عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد نوزدهم - صفحه 93 -  لزوم رابطه با ملتها و دولتها
صفحه : 93
طاغوتي بايد منحل شود و خودمان يك ارتش عليحده درست كنيم و معلوم بود كه مي خواهند شيطنت بكنند كه اين نقشه هم از بين رفت . و حالا شما مي بينيد كه ارتش متحول شده و به جز اشخاصي كه فاسد بوده و فرار كردند و يا معدوم شدند، ديگران خدمت مي كنند، كه اگر خداي نخواسته ، در آن وقت چنين مسئله اي پيش مي آمد، مامواجه با شكست مي شديم .
لزوم رابطه با ملتها و دولتها
و الان از قراري كه من شنيدم شيطنت ديگري مي كنند و آن اين كه ؛ ما چرا با دولت هارابطه داشته باشيم ؟ ما مي رويم به سراغ ملت ها و با دولت ها هيچ كاري نداريم ! كه اين هم نقشه اي است كه اخيرا تعقيب مي شود. ابرقدرت ها و امريكا خيال مي كردند كه ايران به واسطه انقلابي كه كرده است و مي خواهد استقلال و آزادي را كه يك مسئله تازه وبرخلاف رويه همه حكومت هاست به دست بياورد، به ناچار منزوي خواهد شد، وقتي كه منزوي شد زندگي نمي تواند بكند، كه ديدند نشد و ايران روابطش با خارجي ها زيادترگرديد. حالا به اين مطلب افتادند كه ؛ ما چكار داريم به دولت ها، اينها همه ظالم و كذاهستند و ما بايد با ملت ها روابط داشته باشيم . كه اين هم نقشه تازه و مسئله بسيار خطرناك و شيطنت دقيقي است . ما بايد همان گونه كه در زمان صدر اسلام ، پيامبر سفير به اين طرف و آن طرف مي فرستاد كه روابط درست كند عمل كنيم ، و نمي توانيم بنشينيم وبگوييم كه با دولت ها چكار داريم . اين برخلاف عقل و برخلاف شرع است ، و ما بايدهمه با همه رابطه داشته باشيم ، منتها چند تا استثناء مي شود كه الان هم با آنها رابطه نداريم .اما اين كه با هيچ دولتي نبايد رابطه داشته باشيم ، هيچ عقل و هيچ انساني آن را نمي پذيرد،چون معنايش شكست خوردن و فنا و مدفون شدن است تا آخر. و ما بايد با ملت ها ودولت ها رابطه پيدا كنيم ؛ آنها را كه مي توانيم ارشاد كنيم ، با همين روابط ارشاد كنيم ، و ازآنهايي كه نمي توانيم ارشاد كنيم ، سيلي نخوريم . بنابراين ، من به شما سفارش مي كنم كه در هر جا و در هر كشوري كه هستيد رابطه تان را محكم كنيد و رفت و آمد داشته باشيدچون وقتي كه رئيس جمهور به چند مملكت مي رود و نخست وزير و آقاي دكتر ولايتي