عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد نوزدهم - صفحه 284 -  بسط توحيد و ارائه حقايق عالم ، هدف بعثت انبيا
سخنراني
زمان : صبح 30 خرداد 1364 / 1 شوال 1405
مكان : تهران ، حسينيه جماران
موضوع : بسط توحيد و شناخت عالم ، هدف بعثت انبيا - استقامت و پايداري ملت ايران
مناسبت : عيد سعيد فطر
حضار: خامنه اي ، سيد علي "رئيس جمهور" - موسوي اردبيلي ، سيد عبدالكريم "رئيس ديوانعالي كشور" - موسوي ، ميرحسين "نخست وزير" - اعضاي شوراي نگهبان قانون اساسي - هيات رئيسه و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي - هيات دولت - اعضاي شورايعالي قضايي - روحانيون - مقامات كشوري و لشكري - مسئولان نهادهاي انقلاب اسلامي و ارگانهاي دولتي - سفرا و كارداران كشورهاي اسلامي در تهران - خانواده شهيدمصطفي چمران
صفحه : 284
بسم الله الرحمن الرحيم
بسط توحيد و ارائه حقايق عالم ، هدف بعثت انبيا
من اميدوارم كه اين عيد پر بركت به همه ملتهاي اسلامي و به همه مستضعفان جهان ،خصوصا ملت بزرگ ايران ، بركت خداوند عنايت كند و مبارك باشد. و اميدوارم كه دست تواناي حضرت ولي امر، پشتيبان اين ملت عزيز باشد. آنچه كه انبيا براي او مبعوث شده بودند و تمام كارهاي ديگر، مقدمه اوست ، بسط توحيد و شناخت مردم از عالم است كه چطور است ؛ ارائه عالم به آن طوري كه هست ، نه به آن طوري كه ما ادراك مي كنيم . و دنبال اين بودند كه همه تهذيبها، تعليمها و همه كوششها در اين باشد كه مردم را از اين ظلمتكده هايي كه همه عالم ظلمت است ، نجات بدهند و به نور برسانند. غير حق تعالي نورنيست ، همه ظلمت اند و اگر چنانچه ، ما از اين حجابهاي ظلماني بيرون برويم وهمين طور اگر موفق بشويم از حجابهاي نوراني هم بيرون برويم و همه حجابها راخرق (1) كنيم ، آن وقت حق را به همه صفات و اسمائش مشاهده مي كنيم و غير او كسي
1- شكافتن ، پاره كردن .
صفحه : 285
نيست ، سراب است . البته به آن معناي كاملش ، نادري از اولياي خدا به تبع انبيا موفق شدند و ديگران مراتب پايينتر را، تا برسد به ما كه هيچ .
نزول قرآن پس از رسيدن پيامبر به حقيقت قرآن
ماه مبارك رمضان كه ماه مبارك است ممكن است براي اين باشد كه ماهي است كه ولي اعظم ؛ يعني رسول خدا واصل شده است و بعد از وصول ، ملائكه را و قرآن را نازل كرده است . به قدرت او ملائكه نازل مي شوند؛ به قدرت ولي اعظم است كه قرآن نازل مي شود و ملائك نازل مي شوند. ولي اعظم ، به حقيقت قرآن مي رسد در ماه مبارك وشب قدر، و پس از رسيدن ، متنزل مي كند به وسيله ملائكه - كه همه تابع او هستند - قرآن شريف را، تا به حدي كه براي مردم بگويد. قرآن در حد ما نيست ، در حد بشر نيست .قرآن سري است بين حق و ولي الله اعظم كه رسول خداست ، به تبع او نازل مي شود تامي رسد به اينجايي كه به صورت حروف و كتاب در مي آيد كه ما هم از آن استفاده ناقص مي كنيم . و اگر سر "ليله القدر" و سر "نزول ملائكه " در شبهاي قدر - كه الان هم براي ولي الله اعظم حضرت صاحب - سلام الله عليه - اين معنا امتداد دارد - سر اينها را مابدانيم ، همه مشكلات ما آسان مي شود. تمام مشكلاتي كه ما داريم براي اين است كه ، مامحجوبيم از اينكه واقعيت را آن طور كه هست و نظام هستي را به آن طوري كه تنظيم شده است ، مشاهده كنيم . ما گمان مي كنيم كه حيات در اينجا چيزي است و نبودن دراينجا نقصي است ، در صورتي كه حيات در اينجا نازله آن حقيقتي است كه از عالم غيب آمده است و موت - اگر چنانچه موت انساني باشد - رجوع به همان مرتبه اي است كه دراول بوده است ، و البته مراتب مختلف و شئون مختلف است . و ما اميدواريم كه از فيض ماه مبارك و فيض عيد ماه مبارك - كه عيد وصال است - ما هم حظي ببريم كه بتوانيم دراين مشكلاتي كه بر ما وارد مي شود، سرفراز بيرون بياييم ، تمام چيزهايي كه انبيا آوردند،مقصود آنها به ذات نبوده است ؛ تشكيل حكومت مقصود به ذات نيست براي انبيا.دعوتها هرچه مي شود مقدمه است براي اينكه انسان را بيدار كنند، انسان را بفهمانند به
صفحه : 286
"او"، ارائه بدهند به "او"كه چه بوده است و چه هست و چه خواهد بود و عالم چه جوراست وضعش با ذات مقدس حق تعالي . و ما دستمان از اين مسائل كوتاه است واميدواريم كه به بركت اولياي خدا، ما هم يك آشنايي ضعيفي پيدا بكنيم و بعض ازحجب ، از پيش چشم ما برداشته بشود. خداي تبارك و تعالي كه مي فرمايد كه : الله نورالسموات والارض (2) و هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن ، (3) اين را ما با قلبمان ، با وجودمان ادراك كنيم ، نه ادراك علمي ، مشاهده ، ادراك علمي اش آسان است ، لكن رسيدن به آنجايي كه انسان دريابد اين مسائل را، اين كار مشكلي است و محتاج به مجاهدت ، و انبيا و اوليا بامجاهدات خودشان به اين مسائل رسيده اند.
ادعيه ائمه "ع " راهگشاي انسان به مدارج الهيه
ادعيه اي كه از ائمه - عليهم السلام - وارد شده است - كه به تعبير بعضي (4) قرآن صاعداست - اين ادعيه به قدري معارف الهيه در آن هست كه انسان متحير مي ماند، آن قدرمعارف در ادعيه هست . مسائلي كه - ائمه عليهم السلام - براي نوع مردم گفته اند به طورمسئله گويي به طور تعيين وظايف ، آنها يك باب است كه روي همان عرف عام صحبت شده است ؛ وقتي كه رسيدند به مناجاتها و ادعيه ، مسائل فرق كرده است . آنجا ديگر زبان عامه مردم نيست ، البته در آن همه چيز هست ، لكن آن معارفي كه در ادعيه و مناجاتهاي ائمه - عليهم السلام - هست ، آنها يك زبان ديگري است غير زبان معمولي و غيرزبان ذكراحكام الهيه . و مطالعه اين ادعيه راهگشايي است براي انسان و رسيدن به بعض مدارج الهيه . و من اميدوارم كه همان طوري كه اين كشور ما و اين ملت عزيز، در همه چيزمتحول شده است ، در اين معاني هم متحول بشود.
تحول دروني ملت ايران بواسطه اسلام
و اميدوارم كه تحول همان طوري كه در ميدانهاي جنگ و در تظاهرات ، در اين ايام
2- سوره نور، آيه 35: "خداوند نور آسمانها و زمين است ".
3- سوره حديد، آيه 3: "او اول و پايان و پيدا و نهان است ".
4- آقاي ميرزا محمدعلي شاه آبادي ، استاد امام خميني .
صفحه : 287
پيدا شد كه تظاهرات به طوري بود كه سابقه نداشت ، و اين از هنر اسلام است و هنر ملت ايران . هنر اسلام ؛ كه بعد از اين همه فشارها و بعد از اين همه ارعابها و بعد از اين همه تهديدها و بعد از آن همه تبليغات ، بعد از چندين سال زحمت و جور، زحمت و اذيت يكدفعه تمام ايران در يك روز براي يك دعوت يك فرد - فرد عزيز - اين طور درخيابانها ريختند. اين از طرفي هنر اسلام است ، اسلام اين طور مردم را متحول كرده است كه ترس را از دلها برده است و جانها را الهي كرده است و روحها را روحاني كرده است كه بچه هاي كوچكشان را مي آورند كفن مي پوشانند و مي گويند براي شهادت آمديم . اين در تاريخ دنيا هيچ سابقه ندارد؛ تمام تاريخ دنيا را شما بگرديد اين را پيدا نمي كنيد كه بااين وضع ، با اين كيفيت ، با اين ارعاب و ترساندنهاي مردم و با اين بمباران كردن مناطق -حتي تهران - اين طور مردم بريزند بيرون كه نتواند ديگر كسي بگويد كه مردم جنگ نمي خواهند! مردم جنگ نمي خواهند، اما دفاع دارند. اين "جنگ جنگ تا پيروزي " كه مردم مي گويند. اين جنگ دفاعي است . و الا ابتدائا كه اگر اين مسائل نبود، ايران به هيچ جا نظر نداشت ، الان هم ندارد.
راهپيمايي روز قدس ، ضربه به ابرقدرتها
تجربه هايي كه كردند خارجيها، آنهايي كه بي اطلاع بودند از اسلام ، آنهايي كه بي اطلاع بودند از قدرت اسلام و هنر اسلام ، آنها در حجاب بودند و نمي دانستند - حالاهم هستند - لكن يك پرده اي برداشته شد از اين حجاب . الان سرتا ته دنيا همه ابرقدرتهامي دانند قضيه چي هست . همه اين تبليغات هم كه دارند مي كنند، همه براي اين است كه ،مي دانند قضيه چه قضيه بزرگي بوده است و بايد چه جوري با آن مقابله كرد، ابتدايش بااينكه سكوت كنند. اين سكوت نه اين است كه ندانند، آنهايي كه بايد بدانند مي دانند،سراني كه در دنيا هستند، ابرقدرتها، آنها مي دانند، خبرگزاريهايي كه اينجا دارند، مسائل را آن طوري كه هست اطلاع مي دهند، لكن يك وضع ديگري هم براي تبليغاتي درست مي كنند، نه اينكه ندانند، مسائل را مي دانند. مي دانند كه بعد از اين همه تبليغاتي كه
صفحه : 288
كردند، اين همه تهديداتي كه كردند، حتي كاخ سفيد تهديد كرد ايران را، ملت ايران همه اين تهديدات را توي خيابانها گذاشت و از رويش عبور كرد. آنها مي فهمند قضيه را، والان در فكر اين اند كه از چه راه ديگر پيش بيايند. اينها خيال مي كردند كه اختلاف مي توانند ايجاد كنند در ايران ، هي دامن زدند به اينكه هي اختلاف است ، هي اختلاف است ، سران با هم اختلاف دارند، مردم ديگر خسته شدند رو به اختلاف رفتند، خيال مي كردند با دعوت به اختلاف ، مردم اختلاف پيدا مي كنند. يك وقت چشمهاي بسته شان را باز كردند و ديدند كه ايران يكپارچه قيام كرد. يكدفعه از خواب بيدار شدندكه چه بود قضيه ، الان متحيرند كه چه بود قضيه و بايد چه كرد. اختلافي كه آنها خيال مي كردند، ما كه مي دانستيم نيست قضيه چيزي ، لكن آنها مي خواستند با همين كلمه ،اختلاف درست كنند. تبليغ به "اختلاف "، خيال مي كردند اختلاف درست مي كند. تبليغ به اينكه "مردم ديگر خسته شدند از جنگ "، اين خستگي ايجاد مي كند؟ روز قدس يكدفعه سيلي زد به صورت همه شان و تحليل عملي اي كه ملت ايران كرد، تمام تحليلهاي آنها را نقش به آب كرد. اين هنر اسلام است از يك طرف و هنر ملت ايران است از طرف ديگر. در روز قدس كه همه شاهد بوديد و سفرايي هم كه گفتند امروزهستند اينجا، آنها هم شاهد بودند. روز قدس يك مطلبي نبود كه در مخيله امثال كارتر وامثال روساي جمهور امريكا - چه حالا و چه سابق - وارد بشود. آنها خيال مي كردند كه -از بس به آنها اشتباهي فهمانده بودند - خيال مي كردند كه ايران ديگر خسته شده است ،"اين قدر به مردم فشار آمده ، خانه ها بر رويشان خراب شده است ، آواره شده اند، اينهاديگر از ميدان در رفته اند، بنابراين ، مي شود زود قضايا را ختم كرد"، يكدفعه چشم بازكردند و ايران را ديدند كه يكپارچه قيام است و يكپارچه جنگ خواهي ؛ يعني مدافع .
اتكاي ملت ايران به قدرت عظيم الهي
ما نمي توانيم از ملت ايران تشكر كنيم ، ما خودمان يك نقطه ضعيفي هستيم در بين اين درياي بزرگ ؛ يك قطره هستيم در بين اين درياي بزرگ . ما مي گوييم كه خدا از شما
صفحه : 289
تشكر مي كند. ما كه تشكر مي كنيم ، براي اين است كه ، تشكر خدا را كرده باشيم ، شكرشما، شكر خداست . شما به مردم ، به دنيا ثابت كرديد - ولو در گوش يك افرادي نگذاشتند برسد، لكن موجش بالاخره مي رسد - شما به دنيا ثابت كرديد كه ايران زيربارهيچ ظلمي نمي رود، و ايران با هيچ تهديدي از ميدان بيرون نمي رود، و ايران متكي به يك قدرت عظيم است و آن قدرت خدا. كسي كه متكي به قدرت خداست ، كسي كه ايمان در قلب او هست ، كسي كه علم به معاد دارد و خدا را مي شناسد و قضاي الهي رامي داند، اين از اين معاني از ميدان در نمي رود. فكر ديگري بكنند؛ آنهايي كه نشسته بودند و براي خودشان خيالبافي مي كردند كه دو ماه ديگر، سه ماه ديگر، يك سال ديگر،دو سال ديگر، يك فكر ديگري بكنند، اين فكر درست از كار درنيامد. ابرقدرتها هم يك فكر ديگري بكنند و بهتر اين است كه دست از اين كارها بردارند. بهتر اين است كه اين عامل خبيث (5) خودشان را كه اين طور رسوايي به بار آورد براي ابرقدرتها، دست ازپشتيباني اين بردارند. اين بدبخت را بازي دادند و بعد معلوم شد كه مسئله اين جور نبود.الان هم اين دست و پاها هيچ اثري ندارد. اينها خيال مي كردند كه حالا ديگر چند تا بمب بيندازند به شهرهاي ايران ، ايران از ميدان در مي رود. اينها هزاران بمب انداختند، بمباران كردند، همه مناطق طرفهاي مرز را بمباران كردند و شهرهاي بزرگ ما را هم بمباران كردند. و روز قدس آن طور جمعيت و فرياد بود كه به گفته بعض از مخبرين ؛ "صداي توپ ها را مردم ديگر نمي شنيدند، صداي بمبها را ديگر مردم نمي شنيدند"، فرياد مردم غلبه كرده بود. اين فرياد از قلب مومن است و اين فريادي كه از قلب مومن است بر همه چيز غلبه مي كند؛ بر كاخ سفيد هم غلبه مي كند و غلبه كرده است . و موج اين ايمان درسرتاسر دنيا از زير بار اين ظلمهايي كه در طول تاريخ بر آن شده است ، از زير اين باردارد در مي آيد. همه جا نغمه اين است كه ظلم نه . دست تواناي ملتها، ابرقدرتها را به جاي خودشان نشانده و مي نشاند.
5- صدام حسين ، رئيس رژيم بعثي عراق .
صفحه : 290
بيداري ملتهاي مستضعف جهان
ملتهاي مستضعف در هر جاي جهان رو به بيداري هستند، نمي پذيرند امروز ديگرآن حرفهايي كه سابق گفته مي شد. آن ارعابهايي كه مي كردند و كشتيهايي كه مي آوردنددر اطراف خليج فارس و امثال اينها، يا كارهاي ديگري كه مي كردند، تمام اينها كهنه شده است ، ديگر پيش مردم ارزش ندارد. ملتي كه بيرون آمده روز جمعه و مي گويد كه "مابراي شهادت آمديم "، آنها را از مردن نترسانيد، اين شهادت است . شما هر چه مي توانيدبترسانيد، اين است كه ؛ "ما خانه هاي شما را خراب مي كنيم ، خود شما را هم مي كشيم "،آنها جلو آمدند، مي گويند ما براي اين آمديم ، چطور اينها را مي ترسانيد؟ اين كاراحمقانه است ؛ اين كاري كه اخيرا صدام كرد و مخالف همه قواعد دنيا و قواعد الهي بود وهمه دنيا او را تشويق كردند و يكي پيدا نشد بگويد چرا، اين كار احمقانه را تكرار نكند،ديديد كه اگر تكرار بشود بدتر از اول مي شود. ملت ، هر چه تاكنون شما كرديد و هر چه جنايت كرديد، ديديد كه محكمتر شد. از اين به بعد هم اگر چنانچه سرعقل نياييد و بازشرارت بكنيد اين ملت آن وقت هم از حالا هم بالاتر مي شود. ان شاءالله خداوند به همه ملت ، ملتهاي اسلامي ، قدرت ايمان عنايت كند، و قدرت ايمان ملت ما را روزافزون كند.و اميدوارم كه اين شرارتها، از آن دست بردارند تا ملتها به كار خودشان مشغول بشوند. وما، هم از شرارتهاي آنها ناراحت هستيم و هم از مقابله به مثل ، از هر دو ناراحت هستيم . ومن اميدوارم كه قطع بشود اين امور. و خداوند ان شاءالله شما را موفق كند و از بركات اين عيد سعيد و اين ماه مبارك كه گذشت ، شمه اي به ما و به شما عنايت بفرمايد.
والسلام عليكم و رحمه الله