عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 250 -  دعوت مردم به شكيبايي
صفحه : 250
"اصلاحاتي كه اينها به خيال خودشان كردند، عالما عامدا فاسد كردند نه اينكه اشتباه كردند. آن مردك آمد گفت من اشتباه كردم ! (2) لكن تعمد كرد در امور؛ اينطور نبود كه اشتباه باشد. عالم عامد بود در خراب كردن اين مملكت : كشاورزي را عالم عامد بود كه به صورت "اصلاحات ارضي " به فساد بكشاند؛ "مامور" بود براي اينكه مملكت ما را بازارقرار بدهد براي ديگران ، و ما بايد از ديگران وارد كنيم و ما بازار آنها باشيم . اگر چنانچه اين مرد نبود مملكت خودمان براي خودمان كافي بود لكن اين مرد - يا نامرد - به واسطه آن نوكري [اي ] كه داشت ، "ماموريت "ي كه براي وطنش داشت - مامورش كرده بودندبيايد و اين وطن را از بين ببرد و برد و رفت منتها همه چيزهاي ما را برداشت و رفت -كشاورزي ما به اين حال رسيده است . و تبليغات لازم است ؛ يعني اشخاصي كه در راس واقع هستند، اشخاصي كه مردم از آنها اطاعت مي كنند و مردم را هدايت مي كنند، اينهابايد مردم را وادار كنند به اينكه كشاورزي را از سر بگيرند و كشاورزي را به صورت اول ان شاءالله يا بهتر درآورند. لكن نبايد توقع داشت كه همين امروز كه اين بساط برچيده شد،همان فردا همه كارها مطابق دلخواه همه مردم [بشود]؛ هيچ امكان ندارد اين معنا. و لهذااين مراجعات كثيري كه الان مي شود كه هر كدام يك توقعاتي دارند، [از] اين رو است كه هر كس فكر مي كند حال خودش را؛ متوجه نيست كه مصادف با چه مصيبتي هستند؛الان دولت با چه چيز مصادف است ؛ الان دولت در هر جا كه دست مي گذارد خرابي است و براي آبادي آن محتاج به يك صرف وقتي است ، صرف مخارجي است ؛ كه همه اينها لنگ است .
دعوت مردم به شكيبايي
بايد شما مردم را هدايت كنيد كه آقا شماها پنجاه و چند سال است كه زير زجر بوديدو تحمل كرديد؛ چند سال است كه تحمل شما تمام شد و بحمدالله به قدرت الهي برچيده شد اوضاع ؛ حال بايد چند سال هم صبر بكنيد كه بتدريج اين كارها درست بشود. يك