عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد نوزدهم - صفحه 448 -  انگيزه الهي در عظمت حركت انبيا
صفحه : 448
مشابه او باشد، برويم طرف آن طرف .
انگيزه الهي در عظمت حركت انبيا
دانشگاه را بايد شما روبه خدا ببريد، رو به معنويت ببريد و همه درسها هم خوانده بشود، همه درسها هم براي خدا خوانده بشود. اگر اين را توانستيد كه شما براي اين كاربرويد و اين كار را بكنيد، در كارتان موفقيد، چه برسيد به مقصدتان ، چه نرسيد به مقصدتان . و اگر براي خودتان باشد ممكن است كار، بسيار كار عادي باشد اما براي ديگران نفع دارد، براي شما نفع ندارد، گاهي براي شما ضرر دارد؛ براي ديگري نفع دارد، براي شما ضرر دارد و گاهي براي شما نفع دارد، براي ديگران ضرر دارد. شمامي خواستيد يك كار خوبي بكنيد نشده است و كار بد شده است ، اما شما مي خواستيدخوب انجام بدهيد. اين معنا را ما بايد هميشه در ذهنمان باشد و توجه به اين داشته باشيم تا موفق در امور بشويم ، در هر كاري موفق بشويم . من ادعا نمي كنم كه امثال من يك همچو چيزي هستيم ، نه ، ما آدمهاي ناقصي هستيم ، بايد برويم تحصيل كنيم ، تا تحصيل كمال بكنيم . اما مردم ، بودند در بينشان كه يك همچو اشخاصي بودند، لااقل ما مي دانيم انبيا بودند، اولياي خدا بودند كه اين جور بودند، براي او بوده هر چه كار كردند، نه اين است كه براي حكومت بوده است يا براي چي بوده . مي رفتند دنبال حكومت براي اينكه از دست جائرين بگيرند، فشار مي آوردند كه از دست جائرين بگيرند، لكن نه از دست جائرين بگيرند كه خودشان حاكم باشند، از دست جائرين مي برند كه عدالت الهي رااجرا بكنند. اين كار، كار انبيا بوده ، عدالت الهي را مي خواستند ايجاد كنند لله تعالي . ازاين جهت كه لله تعالي بوده است و خالص بودند آنها، الهي بودند خودشان ، كارهاشان اين طوري بوده . ما ناقصيم ، ما اعتراف مي كنيم پيش خدا كه ما ناقصيم ، تا آخر هم نمي توانيم اين طور كمال را پيدا بكنيم . اما بايد فكر باشيم كه ، دنبال اين معنا باشيم ، همچونباشد كه پشت بكنيم به اين معاني ، دنبال اين معنا باشيم كه ما يك كاري كه مي كنيم براي خدا باشد. و من اميدوارم كه موفق بشويد وقتي كه يك همچو انگيزه اي باشد، حتي در