و ما از برادرانمان جدا نيستيم . اين برادر سرباز از اول گفته است : من فدايي مردم هستم ، براي اين مردم و مرزهايم فداكاري مي كنم . ]
صفحه : 321
من راجع به قواي انتظاميه مطلقا، چه ژاندارمري ، چه شهرباني و چه ارتش ، نسبت به اين اشخاصي كه در خدمت اسلام هستند [درباره ] اين افراد، سفارش كرده ام و باز هم ان شاءالله سفارش مي كنم .