عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 187 -  سخنراني در جمع نويسندگان "تفرقه بين روحانيون و روشنفكران "
سخنراني
زمان : 29 بهمن 1357 / 20 ربيع الاول 1399
مكان : تهران ، مدرسه علوي
موضوع : ايجاد تفرقه بين روحانيون و روشنفكران براي غارت ذخاير
حضار: نمايندگان كانون نويسندگان ايران (1)
صفحه : 187
بسم الله الرحمن الرحيم
نقشه استعمار براي ايجاد اختلاف ميان ملت
من از آقايان كه اينجا تشريف آورده اند و اظهار لطف كردند متشكرم . من ازچيزهايي كه در اين نهضت ، ثمراتي كه در اين نهضت يافتم ، يكي روبه رو شدن باچهره هاي تازه اي [است ] كه تاكنون ما با آنها روبه رو نبوديم . از هم جدا كردند قشرهاي ملت را. از هم جدا كردند. روحانيون را از روشنفكران ، از طبقات متفكر جدا كردند؛ وآنها را با هم در صف مقابل قرار دادند. و اين در اثر كوششهايي بود كه استعمار براي اينكه بتواند ذخاير ما را ببرد اين كوششها را كردند كه قشرهاي روشن ملت را، قشرهاي كارآمد ملت را، آنهايي كه مي توانند در مقابل آنها و اجانب ايستادگي كنند و مي توانندآنها را عقب بزنند، براي اينكه اينها مجتمع نشوند و متفرق باشند بلكه با هم در دو جناح مخالف ، و گاهي با هم اختلافات شديد و حديد پيدا بكنند، كوششها كردند. و البته به آمال خودشان هم بسيار رسيدند. روحانيون را در نظر شما - طبقه نويسنده متفكر - طوري قلمداد كردند كه حاضر نبوديد از آنها يادي بكنيد؛ و شما را در مقابل روحانيون طوري قلمداد كردند كه آنها هم حاضر نبودند از شما ذكري بكنند. اين تفرقه باعث شد كه آنها به آمال خودشان رسيدند و با آزادي همه ذخاير ما را بردند؛ و با آزادي - بدون مزاحم -
صفحه : 188
مملكت ما را به عقب راندند و عقب مانده نگه داشتند و نيروهاي انساني ما را نگذاشتندشكوفا بشود.
وحدت بزرگترين دستاورد انقلاب اسلامي
ما در اين نهضت اخير آنچه را كه مي توانم بگويم بهترين ثمرات اين نهضت است ،اين وحدتي [است ] كه حاصل شد بين قشرهاي مختلف . دانشگاهي به روحانيين نزديك شد، روحانيين به آنها نزديك شدند، بازاري با همه اينها نزديك شد، دهقان با همه اينهانزديك شد. و شما الان مي بينيد كه در سرتاسر ايران تمام طبقات با هم همفكر و هم عقيده و يكصدا جمهوري اسلامي را مي خواهند. و رمز موفقيت ما، كه قدرتهاي بزرگ دنيا را عقب نشاند و يك قدرت شيطاني مثل قدرت خاندان پهلوي را فرو ريخت ، اين رمز موفقيت همين وحدت اقشار و وحدت كلمه بود. اگر بنا بود كه قشر روحاني تنهامي خواست به جنگ اينها برود خفه مي كردند او را؛ نويسنده مي خواست به جنگ آنهابرود آنها را از بين مي بردند؛ دانشگاهي مي خواست اين كار را بكند نمي توانست ؛ بازارمي خواست اين كار را تنها بكند نمي شد؛ دهقان مي خواست بكند نمي شد. اينكه همه چيز را ما به دست آورديم ، و ان شاءالله بعد هم به دست مي آوريم ، اين براي همين پيوستگي است كه بين اقشار ملت حاصل شد. و ما بايد اين همبستگي را نگه داريم .
رسالت سنگين نويسندگان
آقايان ! شما نويسندگان الان تكليف بسيار بزرگي بر عهده تان هست . پيشتر قلم شما راشكستند؛ الان قلم شما باز است لكن استفاده از قلم در راه آزادي ملت ، در راه تعاليم اسلامي بكنيد. اين ملت كه مي بينيد، تمامشان زير بيرق اسلام است كه وحدت پيداكردند. اگر نبود قضيه وحدت اسلامي ، ممكن نبود اجتماع اينها. الان از بچه چند ساله تاپيرمرد هشتاد ساله همه با هم در اين نهضت شركت دارند، و همه با هم در اين پيروزي شركت دارند؛ همه با هم هم صدا آزادي را طلب مي كنند و استقلال را - و الحمدلله اينهادست آمده است - و جمهوري اسلامي را مي خواهند؛ و آن هم ان شاءالله با آراي عمومي
صفحه : 189
به دست مي آيد. آنچه كه لازم است الان براي همه ما حفظ اين وحدت است . دردانشگاه گاهي الان ديده شده كه يك تشنجاتي واقع مي شود. اين يا آگاهانه هست يا ازروي ناآگاهي . در هر صورت اگر خداي نخواسته آگاهانه باشد بايد بگويم خيانت است ،و اگر ناآگاهانه باشد بايد بگويم كه جهالت است . امروز روزي نيست كه اين ملت [كه ]اين پيروزي را به دست آورده است ما با تشنجات اين را به هم بزنيم . امروز روزي نيست كه ما با حمله به مراكز عمومي يا به مراكز خصوصي اين نهضت را آلوده كنيم . امروز روزوحدت كلمه است . همه ما، هر كدام در هر راهي كه هستيم ، در هر راهي [هر] مسلكي كه داريم ، همه الان بايد مجتمع بشويم تحت يك لوا. اگر مجتمع نشويم تحت يك لوا همه ما را از بين خواهند برد.
خطر سياست گام به گام ، و گرايش به چپ و راست
پيشتر كه به من پيشنهاد مي كردند، در پاريس بودم بعضي آمدند و پيشنهاد مي كردندبه اينكه خوب است قدم قدم جلو برويم ؛ حالا شاه را نگهش داريم و سلطنت بكند وحكومت نكند، بعدش ما مجلس درست كنيم ، بعدش چه كنيم و بعدش اينها را از بين ببريم .
من به آن آقا كه آدم صحيحي بود وليكن فكرش اشتباه بود - به آن آقا گفتم شماتضمين مي كنيد اين معنا را كه اين نهضتي كه الان حاصل شده بعد از خوابيدن دوباره روشنش كنيد؟ گفت نه . گفتم شما تضمين مي كنيد كه اگر ما مهلت به شاه داديم يك قدم به جلو برود، فردا همه ما را از بين نبرد؟ گفت نه . گفتم الان اين آتشي كه روشن شده است ، از اين آتش ما بايد استفاده كنيم . اگر الان ما تمام مقاصدمان را حاصل نكنيم ، درشكست خواهيم بود بلااشكال . الان ما بايد همان مطلب نهايي مان را عرضه بكنيم .
مطلب نهايي ما رفتن رژيم منحوس شاهنشاهي [است ] كه در طول تاريخ معلوم است جنايات آنها؛ و رفتن جناحهاي چپ و راست و آنهايي كه مي خواهند، امپرياليستها ياچپيها كه مي خواهند ما را اسير كنند. ما از الان بايد مستقل باشيم : نه طرف راست نه طرف
صفحه : 190
چپ ؛ بلكه همه تحت لواي اسلام مستقل . اگر بخواهيد مملكتتان مستقل بشود، اگربخواهيد آزادي براي شما پيدا بشود، افكار متشتت را الان كنار بگذاريد و با هم ،هم صدا با هم ، اين بار را به منزل برسانيد.
شما مي دانيد كه الان مملكت ما يك مملكت آشفته است . الان همه چيزهاي مافرو ريخته است : اقتصاد ما عقب مانده است ، يعني كردند اين كار را با ما؛ كشاورزي ما راعقب راندند به طوري كه ما الان همه چيزمان محتاج به خارج است ؛ صنعت ما رانگذاشتند شكوفايي پيدا كند، صنعتهاي كوچك را هم از بين بردند؛ و ارتش ما را آنطوركردند كه مي دانيد. همه چيز ما را از بين بردند. نيروي انساني ما را از بين بردند.
اينها در اين طول تاريخ و در اين زحماتي كه كشيدند همچو كردند كه ما نتوانيم خودمان فكر بكنيم . فكر استقلال در ذهن ما كم مي آمد. قشرهاي مردم توجه به اين معاني نداشتند كه ما بايد مستقل باشيم ؛ فكر اين را نمي كردند كه بشود يك همچوسلطنتي را به زمين زد؛ فكر اين را نمي كردند كه امريكا با آن همه تجهيزات ، شوروي باآن همه تجهيزات نتوانند دخالت بكنند در امور داخلي ايران . اينها مي خواستند بكنند.البته پيغامها دادند، تشرها زدند، حرفها زدند، كه ما را عقب بنشانند لكن ما عقب ننشستيم ،و ديديم كه ما تكليفمان اين است كه جلو برويم . و من هر كس كه آمد از اينهايي كه همچو يواش يواش مي خواستند راه بروند و ميانه روي كنند، به آنها گفتم كه ما تكليف خدايي [داريم ]، تكليف من نيست كه [مسامحه ] بكنم ؛ با من نيست كه يك قدري آسان راه بروم . من يك تكليف الهي دارم و مطابق تكليف الهي عمل مي كنم . كشته بشوم ، عمل كردم به تكليف الهي ؛ پيش ببرم ، عمل كردم به تكليف الهي ام .
آزادي و استقلال در گرو اتحاد
شما تكليف الهي داريد. متكي به خدا باشيد. متكي به امام زمان - سلام الله عليه -باشيد. و شما پيش مي بريد ان شاءالله اگر اين وحدت كلمه حفظ بشود، كه رمز پيروزي ماست . ما پيشرفت كرديم و به آخر مي رسانيم . ديگر اجازه نخواهيم داد كه ثروتهاي ما را
صفحه : 191
ببرند و فقراي ما اينطور در كوچه ها بخوابند بي نان و بي آب . و اگر اين وحدت كلمه خداي نخواسته از بين برود، دوباره بدانيد كه آنها هوشمندند: آن روزي كه ما وحدت كلمه را از دست داديم ، آنها حمله خواهند كرد و باز يك قلدري را مثل رضاخان يا به اسم او يا ديگري مي آورند. به هر رژيمي كه باشد مي آورند سر كار. باز همان معاني است و همان آش و همان كاسه است ، و همان عقب ماندگي است و همان ذلت است وهمان چيزهاست .
امروز بايد وحدت كلمه حفظ بشود. مي بينيد وحدت كلمه الان هست ، در همه اقشارالان هست . اشخاصي كه بخواهند اين وحدت را به هم بزنند و بخواهند تضعيف كنند،آنهايي را كه اين وحدت را ايجاد كردند، بخواهند آنها را تضعيف كنند، اينها بايدتجديدنظر در فكر خودشان بكنند؛ توجه بكنند. ما خيرخواه شما هستيم . ما خيرخواه اين ملت هستيم . اسلام خيرخواه شماست . اسلام دنيا و آخرت شما را سعادتمند مي كند.
آشتي با اسلام ، همراهي با ملت
با اسلام آشتي بكنند آنهايي كه آشتي ندارند. بيايند زير لواي اسلام . بيايند تعليمات اسلامي . . . همين اجانب نگذاشتند تعاليم اسلام معلوم بشود. يك قشري كه به آنها مربوطنيست رها كردند. آن قشرهايي كه به آنها مربوط بود، آن تعاليمي كه به آنها مربوط بود وبا منافع آنها مخالف بود، آنها را نگذاشتند ما مطالعه بكنيم ، نگذاشتند ما انتشار بدهيم .شما بدانيد كه اسلام همه چيز دارد. يعني از قبل از اينكه ازدواج واقع بشود بين مرد و زن ،تا آن وقتي كه توي قبر مي رود آثار دارد، احكام دارد، دستور دارد. همه دستورهاي مترقي . همه دستورهايي كه براي سعادت انسان ، چه در اين دنيا چه در آن دنيا، مفيداست . و من چيزي كه از نويسندگان مي خواهم اين است كه همان طور كه ما طلبه ها مكلف هستيم ، شما آقايان نويسندگان هم مكلف هستيد. الان از قلمتان استفاده كنيد و براي خيراين ملت و براي خير اين جامعه قلمفرسايي كنيد. خداوند به همه شما سلامت و عزت بدهد.