عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد نوزدهم - صفحه 324 -  اهتمام حوزه هاي علميه به امور قضا
سخنراني
زمان : 8 مرداد 1364 / 11 ذي القعده 1405
مكان : تهران ، جماران
موضوع : لزوم اهتمام به امر قضا و وظايف سفرا و نمايندگان جمهوري اسلامي در خارج
مناسبت : ميلاد حضرت رضا "ع "
حضار: اعضاي شورايعالي قضايي - كاركنان قوه قضاييه - وزير امور خارجه و نمايندگان جمهوري اسلامي در كشورهاي اروپايي و امريكايي
صفحه : 324
بسم الله الرحمن الرحيم
اهتمام حوزه هاي علميه به امور قضا
من اين روز مبارك را به همه مسلمين جهان و به همه مستضعفان ، خصوصا به ملت شيعه و بالاخص به شما آقايان كه اين جا تشريف آورديد، تبريك عرض مي كنم . اميداست خداي تبارك و تعالي به بركت مرقد مطهر حضرت رضا - سلام الله عليه - به ماتوفيق بدهد كه ما تابع تعاليم عاليه اسلام باشيم و تابع تربيت هايي كه ائمه هدي متكفل شدند، باشيم . اميدوارم كه خداوند همه ملت ها را و خصوصا ملت ايران را، موفق كند كه به طور صحيح به احكام اسلام عمل كنند و متكي به الطاف عاليه حق تعالي باشند و دراين راهي كه پيش گرفته اند، پيش بروند و ان شاءالله ، موفقيت هايي حاصل بشود.
آنچه كه من در اين محضر محترم بايد عرض كنم ، يك مطلب راجع به قوه قضاييه است و يك مطلب راجع به كساني است كه در خارج كشور مشغول خدمت هستند كه عده اي شان اين جا امروز تشريف دارند. مطلبي كه راجع به قضاوت عرض مي كنم ، يك صحبت راجع به اين است كه بايد پرسنل اين قوه تقويت بشود و اين يك جهتش به عهده حوزه هاي علميه سرتاسر كشور است و خصوصا حوزه علميه قم . مسئله قضا يك مسئله مهمي است كه سر و كارش با همه حيثيت كشور است و مسلمانان است . و آن قدري كه اسلام درباره قضا سفارش كرده است ، شايد كمتر در چيزهاي ديگر سفارش كرده باشد.
صفحه : 325
بنابراين ، يك تكليف است بر همه كساني كه مي توانند قضاوت كنند و در حوزه ها معطل مانده اند. خيلي اشخاص هستند كه اگر توجه به اين مسئله داشته باشند كه يك تكليفي است ، بر همه هست تا آن جايي كه به مقدار كفايت تحقق پيدا بكند، و الا واجبات كفاييه هم بر همه آحاد واجب است . وقتي وجوب برداشته مي شود كه به مقدار كفايت ، اين عمل تحقق پيدا كرده باشد. بنابراين ، به عهده همه حوزه هاي علميه سرتاسري است كه در اين امر اهتمام كنند؛ افرادي كه در آن جا قدرت اين معنا را دارند كه قضاوت كنند،بيايند مشغول كار بشوند. اين يك خدمتي به اسلام است ، يك خدمتي به كشور است ويك تكليفي است كه خداي تبارك و تعالي بر همه كرده است و اميدوارم كه اين كار راانجام بدهند.
مضر بودن علم بدون عمل
و اميدوارم كه دانشجوياني كه براي اين خدمت مشغول هستند، هم در رشته قضاوت و هم در تهذيب اخلاق ، مهم اين است كه [در] اين دو جناح ، هر دو، هم علم و هم عمل باشد. علم بدون عمل ، مفيد كه نيست ، بلكه مضر است . شايد بسياري از مصيبت هايي كه بر بشر واقع شده باشد، از علم واقع شده است . تمام اين خرابي هايي كه الان در دنيا به وجود آمده است ، اينها براي اين است كه علمي بوده است كه توام با تهذيب نبوده است ؛علم را دارند، لكن مهذب نيستند. شما اگر بخواهيد خدمت بكنيد به اسلام ، خدمت بكنيد به كشور خودتان ، استقلال كشور خودتان را حفظ كنيد، وابسته به هيچ جا نباشيد،بايد هم رشته علم را تقويت كنيد وهم تهذيب اخلاق را و هم عمل را.
و من اميدوارم كه همين طور باشد و شماها موفق بشويد به اين كه اين تكليف بزرگ را به طور شايسته به اتمام برسانيد.
اجراي حدود بر ميزان احكام اسلام
و به قوه قضاييه عرض مي كنم كه مسئله قضا يك مسئله بسيار مهمي است كه اگر انسان در آن قصور بكند، تقصير بكند، ضرر وارد مي شود. اگر تقصير باشد، پيش خداي تبارك
صفحه : 326
و تعالي مسئول است و اگر چنانچه زياده روي بكند، اين هم همين طور. ميزان ، احكام اسلام است . در اجراي حدود، نبايد از آن حدودي كه حق تعالي فرموده است ، پايينترعمل بشود و نبايد زيادتر. حتي آن كسي را كه الان محكوم به قتل شده است و دارندمي برندش در جايي كه او را بكشند، هيچ كس حق ندارد حتي يك كلمه درشت به اوبگويد؛ اجراي حكم خداست . اگر كسي يك سيلي به او زد، او حق دارد در همان جا،يك سيلي برگرداند و بايد هم ديگران كمك كنند تا او قصاص بكند. اگر يك درشتي كرد، آن كسي كه درشتي كرده است تعزير لازم دارد، بايد قوه قضاييه تعزير كند او را.
از آن طرف هم اگر كسي تقصير بكند در اين ، يك كسي كه مستحق هفتاد - مثلا -شلاق است ، شصت تا بزند، اين هم تقصيري است كه در حكم خدا شده است و خيال نكند كه اين يك رحمتي است ، بلكه اين يك امري است كه معصيت خداست . اجراي حدود به آن طوري كه خداي تبارك و تعالي فرموده است ، بايد بشود. اين كه انسان ترحم كند به يك كسي كه بايد حد به او جاري بشود، حد را جاري نكند يا كم جاري كند،اين عصيان است ، بلكه به خود آن آدم هم لطمه وارد مي شود، به خود ملت هم لطمه وارد مي شود. اين حدود همان طوري كه تربيت مي كند اشخاص را، ملت را هم مي رساند به جايي كه اين طور فسادها در او كم بشود. اگر چنانچه يك حدي جاري بشود، اين حدي كه جاري مي شود، هم تربيت مي كند آن كسي [را] كه حد خورده است و هم براي ملت خوب است ؛ في القصاص حياه (1).
زنده وقتي هستيم كه همه موازين الهيه را عمل بكنيم و وقتي مي توانيم با قدرت هاي بزرگ مقابله كنيم و آسيب پذير نباشيم كه متعهد به اسلام ، متعهد به احكام اسلام باشيم .قضات وقتي مي توانند قاضي باشند كه در قضاوت ، هم در جهت حكم و هم در جهت دستور به اين كه بايد چه بشود، هيچ تقصير و قصوري نكنند، نه غلو كنند، نه تقصير بكنند.بنابراين ، يكي از مهمات است كه بايد ملاحظه بشود و ان شاءالله كه ملاحظه مي شود. و من
1- سوره بقره ، آيه 179: " در قصاص كردن ، زندگي است ".
صفحه : 327
اميدوارم كه همه موفق بشويد به اين كه كارها را مطابق اين طوري كه خدا گفته است ،عمل بكنيد و نه زياده روي كنيد، يك وقت - خداي نخواسته - تجاوز از حد بكنيد كه آن تقصير است و نه ناقص عمل كنيد؛ يعني ، اين كه خدا گفته است ، شما زيادتر از رحمت خدا خيال كنيد رحمت داريد كه آن هم تقصير است . آن چيزي كه صراط مستقيم است ،آني است كه بر روشي كه خداي تبارك و تعالي فرموده است ، به آن روش عمل بشود.همين طور پليس قضايي بايد توجه بكند كه اين پليس اسلام است ، اين پليس قوه قضاييه اسلام است . اين پليس بايد روي موازين عمل بكند - خداي نخواسته - يك وقت قدرت دارد، تجاوز نكند. به همان طوري كه دستور داده مي شود و دستور مطابق با موازين شرعيه است ، به همان طور بايد ان شاءالله ، عمل بكنند.
اسلامي نمودن محيط سفارتخانه هاي جمهوري اسلامي
و آن چيزي كه راجع به برادرهايي كه از خارج اين جا هستند و همه برادرهايي كه درخارج كشور خدمت مي كنند، عرض مي كنم اين است كه بايد همه شماها در هر جاهستيد، خودتان را مقيد و متعهد به اسلام بدانيد، تحت تاثير محيط آن جا واقع نشويد.خوب ، كسي كه وارد مي شود در يك سفارتخانه اي در خارج ، ببيند كه وارد شد در يك محيط اسلامي ، در يك محيط انساني . اين طور نباشد كه - خداي نخواسته - در آن جا ازآن چيزهايي كه در سابق بود، چيزي باقي مانده باشد. اگر آن چيزهايي كه در دوران سابق بود، در دوران طاغوت بود، در آن جا هست ، جديت كنيد كه بكلي پاكسازي بشود واميدوارم شده باشد تا كنون . بنابراين ، وقتي ما مي توانيم در مقابل همه دنيا بايستيم ،بگوييم ما نه طرف "مغضوب عليهم "(2) مي رويم ، نه طرف "ضالين "(3)؛ نه طرف غرب مي رويم ، نه طرف شرق مي رويم ، وقتي ما مي توانيم اين طور باشيم و به صراط مستقيم عمل بكنيم كه همه مان با هم باشيم ، همه يد واحده باشيم ، همان طوري كه اسلام دستور
2- مورد غضب واقع شدگان .
3- گمراهان .
صفحه : 328
داده ، همه يك صدا باشيم ؛ كانه يك حلقوم است كه صدا مي كند، همه با هم مجتمع باشيم ، سستي نكنيم .
هر چه پيش مي رود اسلام ، ما قوه بدهيم به اسلام ، ما بيشتر فعاليت بكنيم . اين طورنباشد كه حالايي كه اسلام در ايران ، حالا آمده است ، پس ما ديگر كار نداشته باشيم .نخير، حالا اول كار است ، ما بايد كار داشته باشيم . در همه امور، ما بايد قوي باشيم وبهترين مامور اين است كه به اين چيزي كه به خودش محول شده است ، خوب عمل بكند. شما اگر چنانچه فرض كنيد در يك سفارتخانه اي هستيد، مي خواهيد عمل بكنيد،بايد خودتان آن كاري [را] كه به شما محول شده خوب عمل كنيد، به ديگران كار نداشته باشيد. بله ، اگر كه آنها خلاف كردند، شما نهي شان كنيد، اما اين طور نباشد كه نظرتان اين باشد كه او چه جور دارد عمل مي كند؛ شما بايد عملي كه خودتان انجام مي دهيد، مطابق با موازين و قوانيني باشد كه در اسلام است و در جمهوري اسلامي هست . بنا عليه ، مامورخوب ، انسان خوب آن كسي است كه ماموريت خودش را خوب عمل بكند و تكاليف خودش را خوب از عهده برآيد و من اميدوارم كه همه شما اين طور باشيد و ملت ايران هم اين طور باشد.
اظهار حيات در مقابل دنيا با شركت در انتخابات
از مسائلي كه ما در پيش داريم ، الان قضيه انتخابات رئيس جمهور است . من كارندارم كي رئيس جمهور مي شود، به من مربوط نيست ، من خودم يك راي دارم به هر كه دلم مي خواهد مي دهم ، شما هم همين طور. اما اگر بخواهيد در مقابل دنيا اظهار حيات بكنيد كه بگوييد ما بعد از گذشتن چندين سال زنده هستيم ، بايد مشاركت كنيد. اگر- خداي نخواسته - از عدم مشاركت شما يك لطمه اي بر جمهوري اسلامي وارد بشود،بدانيد كه آحاد ما، كه اين خلاف را كرده باشيم - خداي نخواسته - مسئول هستيم ؛ مسئول پيش خدا هستيم . مسئله ، مسئله رياست جمهور نيست ؛ مسئله ، مسئله اسلام است ؛ مسئله ،مسئله قواعد اسلام است ؛ مسئله ، مسئله حيثيت اسلام است و مسئله اي است كه بايد ما
صفحه : 329
همه به آن اهميت بدهيم و بيشتر از هر وقت و بيشتر از هر سال و هر دوره بايد ان شاءالله ،شركت بكنيم و اميدوارم كه همه شركت بكنند.
و شما بدانيد كه از مركز ايران ، اسلام پرتوش در تمام دنيا رفته است ؛ همه جا هست .شما نمي دانم شنيديد آن طور كه من شنيدم كه در امريكا هم بانك اسلامي مي خواهنددرست كنند؟ البته آن اسلامي كه آنها مي گويند با اين اسلامي كه ما مي گوييم دو تاست ،اما شنيدم من كه مي خواهند بانك اسلامي درست كنند. اين دولت هايي كه بعض از اين دولت ها مثل مصر و نمي دانم سودان و امثال ذلك كه دارند احكام اسلام را صدا از آن مي كنند، اين را خيال مي كنيد كه يك مسئله اي است كه همين طوري واقع شده است ؟يك مسئله اي است كه موج اسلام پرتوش را انداخته ، رفته است به همه جا و همه جا اين صدا درآمده است . الان در امريكا هم اين مسائل هست ، در جاهاي ديگر هم اين مسائل هست . خواهي نخواهي منفعل شده اند از اين حركت . اين حركت اسلامي اسباب اين شده است كه ساير كشورها منفعل بشوند از آن . خود مسلمين كشورها كه همه همراه هستند، اين كه گاهي وقت ها مي گويند كه "اي "! ايران منزوي شده است ، مقصودشان چي است ؟ مقصود اين است كه امريكا به ما [اعتنا] ندارد؟! امريكا هر آني كه ما دست به طرفش دراز كنيم صد مقابل او به ما بيشتر جواب مي دهد، ولي ما اعتنا به او نداريم وهمين طور سايرين .
اگر مقصود اين است كه پيش ملت ها ما منزوي هستيم ، خوب ، همه مي دانند كه ملت ها همه توجه دارند. الان هر جا كه اجتماع اسلامي هست برادران اهل سنت ما،برادران اهل تشيع ما مجتمع هستند، راجع به اسلام و راجع به اين كه بايد همه چيز اسلامي بشود و كشور خودشان اسلامي بشود؛ همه اين مسائل هست و اين پرتوي است كه خداي تبارك و تعالي مرحمت فرموده است به همه جا، نورافكن كرده است و شما دنبال اين باشيد كه ان شاءالله ، اين مسئله به طور شايسته عمل بشود و عمده اجتماع شماست .
باز هم عرض مي كنم اجتماع شما، وحدت شما [كار ساز است . ] آنهايي كه حتي باماها بد هستند، خوب ، ما بد، اسلام كه بد نيست . اگر ديدند كه راي دادن به رئيس جمهور،
صفحه : 330
هر كه مي خواهد باشد، اجتماع در جمعيت مسلمين كه هست ، اين اسباب تقويت اسلام است ، آنهايي كه به اسلام عقيده دارند، بايد خودشان هم بيايند در ميدان و بيايند راي بدهند. اين طور نباشد كه حالايي كه مطابق ميل من نشده ، من كنار بروم . نخير، انسان بايدمطابق ميلش هم كه نباشد، مع ذلك ، در ميدان باشد. مرحوم مدرس - رحمه الله - گفته بود كه من با جمهوري مخالفم - آن وقت مخالفت با جمهوري يك چيزي بود كه واضح بود بايد بشود؛ براي اين كه آنها مي خواستند بساط درست كنند - گفت من با، گفته بود من با جمهوري مخالفم ، لكن اگر جمهوري شد، كنار نمي روم ، من در ميدان هستم ، من مي روم سراغش .
يك انساني كه مي خواهد خدمت بكند، با هر رنگي كه دارد، بايد برود خدمت بكند.موافق ميل من است ، خوب ، خدمت مي كند؛ موافق ميل من هم نيست ، خدمت به اسلام است ، خدمت به جمهوري اسلامي است . كساني كه جمهوري اسلامي را صحيح مي دانند، ولو با افراد مخالف هستند، اينها هم بايد شركت بكنند. اگر شركت نكنند، دليل بر اين است كه جمهوري اسلامي را قبول ندارند. من از خداي تبارك و تعالي تقاضا دارم كه ما را موفق كند كه همه ما به خدمت به اسلام موفق بشويم و اميدوار است كه رزمندگان ما را هم در جبهه ها تقويت كند، همان طوري كه قوي هستند بيشتر تقويت كند و خداوندهمه ما را تابع احكام اسلام قرار بدهد.
والسلام عليكم و رحمه الله