عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد شـشم - صفحه 10 -  رژيم سلطنتي مغاير عقل و قانون
سخنراني
زمان : 12 بهمن 1357 / 3 ربيع الاول 1399
موضوع : غيرقانوني بودن مجلس و دولت منصوب شاه و مفاسد رژيم
مناسبت : بازگشت امام خميني به ايران پس از پانزده سال تبعيد
مكان : تهران ، بهشت زهرا
حضار: ميليونها نفر از مردم تهران و شهرهاي مختلف ايران
صفحه : 10
تشكر و تسليت
ما در اين مدت مصيبتها ديديم ؛ مصيبتهاي بسيار بزرگ . و بعض پيروزيها حاصل شدكه البته آن هم بزرگ بود. مصيبتهاي زنهاي جوان مرده ، مردهاي اولاد از دست داده ،طفلهاي پدر از دست داده . من وقتي چشمم به بعضي از اينها كه اولاد خودشان را ازدست داده اند مي افتد، سنگيني در دوشم پيدا مي شود كه نمي توانم تاب بياورم . من نمي توانم از عهده اين خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآيم . من نمي توانم تشكراز اين ملت بكنم كه همه چيز خودش را در راه خدا داد. خداي تبارك و تعالي بايد به آنهااجر عنايت فرمايد. من به مادرهاي فرزند از دست داده تسليت عرض مي كنم و در غم آنها شريك هستم . من به پدرهاي جوان داده ، من به آنها تسليت عرض مي كنم . من به جوانهايي كه پدرانشان را در اين مدت از دست داده اند تسليت عرض مي كنم .
رژيم سلطنتي مغاير عقل و قانون
خوب ، ما حساب بكنيم كه اين مصيبتها براي چه به اين ملت وارد شد. مگر اين ملت چه مي گفت و چه مي گويد كه از آن وقتي كه صداي ملت درآمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اينها ادامه دارد. ملت ما چه مي گفتند كه مستحق اين عقوبات شدند. ملت ما يك مطلبش اين بود كه اين سلطنت پهلوي از اول كه پايه گذاري شد برخلاف قوانين
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
صفحه : 11
رژيم پهلوي ، تحميلي و غير قانوني
ملت در صد سال پيش از اين ، صد و پنجاه سال پيش از اين ملتي بوده ، يك سرنوشتي داشته است و اختياري داشته ولي او اختيار ما را نداشته است كه سلطاني را بر ما مسلطكند. ما فرض مي كنيم كه اين سلطنت پهلوي ، اول كه تاسيس شد ما فرض مي كنيم كه به اختيار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختيار مردم تاسيس كردند، اين اسباب اين مي شود كه - بر فرض اينكه اين امر باطل صحيح باشد - فقط رضا خان سلطان باشد؛ آن
بود. آنهايي كه در سن من هستند مي دانند و ديده اند كه مجلس موسسان كه تاسيس شد،با سرنيزه تاسيس شد. ملت هيچ دخالت نداشت در مجلس موسسان . مجلس موسسان رابا زور سرنيزه تاسيس كردند، و با زور وكلاي آن را وادار كردند به اينكه به رضا شاه راي سلطنت بدهند. پس اين سلطنت از اول يك امر باطلي بود؛ بلكه اصل رژيم سلطنتي ازاول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلي است و خلاف حقوق بشر است . براي اينكه مافرض مي كنيم كه يك ملتي تمامشان راي دادند كه يك نفري سلطان باشد؛ بسيار خوب ،اينها از باب اينكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، راي آنها براي آنها قابل عمل است . لكن اگر يك ملتي راي دادند - ولو تمامشان - به اينكه اعقاب اين سلطان هم سلطان باشد، اين به چه حقي [است ؟] ملت پنجاه سال پيش از اين ، سرنوشت ملت بعد را معين مي كند؟ سرنوشت هر ملتي به دست خودش است . ما در زمان سابق - فرض بفرماييد كه زمان اول قاجاريه - نبوديم ؛ اگر فرض كنيم كه سلطنت قاجاريه به واسطه يك رفراندمي تحقق پيدا كرد و همه ملت هم - ما فرض كنيم كه - راي مثبت دادند اما راي مثبت دادند بر آغا محمد خان قجر و آن سلاطيني كه بعدهامي آيند؛ در زماني كه ما بوديم و زمان سلطنت احمد شاه بود، هيچ يك از ما زمان آغامحمد خان را ادراك نكرده ؛ آن اجداد ما كه راي دادند براي سلطنت قاجاريه ، به چه حقي راي دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد؟ سرنوشت هر ملت دست خودش است .
صفحه : 12
دولتهاي دست نشانده و مجالس فرمايشي
حالا مي آييم سراغ دولتهايي كه ناشي شده از سلطنت محمدرضا و مجلسهايي كه ماداريم . در تمام طول مشروطيت - الا بعض از زمانها آن هم نسبت به بعض از وكلا - مردم دخالت نداشتند در تعيين وكلا! شما الان اطلاع داريد كه در اين مجلسي كه حالا هست - چه مجلس شورا و چه مجلس سنا - و شما ملت ايران هستيد، شما ملتي هستيد كه درتهران سكني داريد، من از شما مردم تهران سئوال مي كنم كه آيا اين وكلايي كه در مجلس هستند - چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا - شما اطلاع داشتيد كه اينها را خودتان تعيين كنيد؟ اكثر اين مردم مي شناسند اين افرادي را كه به عنوان وكيل مجلس سنا يا
هم بر آن اشخاصي كه در آن زمان بودند. و اما محمدرضا سلطان باشد بر اين جمعيتي كه الان بيشترشان - بلكه الا بعض كم ، بعض قليلي از آنها - ادراك آن وقت را نكرده اند، چه حقي داشتند ملت در آن زمان سرنوشت ما را در اين زمان معين كنند؟ بنابراين سلطنت محمدرضا اولا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنيزه تاسيس شده بود، مجلس غيرقانوني است ، پس سلطنت محمدرضا هم غيرقانوني است . و اگرسلطنت رضا شاه فرض بكنيم كه قانوني بوده ، چه حقي آنها داشتند كه براي ما سرنوشت معين كند؟ هر كسي سرنوشتش با خودش است . مگر پدرهاي ما ولي ما هستند؟ مگر آن اشخاصي كه در صد سال پيش از اين ، هشتاد سال پيش از اين بودند، مي توانند سرنوشت ملتي را كه بعدها وجود پيدا مي كنند آنها تعيين بكنند؟ اين هم يك دليل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانوني نيست . علاوه بر اين ، اين سلطنتي كه در آن وقت درست كرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض كنيم كه صحيح بوده است ، اين ملتي كه سرنوشت خودش با خودش بايد باشد در اين زمان مي گويد كه ما نمي خواهيم اين سلطان را. وقتي كه اينها راي دادند به اينكه ما سلطنت رضا شاه را، سلطنت محمدرضا شاه را، رژيم سلطنتي را نمي خواهيم ، سرنوشت اينها با خودشان است . اين هم يك راه است از براي اينكه سلطنت او باطل است .
صفحه : 13
مجلس شورا در مجلس هستند يا اين هم با زور تعيين شده بدون اطلاع مردم ؟ مجلسي كه بدون اطلاع مردم است و بدون رضايت مردم است ، اين مجلس مجلس غيرقانوني است .بنابراين اينهايي كه در مجلس نشسته اند و مال ملت را گرفته اند به عنوان اينكه حقوق هر.. . وكيلي اينقدر است ، اين حقوق را حق نداشتند بگيرند و ضامن هستند. آنهايي هم كه در مجلس سنا هستند، آنها هم حق نداشتند و ضامن هستند.
و اما دولتي كه ناشي مي شود از يك شاهي كه خودش و پدرش غيرقانوني است ،خودش علاوه بر او غيرقانوني است ، وكلايي كه تعيين كرده است غيرقانوني است ،دولتي كه از همچو مجلسي و همچو سلطاني انشا بشود، اين دولت غيرقانوني است . اين ملت حرفي را كه داشتند در زمان محمدرضا خان مي گفتند كه اين سلطنت را مانمي خواهيم و سرنوشت ما با خود ماست ، حالا هم مي گويند كه ما اين وكلا را غيرقانوني مي دانيم ، اين مجلس سنا را غيرقانوني مي دانيم ، اين دولت را غيرقانوني مي دانيم . آياكسي كه خودش از ناحيه مجلس ، از ناحيه مجلس سنا، از ناحيه شاه منصوب است ، و همه آنها غيرقانوني هستند، مي شود كه قانوني باشد؟ ما مي گوييم كه شما غيرقانوني هستيدبايد برويد. ما اعلام مي كنيم كه الان دولتي كه به اسم دولت قانوني خودش را معرفي مي كند، حتي خودش قبول ندارد كه قانوني است ! خودش تا چند سال پيش از اين ، تا آن وقتي كه دستش نيامده بود اين وزارت ، قبول داشت كه غيرقانوني است ؛ حالا چه شده است كه مي گويد من قانوني هستم ؟! اين مجلس غيرقانوني است ؛ از خود وكلا بپرسيد كه آيا شما را ملت تعيين كرده است ؟ هر كدام ادعا كردند كه ملت تعيين كرده است ، مادستشان را مي دهيم دست يك نفر آدم ببرد او را در حوزه انتخابيه اش ، در حوزه انتخابيه از مردم سئوال مي كنيم كه اين آقا آيا وكيل شما هست ؟ شما او را تعيين كرديد؟ حتمابدانيد كه جواب آنها نفي است . بنابراين آيا ملتي كه فرياد مي كند كه ما اين دولتمان ، اين شاهمان ، اين مجلسمان برخلاف قوانين است ، و حق شرعي و حق قانوني و حق بشري مااين است كه سرنوشتمان دست خودمان باشد، آيا حق اين ملت اين است كه يك قبرستان شهيد براي ما درست بكنند در تهران ، يك قبرستان هم در جاهاي ديگر؟
صفحه : 14
فساد و ويراني به نام اصلاح و ترقي
بنابراين كارهايي كه اين آدم كرده به عنوان "اصلاح "، اين كارها خودش افساد بوده است ! قضيه "اصلاحات ارضي " يك لطمه اي بر مملكت ما وارد كرده است كه تا شايدبيست سال ديگر ما نتوانيم اين را جبرانش بكنيم ؛ مگر همه ملت دست به هم بدهند وكمك كنند تا سالهايي بگذرد و جبران بشود اين معنا. فرهنگ ما را يك فرهنگ عقب نگه داشته درست كرده است . فرهنگ ما را اين [شاه ] عقب نگه داشته به طوري كه الان جوانهاي ما تحصيلاتشان در اينجا تحصيلات تام تمام نيست و بايد بعد از اينكه يك مدتي در اينجا يك نيمه تحصيلي كردند، آن هم با اين مصيبتها، آن هم با اين [فشار]ها،بايد بروند در خارج تحصيل بكنند. ما پنجاه سال است ، بيشتر از پنجاه سال است دانشگاه داريم و قريب سي و چند سال است كه اين دانشگاه را داريم ؛ لكن چون خيانت شده است به ما، از اين جهت رشد نكرده ؛ رشد انساني ندارد. تمام انسانها و نيروي انساني ما را
من بايد عرض كنم كه محمدرضاي پهلوي ، اين خائن خبيث . . . رفت ، فرار كرد و همه چيز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد، قبرستانهاي ما را آباد كرد. مملكت ما را ازناحيه اقتصاد خراب كرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ريخته است ؛ كه اگربخواهيم ما اين اقتصاد را به حال اول برگردانيم ، سالهاي طولاني با همت همه مردم ، نه يك دولت اين كار را مي تواند بكند و نه يك قشر از اقشار مردم اين كار را مي توانندبكنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمي توانند اين به هم ريختگي اقتصاد را ازبين ببرند. شما ملاحظه كنيد به اسم اينكه ما مي خواهيم زراعت را، دهقانها را دهقان كنيم ، تا حالا رعيت بودند و ما مي خواهيم حالا دهقانشان كنيم ! "اصلاحات ارضي "درست كردند. اصلاحات ارضي شان بعد از اين مدت طولاني به اينجا منتهي شد كه بكلي دهقاني از بين رفت ، بكلي زراعت ما از بين رفت ، و الان شما در همه چيز محتاجيدبه خارج . يعني محمدرضا اين كار را كرد تا بازار درست كند از براي امريكا و ما محتاج به او باشيم در اينكه گندم از او بياوريم ، برنج از او بياوريم ، همه چيز را. تخم مرغ از اوبياوريم ، يا از اسرائيل كه دست نشانده امريكاست بياوريم .
صفحه : 15
فرياد از دست شاه و امريكا
از بين برده است اين آدم .
اين آدم به واسطه نوكري كه داشته ، مراكز فحشا درست كرده . تلويزيونش مركزفحشاست ، راديوش - بسياري اش - فحشاست . مراكزي كه اجازه دادند براي اينكه بازباشد، مراكز فحشاست . اينها دست به دست هم دادند. در تهران مركز مشروب فروشي بيشتر از كتاب فروشي است ، مراكز فساد ديگر الي ماشاالله است . براي چه ؟ سينماي مامركز فحشاست . ما با سينما مخالف نيستيم ، ما با مركز فحشا مخالفيم . ما با راديو مخالف نيستيم ، ما با فحشا مخالفيم . ما با تلويزيون مخالف نيستيم ، ما با آن چيزي كه در خدمت اجانب براي عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نيروي انساني ماست ، با آن مخالف هستيم . ما كي مخالفت كرديم با تجدد؟ با مراتب تجدد؟ مظاهر تجدد وقتي كه ازاروپا پايش را در شرق گذاشت - خصوصا در ايران - مركز [عظيمي ] كه بايد از آن استفاده تمدن بكنند ما را به توحش كشانده است . سينما يكي از مظاهر تمدن است كه بايد درخدمت اين مردم ، در خدمت تربيت اين مردم باشد؛ و شما مي دانيد كه جوانهاي ما رااينها به تباهي كشيده اند. و همين طور ساير اين [مراكز]. ما با اينها در اين جهات مخالف هستيم . اينها به همه معنا خيانت كرده اند به مملكت ما.
1- شاه .
و اما نفت ما. تمام نفت ما را به غير دادند! به امريكا و غير از امريكا دادند. آني كه به امريكا دادند عوض چه گرفتند؟ عوض ، يك اسلحه هايي براي پايگاه درست كردن براي آقاي امريكا! ما هم نفت داديم و هم پايگاه براي آنها درست كرديم ! امريكا با اين حيله ،كه اين مرد(1) هم دخالت داشت ، با اين حيله نفت را از ما [ربود] و براي خودش در عوض ، پايگاه درست كرد. يعني اسلحه هايي آورده اينجا كه ارتش ما نمي تواند اين اسلحه را استعمال بكند؛ بايد مستشارهاي آنها باشند، بايد كارشناسهاي آنها باشند. اين هم از ناحيه نفت ، كه اين نفت ما را اگر چند سال ديگر - خداي نخواسته - اين [شخص ]
صفحه : 16
عمر پيدا كرده بود، عمر سلطنتي پيدا كرده بود، مخازن نفت ما را تمام كرده بود،زراعتمان را هم كه تمام كرده ، اين ملت بكلي ساقط شده بود و بايد عملگي كند براي اغيار. ما كه فرياد مي كنيم از دست اين ، براي اين است . خونهاي جوانهاي ما براي اين جهات ريخته شده ؛ براي اينكه آزادي مي خواهيم ما. ما پنجاه سال است كه در اختناق به سر برديم . نه مطبوعات داشتيم ، نه راديو صحيح داشتيم ، نه تلويزيون صحيح داشتيم ؛نه خطيب مي توانست حرف بزند، نه اهل منبر مي توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت مي توانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد؛ نه هيچ يك از اقشار ملت كارشان رامي توانستند ادامه بدهند. و در زمان ايشان هم همين اختناق به طريق بالاتر باقي است وباقي بود. و الان هم باز نيمه حشاشه (2) او كه باقي است ، نيمه حشاشه اين اختناق هم باقي است . ما مي گوييم كه خود آن آدم ، دولت آن آدم ، مجلس آن آدم - تمام اينها غيرقانوني است و اگر ادامه به اين بدهند، اينها مجرمند و بايد محاكمه بشوند، و ما آنها را محاكمه مي كنيم .
4- بختيار.
تعيين دولت با پشتيباني ملت
2- پركاه ؛ بقيه روح در شخص بيمار. در اينجا منظور دولت بختيار است .
من دولت تعيين مي كنم ! من تو دهن اين دولت مي زنم ! من دولت تعيين مي كنم ! من به پشتيباني اين ملت دولت تعيين مي كنم ! من به واسطه اينكه ملت مرا قبول دارد(3) . . . اين آقا(4) كه خودش هم خودش را قبول ندارد! رفقايش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد؛ فقط امريكا از اين پشتيباني كرده و فرستاده ، به ارتش دستور داده كه از اين پشتيباني بكنيد؛ انگليس هم از اين پشتيباني كرده و گفته است كه بايد از اين پشتيباني بكنيد. يك نفر آدمي كه نه ملت قبولش دارد، نه هيچ يك از طبقات ملت از هر جا بگوييد قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند كه مي آورند توي
3- ابراز احساسات شديد مردم موجب شد كه سخنان امام قطع شود.
صفحه : 17
و من از خداي تبارك و تعالي سلامت همه شما را خواستار هستم . و من عرض مي كنم بر همه ما واجب است كه اين نهضت را ادامه بدهيم تا آن وقتي كه اينها ساقط بشوند؛ و مابه واسطه آراي مردم ، مجلس سنا(7) درست بكنيم ؛ و دولت اول را - دولت دائمي را -تعيين بكنيم .
مي گويد كه در يك مملكت كه دو تا دولت نمي شود! خوب ، واضح است اين ؛ يك مملكت دو تا دولت ندارد لكن دولت غيرقانوني بايد برود. تو غير قانوني هستي ! دولتي كه ما مي گوييم ، دولتي است كه متكي به آراي ملت است ؛ متكي به حكم خداست . توبايد يا خدا را انكار كني يا ملت را! بايد سر جايش بنشيند اين آدم ! و يا اينكه به امر امريكاو اينها وادار كند يك دسته اي از اشرار، اين ملت را قتل عام كند.
هشدار به ملت ايران
ما تا هستيم نمي گذاريم اينها سلطه پيدا كنند. ما نمي گذاريم دوباره اعاده بشود آن حيثيت سابق و آن ظلمهاي سابق . ما نخواهيم گذاشت كه محمدرضا برگردد. اينهامي خواهند او را برگردانند. بيدار باشيد! اي مردم ، بيدار باشيد! نقشه دارند مي كشند. ستاددرست كرده مردكه (6) در آن جايي كه هستش ؛ روابط دارند درست مي كنند. مي خواهنددوباره ما را برگردانند به آن عهدي كه همه چيزمان اختناق در اختناق باشد، و همه هستي ما به كام امريكا برود. ما نخواهيم گذاشت ؛ تا جان داريم نخواهيم گذاشت .
اندرز و اتمام حجت به ارتش
و من بايد يك نصيحت به ارتش بكنم و يك تشكر از يك اركان ارتش ، يك قشرهايي از ارتش . اما آن نصيحتي كه مي كنم اين است كه ما مي خواهيم كه شما مستقل
5- اشاره به حضار.
6- شاه .
7- به توضيح امام در پايان همين سخنراني توجه كنيد.
خيابانها! از خودشان هست اين اشرار، فرياد هم مي كنند، از اين حرفها هم مي زنند. لكن ملت اين است ، اين (5) ملت است .
صفحه : 18
قدرشناسي از نظاميان پيوسته به ملت
و اما تشكر مي كنم از اين قشرهايي كه متصل شدند به ملت . اينها آبروي خودشان را،آبروي كشورشان را، آبروي ملتشان را، اينها حفظ كردند. اين درجه دارها، همافرها،افسرهاي نيروي هوايي - اينها همه مورد تشكر و تمجيد ما هستند؛ و همين طور آنهايي كه در اصفهان و در همدان و در ساير جاها اينها تكليف شرعي ، ملي ، كشوري خودشان رادانستند و به ملت ملحق شدند و پشتيباني از نهضت اسلامي ملت كردند. ما از آنها تشكرمي كنيم و به اينهايي كه متصل نشدند مي گوييم كه متصل بشويد به اينها. اسلام براي شمابهتر از كفر است ؛ ملت براي شما بهتر از اجنبي است . ما براي شما مي گوييم اين مطلب را،شما هم براي خودتان اين كار را بكنيد. رها بكنيد اين را. خيال نكنيد كه اگر رها كرديد، مامي آييم شما را به دار مي زنيم ! اين چيزهايي است كه شماها يا كسان ديگر درست كرده اند؛ و الا اين همافرها و اين درجه دارها و اين افسرها كه آمدند و متصل شدند، ما باكمال عزت و سعادت آنها را حفظ مي كنيم . و ما مي خواهيم كه مملكت مملكت قوي باشد. ما مي خواهيم كه مملكت داراي يك نظام قدرتمند باشد. ما نمي خواهيم نظام را به
باشيد. ما داريم زحمت مي كشيم ، ما خون داديم ، ما جوان داديم ، ما حيثيت و آبروداديم ، مشايخ ما حبس رفتند، زجر كشيدند، مي خواهيم كه ارتش ما مستقل باشد. آقاي ارتشبد، شما نمي خواهيد، آقاي سرلشكر، شما نمي خواهيد مستقل باشيد؟ شمامي خواهيد نوكر باشيد؟! من به شما نصيحت مي كنم كه بياييد در آغوش ملت ؛ همان كه ملت مي گويد بگوييد. بگوييد ما بايد مستقل باشيم . ملت مي گويد ارتش بايد مستقل باشد، ارتش نبايد زير فرمان مستشارهاي امريكا و اجنبي باشد؛ شما هم بياييد - ما براي خاطر شما اين حرف را مي زنيم - شما هم بياييد براي خاطر خودتان اين حرف را بزنيد،بگوييد: ما مي خواهيم مستقل باشيم ، ما نمي خواهيم اين مستشارها باشند. ما كه اين حرف را مي زنيم كه ارتش بايد مستقل باشد، جزاي ما اين است كه بريزيد توي خيابان ، خون جوانهاي ما را بريزيد كه چرا مي گوييد من بايد مستقل باشم ! ما مي خواهيم تو آقا باشي .
صفحه : 19
هم بزنيم . ما مي خواهيم نظام محفوظ باشد لكن نظام ناشي از ملت در خدمت ملت ؛ نه نظامي كه ديگران سرپرستي اش بكنند و ديگران فرمان به آن بدهند.
مقصود من از مجلس "سنا" مجلس "موسسان " بود نه مجلس سنا. مجلس سنا اصلش يك حرف مزخرفي است ! هميشه بوده !
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته