عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 27 -  نيرنگهاي رنگارنگ
صفحه : 27
نيرنگهاي رنگارنگ
2- از سخنان شاه معدوم در 6 خرداد1342.
مي گيريم كه اين آدم توبه اش از روي حقيقت است . . . و الا شما و ما همه مي دانيم كه اين [توبه ] بيش از اينكه يك نيرنگي هست ، نيست چيز ديگري . اين نيرنگ براي اين بود كه ما را بازي بدهد و ما راضي بشويم به اينكه اين آقا سلطان باشد و حكومت نكند تا اين انقلاب بخوابد! انقلاب كه خوابيد، شمشيرش را بكشد پاي همه شما را قطع بكند؛ يعني نه عالم ديني ديگر بگذارد، نه رجل سياسي ، نه دانشگاهي بگذارد، نه مدرسه فيضيه اي .اين نقشه است ؛ نقشه بوده . حالا هم كه الان ما مبتلا به يك نقشه ديگري هستيم .
شما از اول ديديد چند جور اينها حقه بازي كردند. خدعه مي خواستند بكنند. يكي آمد مقابل مردم : اي علما، اي مراجع عظام ، اي علماي اعلام ، اي چه ! اي چه ! ما يك كارهايي كرديم و اشتباهاتي كرديم و حالا از اين اشتباه برگشتيم ! همين علماي اعلام ومراجع عظامي كه در آنجا مي گويد كه اينها مثل "حيوان نجس " مي مانند، از ايشان احترازكنيد! (2) همين علماي اعلامي كه اين آقا مي گويد كه "اينها مثل كرمهايي مي مانند كه توي نجاست مي لولند"(3) آن روز منطقش آن بود! حالايي كه دمش را گرفتند و گير افتاده ،حالا روباه بازي در آورده "علماي اعلام و مراجع عظام " مي گويد! اين جز خدعه چيزي هست ؟ همين آدمي كه در همان حال "علماي اعلام و مراجع عظام " مي گويد و در مقابل مردم و ملت مي ايستد و [اظهار پشيماني ] مي كند، همين آدم دولت نظامي مي گذارد درهمان روز! اين [شخص ] ما را مثل اينكه خيلي نادان مي داند! يا خودش احمق است كه خيال مي كند همه مثل خودش مي مانند! در همان روز! همان روز و شبي كه اين دستش توبه نامه گرفته ، آن دستش سرنيزه گرفته و مردم را با سرنيزه مي كوبد! اين توبه است ؟! اين حالا توبه كرده ؟! ما از او قبول كنيم كه آقا حالا ديگر توبه كردند و - عرض مي كنم - عابد ومسلمان شده اند؟!
3- از سخنان شاه در 23 اسفند 1341.