عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 241 -  تصويري از دادگستري دوران طاغوت
صفحه : 241
هستند اگر ما سستي بكنيم . و اگر چنانچه با هم تشريك مساعي نكنيم و اين وحدت كلمه را حفظ نكنيم و اين نهضت را حفظ نكنيم ، دوباره ما را برمي گردانند به حال اول و بدتراز آن . چرا بدتر از آن ؟ براي اينكه ديدند قدرت ملت ايران چه است ، ديدند كه اينها باايمان چه كردند؛ با يك همچو قدرت بزرگي كه همه هم پشتيبانش بودند، همه هم اعلام پشتيباني كردند، منتها بعضيها زياد پشتيباني كردند [و علنا] مثل امريكا، و بعضيها هم درخفا كردند. ديدند اينها كه همه قدرتها قدرتشان را روي هم گذاشتند، و ملت ايران بادست خالي جلو افتاد و همه چيز را از بين برد. سلطنت 2500 ساله را از بيخ كند وپوساندش ، و رفت از بين . آنها هم نتوانستند كاري بكنند، و نكردند كاري . نمي شد هم بكنند؛ براي آنكه همه قدرتها در مقابل هم ايستاده اند، همه هم مواظبند. خدا اين راخواسته .
بنابراين الان ماها، من كه طلبه هستم اينجا، شما كه از وكلاي دادگستري و از علماهستيد و قضات دادگستري كه همين طور هستند، سايرين - همه - همه بايد دست به هم بدهيم و اين كشوري كه دست ما دادند و همه چيزش فرو ريخته است ، اين را هركس درحيطه خودش آباد كند.
تصويري از دادگستري دوران طاغوت
البته وكلاي دادگستري ، حقوقدانها، بايد بنشينند راجع به طرز دادگستري . . .دادگستري ما يك دادگستري بود كه فجيعه بود! دادگستري نبود، فجيعه بود. اين را من كرارا گفته ام - شايد آن روز هم كه شما بوديد - كه يكي از وكلاي دادگستري - در جواني من شنيدم كه گفته است ؛ من آن وكيل را مي شناختم - يكي از وكلاي دادگستري گفته بودكه در اين محاكمه اي كه هست ، من تا زنده هستم ، بعد هم پسر من ، اين را معطلش مي كند!نمي گذاريم درست بشود. گاهي [براي ] در جريان انداختن يك محاكمه دو سال بايدمعطلي بشود تا جريان بيفتد محاكمه ! مثلا دادگاه آيا داير است براي اين يا نه . اين مي شوددادگاه ! همانها كه بلدند آنها! بعد هم ، بعد از آنكه نيروي انساني را از بين بردند، مردم