عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 249 -  مشاركت مردم براي بازسازي
صفحه : 249
است ؛ ارتش ارتش انگلي بوده است ، ديگران او را هدايت مي كردند؛ و همه چيزها به طور شكست خورده و منهدم باقي مانده است . شما وارث يك مملكت ويرانه هستيد كه بايد به همت شما و ساير اقشار، اين ويرانه دوباره از سر، سازندگي پيدا كند.
ضرورت احياي كشاورزي
مشاركت مردم براي بازسازي
اول توقع اين نيست البته ، و نبايد توقع اين باشد كه به طور اعجاز يكشبه همه اموراصلاح بشود. انهدام آسان است : يك سيل مي آيد يك شهر را خراب مي كند؛ يك زلزله مي آيد يك شهر را ويران مي كند؛ لكن ساختن آن شهر بعد مشكل است . البته الان توقعات خيلي زياد است ؛ هر روز توقعات زيادي هست كه روي اين معناست كه توجه به اين نكردند كه پنجاه سال ، بيشتر از پنجاه سال رنج كشيدند و صبر كردند، حالا مي خواهندكه همين رنجهاي پنجاه ساله با يك شب يا با يك ماه ترميم بشود! اين امري است غيرممكن . بايد ما همه به هم دست بدهيم و شما آقايان محترم مردم را موعظه كنيد؛ ومردم همه با هم دست به هم بدهند و اين ويرانه را بسازند. دولت تنها نمي تواند اين كار رابكند؛ يك طايفه نمي توانند اين كار را بكنند براي اينكه خرابي آنطور نيست كه يك جاباشد تا يك قوه بتواند. الان همه اوضاع به هم ريخته است و محتاج به اين است كه همه باهم از اين به بعد - همه با هم - در ساختن اين خرابه شركت بكنيد. بايد شما آقايان درمساجد، در محافل عمومي مردم را متوجه بكنيد كه الان همه شما مكلف بر اين هستيد كه در اين ساختمان شركت بكنيد، هر كس به هر مقدار كه مي تواند.
الان زراعت ما و كشاورزي ما بكلي منهدم است . و بايد آقايان توصيه بكنند درمجالسشان ، در مساجدشان توصيه بكنند، اشخاص بفرستند به اطراف كه مردم را آگاه كنند كه كشت و زرع بكنند كه احتياجمان از خارج برطرف بشود. مملكت ايران كه يك ناحيه اش ممكن بود براي تمام ايران كافي باشد، مثلا آذربايجان اگر چنانچه كشت بشودممكن بود براي ايران كافي باشد، حالا همه چيزش از خارج مي آيد. يعني اين