عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد نوزدهم - صفحه 446 -  ارزش انگيزه الهي در امور
صفحه : 446
موفق نشد در انجام و نتوانست انجام بدهد، خوب ، قصور قدرتش است ، قدرت نداشته بيشتر از اين ؛ اما پيش خدا اين ارزشش با آن كسي كه قدرت داشته مثل هم مي ماند.
ارزش انگيزه الهي در امور
بنابراين ، آني كه براي انسان ارزش دارد، ارزش انساني و روحاني دارد، ارزش الهي دارد، اين است كه اين انگيزه را حفظش بكند كه براي خدا اين كار را بكند. مي خواهيدتربيت كنيد اطفال مردم را، براي خدا، مي خواهيد تربيت كنيد جوان هاي مردم را، براي خدا، مي خواهيد تربيت كنيد ملت را، براي خدا؛ مي خواهيد حكومت كنيد، براي خدا؛حكومت كنيد، همان حكومتي كه انبيا مي كردند، خوب ، موسي هم حاكم بود، پيغمبر هم حاكم بود، علي هم حاكم بود. از آن طرف ، [افراد] مفسد هم حاكم هستند، آن هم صورت مثل هم مي ماند - الا در بعضي جهات - انسانها صورتهايشان يكي هست . مثل هم مي ماند همه ، يك وضع دارند. گاهي اگر يك وضع اختلاف داشتند، وضع جسماني وحيواني است ديگر، آن چيزي كه فرق مي گذارد ما بين اينها، آن معنايي است كه در آنهاهست . و مهم آن انگيزه الهي است كه برگردد همه چيز به خدا. خدا هم كه انبيا رافرستاده ، مقصد اصلي اين نبوده كه حكومت بكنند، مقصد اصلي اين نبوده است كه نظام ايجاد كنند، مقصد اعلا اين نبوده كه عدالت اجتماعي ايجاد كنند، مقصد اعلا اينهانيست ، اما اينها مقصد است - بعضيهايش مقصد است - البته عدالت ، اجراي عدالت يك مقصدي است ، عدالت الهي را بخواهيد اجرا كنيد لله تعالي ، مقصدي است . بخواهيدعدالت الهي را ايجاد كنيد براي خاطر اينكه مشهور بشويد، به اينكه آقا چه آدم خوبي است ، دارد چي مي شود، اين براي خودتان بد است ، واقعش خوب است ، براي مردم آن وقت خوب است . بعضي چيزها براي مردم خوب است ، براي دانشگاه خوب است ،بعضي از چيزها براي شما خوب است ، بعضي چيزها براي هر دو خوب است . اگر موفق بشويد هم اين معنا را درست بكنيد كه انگيزه ، انگيزه الهي و خدايي باشد، نه براي خودم يك كاري مي خواهم بكنم ، براي خدا مي خواهم يك كاري بكنم ، براي ملت هم نيست ،