عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 11 -  رژيم پهلوي ، تحميلي و غير قانوني
صفحه : 11
ملت در صد سال پيش از اين ، صد و پنجاه سال پيش از اين ملتي بوده ، يك سرنوشتي داشته است و اختياري داشته ولي او اختيار ما را نداشته است كه سلطاني را بر ما مسلطكند. ما فرض مي كنيم كه اين سلطنت پهلوي ، اول كه تاسيس شد ما فرض مي كنيم كه به اختيار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختيار مردم تاسيس كردند، اين اسباب اين مي شود كه - بر فرض اينكه اين امر باطل صحيح باشد - فقط رضا خان سلطان باشد؛ آن
بود. آنهايي كه در سن من هستند مي دانند و ديده اند كه مجلس موسسان كه تاسيس شد،با سرنيزه تاسيس شد. ملت هيچ دخالت نداشت در مجلس موسسان . مجلس موسسان رابا زور سرنيزه تاسيس كردند، و با زور وكلاي آن را وادار كردند به اينكه به رضا شاه راي سلطنت بدهند. پس اين سلطنت از اول يك امر باطلي بود؛ بلكه اصل رژيم سلطنتي ازاول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلي است و خلاف حقوق بشر است . براي اينكه مافرض مي كنيم كه يك ملتي تمامشان راي دادند كه يك نفري سلطان باشد؛ بسيار خوب ،اينها از باب اينكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، راي آنها براي آنها قابل عمل است . لكن اگر يك ملتي راي دادند - ولو تمامشان - به اينكه اعقاب اين سلطان هم سلطان باشد، اين به چه حقي [است ؟] ملت پنجاه سال پيش از اين ، سرنوشت ملت بعد را معين مي كند؟ سرنوشت هر ملتي به دست خودش است . ما در زمان سابق - فرض بفرماييد كه زمان اول قاجاريه - نبوديم ؛ اگر فرض كنيم كه سلطنت قاجاريه به واسطه يك رفراندمي تحقق پيدا كرد و همه ملت هم - ما فرض كنيم كه - راي مثبت دادند اما راي مثبت دادند بر آغا محمد خان قجر و آن سلاطيني كه بعدهامي آيند؛ در زماني كه ما بوديم و زمان سلطنت احمد شاه بود، هيچ يك از ما زمان آغامحمد خان را ادراك نكرده ؛ آن اجداد ما كه راي دادند براي سلطنت قاجاريه ، به چه حقي راي دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد؟ سرنوشت هر ملت دست خودش است .
رژيم پهلوي ، تحميلي و غير قانوني