عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 16 -  تعيين دولت با پشتيباني ملت
صفحه : 16
من دولت تعيين مي كنم ! من تو دهن اين دولت مي زنم ! من دولت تعيين مي كنم ! من به پشتيباني اين ملت دولت تعيين مي كنم ! من به واسطه اينكه ملت مرا قبول دارد(3) . . . اين آقا(4) كه خودش هم خودش را قبول ندارد! رفقايش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد؛ فقط امريكا از اين پشتيباني كرده و فرستاده ، به ارتش دستور داده كه از اين پشتيباني بكنيد؛ انگليس هم از اين پشتيباني كرده و گفته است كه بايد از اين پشتيباني بكنيد. يك نفر آدمي كه نه ملت قبولش دارد، نه هيچ يك از طبقات ملت از هر جا بگوييد قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند كه مي آورند توي
3- ابراز احساسات شديد مردم موجب شد كه سخنان امام قطع شود.
عمر پيدا كرده بود، عمر سلطنتي پيدا كرده بود، مخازن نفت ما را تمام كرده بود،زراعتمان را هم كه تمام كرده ، اين ملت بكلي ساقط شده بود و بايد عملگي كند براي اغيار. ما كه فرياد مي كنيم از دست اين ، براي اين است . خونهاي جوانهاي ما براي اين جهات ريخته شده ؛ براي اينكه آزادي مي خواهيم ما. ما پنجاه سال است كه در اختناق به سر برديم . نه مطبوعات داشتيم ، نه راديو صحيح داشتيم ، نه تلويزيون صحيح داشتيم ؛نه خطيب مي توانست حرف بزند، نه اهل منبر مي توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت مي توانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد؛ نه هيچ يك از اقشار ملت كارشان رامي توانستند ادامه بدهند. و در زمان ايشان هم همين اختناق به طريق بالاتر باقي است وباقي بود. و الان هم باز نيمه حشاشه (2) او كه باقي است ، نيمه حشاشه اين اختناق هم باقي است . ما مي گوييم كه خود آن آدم ، دولت آن آدم ، مجلس آن آدم - تمام اينها غيرقانوني است و اگر ادامه به اين بدهند، اينها مجرمند و بايد محاكمه بشوند، و ما آنها را محاكمه مي كنيم .
4- بختيار.
تعيين دولت با پشتيباني ملت
2- پركاه ؛ بقيه روح در شخص بيمار. در اينجا منظور دولت بختيار است .