عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد نوزدهم - صفحه 432 -  قضاياي مهم در ولادت رسول اكرم
سخنراني
زمان : صبح 9 آذر 1364 / 17 ربيع الاول 1406
مكان : تهران ، حسينيه جماران
موضوع : بازتاب و تاثير ولادت حضرت رسول "ص " در جهان
مناسبت : ميلاد پيامبر اكرم "ص " و امام جعفر صادق "ع " - هفته بسيج
حضار: خامنه اي ، سيدعلي "رئيس جمهور" - هاشمي رفسنجاني ، اكبر "رئيس مجلس شوراي اسلامي " - موسوي اردبيلي ، سيدعبدالكريم "رئيس ديوانعالي كشور" - موسوي ،ميرحسين "نخست وزير" - اعضاي هيات دولت - مقامات لشكري و كشوري - مسئولان نهادها و تاسيسات نفت جزيره خارك - اقشار مختلف مردم
صفحه : 432
بسم الله الرحمن الرحيم
قضاياي مهم در ولادت رسول اكرم
متقابلا اين عيد بزرگ را كه بايد بگوييم دو عيد است ؛ عيد ولادت حضرت رسول - صلي الله عليه وآله - و عيد ولادت حضرت صادق - سلام الله عليه - خداوند ان شاءالله مبارك كند بر همه شما و بر همه مسلمين جهان و بر ملتهاي بزرگ اسلامي خصوصا ملت ايران ، ان شاءالله مبارك باشد اين روز. و من از همه آقايان تشكر مي كنم كه زحمت كشيديد و خصوصا از آنهايي كه در جزيره خارك مشغول خدمت هستند، بسيار تشكرمي كنم ، و اميدوارم خداوند تبارك و تعالي زحمات آنها را و خدمتهاي آنها را قبول كند.
آن چيزي كه مي خواستم امروز عرض كنم اين است كه در ولادت حضرت رسول - صلي الله عليه وآله - قضايايي واقع شده است ، قضاياي نادري به حسب روايات ما وروايات اهل سنت وارد شده است كه اين قضايا بايد بررسي بشود كه چي است . از جمله قضيه شكست خوردن طاق كسري (1) و فرو ريختن چهارده كنگره از آن قصر و از آن جمله خاموش شدن آتشكده هاي فارس و ريختن بتها به روي زمين . (2) قضيه شكست
1- اين طاق عظيم ، بخشي است از كافي كه انوشيروان ساساني در شهر تيسفون "مدائن " بنا نهاد.
2- بحارالانوار، ج 15، ص 257، ح 9 و تاريخ طبري ، ج 2، ص 166.
صفحه : 433
طاق كسري شايد اشاره به اين باشد كه در عهد اين پيغمبر بزرگ ، طاق ظلم ، طاقهاي ظلم مي شكند و مخصوصا طاق كسري شكسته شد براي اينكه آن وقت اين طاق كسري مركزظلم انوشيروان بود.
تحريف نمودن قضاياي تاريخي
انوشيروان به خلاف آن چيزهايي كه به واسطه شعرا و به واسطه درباريهاي آن وقت وموبدان درباري آن وقت درست كردند، يكي از ظالمهاي ساسانيان است ، و دنبال او يك حديثي هم جعل شده است ، و به حضرت رسول - صلي الله عليه وآله و سلم - نسبت داده شده كه "من متولد شدم در عهد سلطان عادل انوشيروان ! " اين اولا سند ندارد و مرسل (3)است ، و ثانيا كساني كه اهل تفتيش در امور هستند، تكذيب كردند اين را و معلوم است كه يك دروغي است كه بستند. انوشيروان ظالم بايد گفت ، نه عادل . در زمان انوشيروان چهار طبقه يا پنج طبقه ممتاز بودند، يعني از هم ممتاز، علاوه بر خود دستگاه سلطنت باآن بساطي كه داشته است ؛ يك دسته هم شاهزادگان بودند و درباريها، اينها يك طبقه علي حده ممتاز؛ يك دسته هم كساني بودند كه داراي اموال هستند و به قول آنهاشريف زاده ها، آنها هم يك دسته ممتاز؛ يك دسته ديگر هم عبارت از آنهايي بودند كه سران ارتش و امثال اينها بودند، آنها هم ممتاز؛ دسته آخر كه نوع مردم بودند پيشه وران بودند، و پيشه وران بايد كار كنند آنها بخورند تكليف اين بوده . آنها آن طبقه بالا ماليات بده نبودند، به نظام هم نمي رفتند. در نظام بايد طبقه پايين كه پيشه وران بودند، مي گفتنداينها بايد خدمت كنند، و مال اينها صرف بشود در آن طبقات ديگر؛ اينها به نظام بروند،اينها جنگ بكنند، اينها كارها را انجام بدهند، آنها بخورند. اجازه نمي دادند كه اين طبقه پايين تحصيل كند، ممنوع بود. اين قصه در شاهنامه هم هست كه پيش او شكايت بردندكه بوذرجمهر پيش اش شكايت برد كه هزينه كم شده است و ارتش محتاج به موونه
3- به حديثي كه سند مشخص و معلومي ندارد و به پيامبر(ص ) يا امام معصوم (ع ) نسبت داده شود؛ مرسل گفته مي شود.
صفحه : 434
است ، و در بين اين طبقات پايين هستند اشخاصي كه مال داشته باشند. بعد رفتند و پيداكردند يك نفري كه حالا مي گويند كفشگر بوده ، پيدا كردند و او گفت كه من مي دهم - به حسب نقل شاهنامه - من مي دهم لكن به شرط اينكه بچه من را اجازه بدهند درس بخواند. رفتند به او گفتند قبول نكرد، گفت نه ، ما نه پولش را مي خواهيم ، نه اجازه مي دهيم ، براي اينكه اگر اجازه بدهيم كه يك آدم پاييني بيايد و درس بخواند، اين آن وقت بعد مي خواهد دخالت كند در امور و اين نمي شود. اين عدالتي است كه انوشيروان داشته است . و در تاريخ ثبت است اين جناياتي كه اينها مي كردند. و من گمان ندارم درتمام سلسله سلاطين حتي يك نفرشان آدم حسابي باشد، منتها تبليغات زياد بوده است ،براي شاه عباس آن قدر تبليغ كردند، با اينكه در صفويه شايد از شاه عباس بدتر آدم نبوده ، در قاجاريه آن قدر از ناصرالدين شاه تعريف كردند و شاه شهيد و نمي دانم امثال ذلك ، در صورتي كه يك ظالم غداري بود كه بدتر از ديگران شايد. آن تبليغات كه درآن وقت بود، هميشه بوده است . عدالت گستري انوشيروان مثل صلح دوستي رئيس جمهور امريكاست ، و مثل كمونيستي شوروي است . ما الان در عصر حاضر اين چيزها رامي بينيم ، و اگر چنانچه تاريخ نويسها و نمي دانم آنهايي كه شعرا هستند و آنهايي كه خطباهستند و آنهايي كه درباري هستند، اينها را، تبليغاتي كه الان دارد در دنيا مي شود، اين تبليغات به گوش اشخاص برسد كه مطلع از وقايع نيستند، آنها هم خيال مي كنند كه همان طوري كه انوشيروان عادل ، عادل بوده است ، آقاي رئيس جمهور امريكا هم صلح دوست و عدالت پرور و امثال اينهاست ، و حال آنكه شما كه مطلعيد مي دانيد قضيه چي است .
تهمتها و تبليغات مسموم عليه جمهوري اسلامي
اين قدر هياهو راه انداختند براي جلوگيري از تروريست ، آن قدر تبليغات كردند كه ايران تروريست پرور است و ايران چطور و جز تروريست . عراق از جرگه تروريستهاخارج شد چون سجده كرد به امريكا، و ايران وارد شد براي اينكه اعتناي به آنها نكرده ،
صفحه : 435
ميزان تروريستي همين است پيش آنها و خود آنها مركز اين امور هستند. اگر فوج فوج مردم را بكشند، بريزند بكشند، قتل عام كنند هيچ اشكالي نيست ، بعد نسبت مي دهند به ايران كه در حبسهايش كشتار چه شد و چه شده . دليلتان چي هست ؟ منافقين گفتند، سندصحيح ! دليلشان اين است كه مخالفين با جمهوري اسلامي گفتند كه اينها درمحبس هايشان چه واقع مي شود، بدون اينكه محاكمه بشوند مي كشند مردم را همينطور وامثال اينها. آن وقت يك مطلبي كه اين طوري است در رسانه هاي گروهي آنها، آن قدردرش تبليغات مي شود و آن قدر گفته مي شود و ما از باب اينكه با آنها مخالفيم ،رسانه هاي آنها اگر چنانچه يك مطلب صحيحي هم باشد نمي گويند، و چنانچه مطلبي رااز امثال آنها بشنوند، چندين روز دنبال هم هي گفته مي شود، بعد هم دوباره تكرارمي شود. جزيره خارك را خوب ! زدند، بعضي جاهايش هم اشكال دارد. معلوم است زدند، اما توانستند كه نفت ايران را قطع كنند؟ نتوانستند، الان هم باز با اينكه مي گويند كه ،خود آنها عده ايشان مي گويند به اينكه الان همان طور كه سابق جريان داشت نفت ، حالاهم جريان دارد بلكه بيشتر يك قدري ، الان هم مي گويند كه ايران تمام شد نفتش ، تمام شد. من نمي دانم جزيره خارك چند دفعه نابود بايد بشود؟ اولي كه زدند گفتند ما با خاك يكسانش كرديم ، پس بايد يك قطره نفت نداشته باشد، خاك است ديگر! بعد چهل و نه مرتبه مي گويند يا چند و چند مرتبه تازه زدند، هر دفعه مي گويند ما از بين برديمش .خوب ، يك چيز را چند دفعه از بين مي بريد؟ اين وضع دنياست . آن وقت مناقشه نيست اصلا در راديوهاي خارجي راجع به اين غلطي كه اينها مي گويند، راجع به اين تناقض گويي كه اينها مي كنند هيچ كلمه اي ، هيچ حرفي نيست ، اما تا يك كلمه اينجا ازيكي صادر مي شود، يك چيزي به آن مي چسبانند و در بوقهايشان شروع مي كنند به [تبليغ ] كردن . وضع دنيا الان اين طوري است ، روي دروغ باز شده است .
شكسته شدن بتها در استمرار زمان
اينكه چهارده كنگره از كنگره هاي قصر ظلم خراب شد، به نظر شما نمي آيد كه يعني
صفحه : 436
در قرن چهاردهم اين كار مي شود، يا چهارده قرن بعد اين كار مي شود؟ به نظر شايد بيايداين ، محتمل هست كه اين بناي ظلم شاهنشاهي بعد از چهارده قرن از بين مي رود وبحمدالله رفت از بين . بتها همه به رو افتادند، اين بتها هم خواهند از بين رفت ، حالا چه بتهايي كه تراشيده بودند از سنگ يا بتهايي كه خود ملتها يا بعض از ملتها مي تراشند باآدم . اينها هم رفتني هست ، منتها ما حوصله مان كم است . تمام دنيا از اول تا آخرش پيش حق تعالي يك جور پيداست ، اين ور و آن ور ندارد كه يك راه دوري باشد. پيش ما اين طور است كه خيلي راه دور است كه هزار سال طول مي كشد، دوهزار سال طول مي كشد.نخير اينها قريب است ، نزديك است و مي شود، و بتها شكسته خواهد شد ان شاءالله . وآتش افروزيها و بت پرستيها و آتش پرستيها هم ان شاءالله از بين خواهد رفت .
تلاش براي تحقق وحدت بين مسلمين جهان
و اميدوارم كه خداوند تبارك و تعالي به ملت قهرمان ايران سلامت بدهد و "هفته وحدت " را واقعا وحدت درست كنند، نه اينكه فقط ما "هفته وحدت " مي گيريم . مامحتاج به وحدت هستيم در ساليان دراز، هميشه . قرآن كريم كه [به ] ما دستور داده و به مسلمين دستور وحدت داده ، براي يك سال و ده سال و صد سال نيست ، براي سرتاسرعالم است در سرتاسر تاريخ . و ما محتاج به اين هستيم كه عملا وحدت را محقق كنيم ومحقق هست و نگه داريم اين وحدت را. ما الان هم در بين راه هستيم و بايد اين وحدت را حفظ كنيم . و من اميدوارم كه با بركت وحدت ملت ايران ، اين وحدت در سايركشورهاي اسلامي هم پيدا بشود كه دارد پيدا مي شود، و همه مسلمين دست واحد بشوندبر اعدا چنانچه در روايت هست . (4)
و ان شاءالله خداوند به همه شما توفيق عنايت كند و هيچ وقت از اين هاي و هويها و ازاين تبليغات خارجيها خوف به خودتان راه ندهيد، آن خوفي كه بايد باشد از خداي تبارك و تعالي بايد باشد. از ديگر قدرتها خوف نداشته باشيد، براي اينكه ، قدرتي در كار
4- بحارالانوار، ج 28، ص 104.
صفحه : 437
نيست غير قدرت حق تعالي . قدرت حق تعالي است كه جلوه اش ، جلوه ضعيفش درسرتاسر عالم طبيعت پيدا شده است . و شما هيچ وقت نترسيد. و مستقيم و پاي برجابايستيد و در مقابل همه قدرتها استقامت كنيد. و خداوند با شماست و شماها را ان شاءالله حفظ مي كند از شر اشرار و مملكت شما را نجات مي دهد، و مهم اين است كه از شماراضي باشد حق تعالي .
معرفت الهي ، مقصد اصلي انبيا
من بايد عرض كنم كه مقصد اصلي انبيا تا حالا كم حاصل شده است ، خيلي كم . اگرفردا آخوندهاي درباري نگويند كه فلاني گفت پيغمبر كاري ازش نيامده ! ، اگر پيغمبرمقصدش حاصل شده بود، اين آخوندهاي درباري حالا نبودند. اگر مقصد انبيا حاصل شده بود، اين دولت امريكا و نمي دانم ديگران نبودند حالا. اگر اينها مي گويند كه الان مقصد انبيا حاصل شده است ، و اين همه فساد در دنيا هست ، پس مقصد انبيا معلوم مي شود اين فسادها بوده كه حاصل شده مقصد انبيا حاصل نشده است . ما هم كه داريم مي گوييم مقصد انبيا، باز آن مقصدي كه آنها مي خواستند ما دستمان به آن نمي رسد، آن يك مسئله اي است فوق اينها. مقصد انبيا حكومت نبوده است ، حكومت براي مقصدديگر بوده ، نه مقصد بوده . تمام مقاصد برمي گردد به معرفت الله . هر چه در دنيا واقع بشود و انبيا هرچه دنبالش بودند دنبال اين بودند كه خداشناسي ، واقعا خداشناسي ، اگر اوحاصل بشود همه چيز دنبالش حاصل است . تمام فسادهايي كه در دنيا واقع بشود از اين است كه ايمان ندارند به خدا، فضلا از اينكه خداشناسي و معرفت باشد، ايمان ندارند. اگرايمان به خدا پيدا شد همه چيز دنبالش است ، تمام فضايل دنبالش است . انبيا هم دنبال اين بودند كه بتدريج آن طور كه مي شود اين بشر را سوق بدهند طرف معرفت الله . تمام چيزهاي ديگر هم مقدمه همين معنا هست . و تمام چيزهايي كه از آن مي سوختند انبيا،اين بود كه مي ديدند مردم دارند خودشان را مي كشند طرف جهنم . انبيا مظهر رحمت حق تعالي هستند، مي خواهند كه همه مردم خوب باشند، مي خواهند همه مردم
صفحه : 438
معرفت الله داشته باشند، مي خواهند همه مردم سعادت داشته باشند. وقتي مي بينند كه اين مردم دارند رو به جهنم مي روند، آنها افسوسش را مي خورند، در قرآن هم اشاره اي به اين هست ، فلعلك باخع نفسك (5) اينكه اينها مومن نشدند. مسئله اين است كه همه دنبال اين بودند كه مردم را آشنا كنند با خدا.
قرآن كريم ، مبداء تمام معارف و مركز عرفانها
آن طوري كه مي بينيد كه در ادعيه ائمه ما واقع شده است ، در دعاي كميل شماملاحظه كنيد كه چي مي گويد حضرت امير، عرض مي كند كه خوب ، بر فرض اينكه من آتش را تحمل كردم اما فراق تو را چطور تحمل كنم ؟ اينها چي مي گفتند! در دعاي مناجات شعبانيه چه حرفهايي هست ؟ مقاصد انبيا در ادعيه اي كه از ائمه - عليهم السلام -وارد شده است اشارات به آن هست زياد. قرآن كريم اشارات بسيار لطيفي دارد، لكن چون براي عموم وارد شده است به يك صورتي گفته است كه هم خواص از آن ادراك مي كنند، هم عموم از آن ادراك مي كنند. قرآن كريم مركز همه عرفانهاست ، مبداء همه معرفتهاست ، لكن فهمش مشكل است . آنهايي فهميدند كه "من خوطب به "(6) بودند وكساني كه متصل به رسول خدا بودند، آنها مي دانند قضيه چي است ، آنها مقاصد انبيا رامي دانند چي هست ، مقصد را مي دانند چي است . ما دوريم از آن و مهجور، لكن خوب ،عنايات حق تعالي زياد است . از ما مهجورها هم اين قدري كه ازمان مي آيد قبول مي كنند، لكن بايد ما اين قدري كه ازمان مي آيد دنبالش برويم ؛ در عمل ، در علم و دراخلاق و در ساير چيزها، و اگر همين قدر هم برويم خوب ، جنات عدن هست ، جنات هست . لكن آني كه مقصد انبيا بود، جنات هم بود، چيز ديگري ماوراي اينها بود، بهشت هم نبود، خوف جهنم هم نبود، عشق به بهشت هم نبود، يك مسئله ديگري فوق اين مسائل بود. خوب ، دست ما از آن كوتاه است . اما ما كه اهل همين مسائل هستيم اگر
5- سوره كهف ، آيه 6: "اي رسول ، نزديك است كه اگر امت تو، به قرآن ايمان نياورند جان عزيزت را از شدت حزن و تاسف بر آنان هلاك سازي ".
6- كسي كه مورد خطاب واقع شده است .
صفحه : 439
چنانچه جديت نكنيم و به احكام ظاهري انبيا عمل نكنيم ، به احكام اسلام خداي نخواسته عمل نكنيم ، خوب ، دنبالش آن چيزهايي است كه هست در كتاب و سنت . و من اميدوارم كه خداوند به همه ما توفيق بدهد كه خدمت كنيم به اسلام و خدمت كنيم به بندگان خدا. خدمت به بندگان خدا خدمت به خداست . و همه موفق باشيد ان شاءالله واميدوارم كه اسلام ما را قبول كند به اينكه مسلمان هستيم . و پيغمبر اكرم در اين روز، روزمبارك ما را بپذيرد، و حضرت صادق - سلام الله عليه - ما را قبول كند.
والسلام عليكم و رحمه الله