عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد نوزدهم - صفحه 364 -  سخنراني در جمع اعضاي هيات دولت "اهميت خدمتگزاري به مردم "
سخنراني
زمان : صبح 12 شهريور 1364 / 17 ذي الحجه 1405
مكان : تهران ، جماران
موضوع : اهميت و ارزش خدمتگزاري به مردم
حضار: خامنه اي ، سيد علي "رئيس جمهور" - موسوي ، ميرحسين "نخست وزير" - اعضاي هيات دولت
صفحه : 364
بسم الله الرحمن الرحيم
موفقيت مسئولين در خدمت به ملت
من روي هم رفته آن جمعيتهايي كه در جمهوري اسلامي كار كردند و مشغولند- روي هم رفته را مي خواهم عرض كنم - از رئيس جمهور تا قواي اجرائيه و قوه قضائيه ومجلس و ديگر كساني كه ، جمعيتهايي كه در خدمت اين انقلاب بودند، من روي هم رفته موفق مي دانم آنها را. ادعاها زياد است ، ممكن است كه يك كسي ادعا كند كه من اگررئيس جمهور بودم ؛ مثلا، زمين را به آسمان مي دوختم ، يا من اگر نخست وزير بودم ،چه ها و چه ها مي كردم ، يا اگر رئيس مجلس بودم ، چه مي كردم ، يا اگر وزير بودم ، چه مي كردم ، وكيل بودم ، چه مي كردم ، هميشه ادعاها زياد است ، وليكن در مقام عمل وقتي كه وارد بشوند اين مدعي ها، كمي شان مي توانند كار بكنند؛ اكثرا ادعاست . حالا اين ادعايا اين است كه واقعا اشتباه دارند، يا اينكه اشخاصي هستند كه مي خواهند به واسطه اين ادعاها كارشكني بكنند. ما اكثر الضجيج و اقل الحجيج ، (1) از اين قبيل است ؛ آنها هم كه حج مي روند ناله و فريادشان زياد است ، اما حاج صحيح ، كم است خيلي . از اين جهت ، من لازم مي دانم كه از مجموعه اين هياتها و اين جمعيتها تشكر كنم ، و اگر تشكر نكنم ظلم كردم ، قدرداني كنم كه اينها خدمت كردند از روي حقيقت و واقعيت . البته من افراد،مجموع افراد را نه مي شناسم نه مي توانم برايشان حكمي بكنم . اما رويهمرفته - البته
1- "چه بسيارند ناله كنندگان و چه اندكند حج گزاران ". بحارالانوار، ج 27، ص 30، ح 2.
صفحه : 365
عده اي شان را هم مي شناسم - ، رويهمرفته من عرض مي كنم كه يك هيئتهاي موفقي بودند و خدمتهاي خوبي و بزرگي كردند. و اميدوارم كه خداي تبارك و تعالي به آنها اجرعنايت كند و آنها را موفق كند به اينكه باز خدمت كنند به اين جمهوري .
قبول مسئوليت براي خدمت نه كسب قدرت
بايد افراد متوجه اين معنا باشند، كساني كه واقعا دلشان براي اسلام مي تپد و براي كشورشان ، متوجه اين باشند كه پست ، ميزان نيست ، مقام ميزان نيست ، مقام رياست جمهوري ، اين ميزان نيست . مقام نخست وزيري يا رئيس دولت بودن يا رئيس مجلس بودن ، اينها چيزي نيستند، اين مقامات تمام مي شود؛ آني كه هست خدمت است . آدم متعهد در هرجا باشد، اگر ديد خدمتش خوب است آن جا، بيشتر دلگرم است . ممكن است كه يك نفر؛ مثلا، فرض كنيد كه نخست وزير بوده است ، لكن اگر اين نخست وزيرببيند كه در يك جايي كار بهتر مي كند، آدم متعهدي است مي رود آن جا. يك نفر دردادستاني مقام داشته است ، وقتي ديد كه يك كسي از خودش بهتر مي تواند كار كند برودآنجا، برايش فرق نكند؛ يعني ، هدفش اين باشد كه خدمت بكند، نه هدفش اين باشد كه مقام داشته باشد. انسان هم خودش مي تواند خودش را بشناسد، هيچ كس بهتر از خودانسان ، البته بسياري از اوقات هم انسان از خودش هم غفلت مي كند، اما بسياري از اوقات هم هست كه انسان خودش درك مي كند كه چي دارد مي كند و در دلش چي مي گذرد؛ماها نمي دانيم ، اما خدا مي داند. انسان مي فهمد كه اگر انتقاد بكند، آيا اين انتقاد سازنده است يا انتقام است . خودش مي فهمد - يعني ، غالبا مي فهمد - خودش مي فهمد كه اين كه در اين پست هست ، پست را دوست دارد يا خدمت را دوست دارد. اين چون خدمتگزاراست ، دلبسته به اين پست هست ، يا خير؛ دلبسته به اين پست است ، خدمتگزاري پيشش خيلي مهم نيست .
خوب ، ادعاش را مي كند، و مي كند هم خدمت ، عمده آن جهت است كه انسان واقعابداند كه يك روزي جواب بايد بدهد. هيچ ، هيچ شبهه در اين نيست كه ما يك روزي
صفحه : 366
بايد جواب بدهيم . هر كداممان ، هر كاري انجام بدهيم ، يك روز جواب مي خواهد،انتقاد بكنيم ، يك روز جواب مي خواهد؛ انتقام گيري باشد، يك روز جواب مي خواهد؛و بدرفتاري باشد، يك روز جواب مي خواهند از ما. اين را ما بايد حتما توجه بهش داشته باشيم و داريد توجه ؛ يعني ، هركس مسلمان است ، اعتقاد به اينكه معاد است و همه چيزدست آن ، در آن جا رسيدگي مي شود، و حاضر است ، اين جزو اعتقادات اسلام است .بنابراين ، نبايد اگر فرض بفرماييد كه رئيس جمهور رفت و ديگري آمد، رئيس جمهوربرود كنار و مايوس بشود؛ نه ، بايد او برود يك كاري كه ازش مي آيد بكند و دلبستگي هم به او داشته باشد، به عنوان اينكه يك كاري است دارد مي كند، نه به عنوان اينكه يك مقامي است دارد. اگر انسان در خودش ادراك كرد كه من بروم آن بالا را بگيرم ، بداند كه اين كار، يك كار شيطاني است ، اين كار ازش نمي آيد. اگر در ذهنش اين است كه برويم يك كاري انجام بدهيم براي جمهوري اسلام ، اين كار الهي است و ازش هم كار مي آيد.اين محكي است كه انسان خودش غالبا مي تواند تشخيص بدهد. گاهي هم البته اشتباه دارد؛ يعني ، گاهي هم بر خود انسان مخفي است يك مسائلي .
تدين و تعهد، معيار تصدي مسئوليت
بنابراين ، اگر چنانچه همين دولت شد و همين اشخاص شدند، كه كارشان [را] انجام مي دهند؛ اگر اين نشد و يك كس ديگري شد و يك جمعيت ديگري شدند، شما نبايد ازاين جهت [نگران ] باشيد كه ما رفتيم ، يك كس ديگر آمد؛ بايد ببينيد كه آن جا مي توانيدكار بكنيد يا نه . آنها هم كه مي آيند، اگر واقعا مي خواهند خدمت بكنند، براي اسلام خدمت بكنند، آنها هم پيش خدا ماجورند، بعد هم معلوم مي شود چكاره اند. و اگر آنهامي خواهند يك مقامي را اخذ بكنند، يك كاري را انجام بدهند به واسطه اينكه مقام داشته باشند، آنها هم پيش خدا معلوم است و بعد هم مواخذه خواهد شد. بايد كساني كه مي خواهند يك كاري بكنند، بايد فكر اين باشند كه شايسته اين كار هستند يا نه ! مسائل مهم است . مسئله دولت ، مسئله رياست جمهور، مسئله رياست مجلس ، مسئله قوه
صفحه : 367
قضائيه ، وزارت ، همه اينها اهميت دارد. اگر چنانچه انسان دنبال اين باشد كه حالايي كه من رئيس دولت هستم ، بروم دنبال رفقايي كه همراه من هستند، كار آمد باشند يا نباشند،به اين كار نداشته باشد، بداند كه اين كار، كار شيطاني است . رئيس جمهور هم اگر دنبال اين باشد كه وزرايي تعيين بكند، معرفي بكند كه آن وزرا فرمانبردار خودش باشند، نه فرمانبردار اسلام ، آن هم بداند كه اين كار، كار شيطان است ، كار انسان متعهد نيست - و هريك از ما. اين يك مسئله معياري است براي همه ، كه اگر چنانچه واقعا متعهد است ، فرقي نكند كه حالا من وزيرم ، يا اينكه وكيل هستم ، يا اينكه كار ديگر از من مي آيد، يك كارديگر، هر چه شد؛ من براي اسلام مي خواهم كار بكنم . و مي دانيد كه الان ما احتياج داريم ؛ مملكت ما احتياج به خدمتگزار دارد؛ احتياج دارد كه اشخاص فهيم ، اشخاص فعال در اين كشور خدمت بكنند.
و ما مورد هجوم همه آن جاها هستيم ، همه كساني كه بدخواه اسلام هستند، هستيم .بنابراين ، فكر ما اين معنا باشد كه افرادي باشند كه براي اسلام خدمت مي كنند، نه افرادي باشند كه براي من خدمت مي كنند. اين در دولت هست و در رئيس جمهور هست و درقوه قضائيه هست و همه جا هست . آنهايي كه انتخاب مي خواهند بكنند، توجه به اين ،بايد هميشه نصب العين اين باشد، و الا انسان به خطا وارد مي شود. و امروز هم اگر معلوم نشود كه اين چه شده است ، يا يك روزي در همين دنيا معلوم مي شود، اينجا هم نشد،جاي ديگر بلااشكال معلوم مي شود. اين يك مسئله اي است كه ، اين طور نيست ، مخفي نمي ماند؛ منتها يك روزي به انسان مي گويند كه ديگر دستش كوتاه است . اگر در اين عالم معلوم بشود، خوب ، دستش باز باز است ، مي تواند كاري بكند، مي تواند جبران بكند؛ اگر از اين جا گذشت و پرده ديگري در كار آمد، ديگر دست انسان كوتاه است ،نمي تواند كاري بكند. عذر هم در آن جا بعد از گذشتن ، ديگر فايده ندارد.
الان و قد عصيت قبل (2) به فرعون مي گويد؛ فرعون آن آخر كه مي خواست غرق بشود،
2- سوره يونس ، آيه 91: "آيا اكنون "ايمان مي آوري " در صورتي كه پيش از اين عمري به كفر و نافرماني زيستي ".
صفحه : 368
همچو كه تو مرگ رفت ، گفت هماني كه آنها مي گويند من هم مي گويم . در صورتي كه نبود اينطور، وقتي بر مي گشت هم همان بود.
ارزش خدمت به مظلومان و كشور اسلام
در هر صورت ، ميزان ، خدمت كردن به يك كشوري است كه در طول تاريخ تقريبااين كشور مظلوم بوده است ، و خصوصا در اين سده هاي آخر، اين آخر، واقعا مظلوم بوده است ، الان هم مظلوم است . خدمت به اين كشور الان ارزش دارد وخدمتگزارهايش هم ارزش دارند. همه فكر اين باشيد كه خدمتگزار پيدا كنيد.خدمتگزار به كشور و اسلام پيدا كنيد، نه خدمتگزار به خودتان . اين يك مسئله اي است كه خود شما هم تصديق داريد كه مطلب همين طور است . لكن گاهي وقتها انسان خودش غفلت مي كند، از روحيات خودش هم غفلت مي كند؛ گاهي وقتها هم اگر يك آدم ناجوري باشد، هي تعمد مي كند؛ و [مي گويد: ] "هر طور پيش آمد، من چه كار دارم به اين مسائل ، ما امروز را بگذرانيم تا ببينيم چه خواهد شد".
من هم دعاگوي شما هستم و اميدوارم كه همه موفق باشيد، در هرجا كه باشيد. موفق باشيد به اينكه براي خدا خدمت كنيد، براي اسلام خدمت كنيد. براي پيشرفت مقاصداسلام و براي كشور خودتان - كه آن هم از مقاصد اسلام است - خدمت بكنيد. و من اميدوارم كه در اين خدمت موفق باشيد و همه شما سالم و مويد و موفق ، چه در دولت ديگري باشيد يا نباشيد، آنش فرق خيلي ندارد، فقط عمده خدمت است . و من اميدوارم همه سالم و خدمتگزار و متعهد باشيد.
والسلام عليكم و رحمه الله